امروز : 04 مهر 1396::14:22
کد خبر : 2667
سه شنبه 21 دي 1395 - 15:11

در گفتگوی اختصاصی پایگاه صهیون‌پژوهی تیه با استاد حوزه علمیه قم مطرح شد،

ملا علی کنی‌، تجلی الگوی تمدن‌سازی و مبارزه با استعمار

پایگاه صهیون‌پژوهی تیه: تاریخ معاصر ایران، شاهد از خود گذشتگی روحانیت در ادوار مختلف بوده است، به طوری که عالمان دشمن‌شناس و هوشمند، از زندگی آرام خویش دست می‌کشیدند تا زندگی مردم سامان یابد؛ از جمله این بزرگان مدافع حقوق مردم ایران، مرحوم ملا علی کنی بود.

گفتگوی اختصاصی تیه با حجت الاسلام و المسلمین مهدی ابوطالبی

ملا علی کنی‌، تجلی الگوی تمدن‌سازی و مبارزه با استعمار

به گزارش خبرنگار سرویس تاریخی پایگاه صهیون‌پژوهی تیه، به دفتر حجت الاسلام و المسلمین دکتر مهدی ابوطالبی، متخصص تاریخ معاصر رفتیم تا پیرامون شخصیت عالم بزرگ تاریخ معاصر ایران یعنی ملا علی کنی گفتگویی با ایشان داشته باشیم. ایشان به گرمی پذیرای ما بودند و مصاحبه طولانی با ایشان داشتیم که متن ذیل، حاصل این گفتگوست. 

پایگاه تیه: با سلام خدمت جناب‌عالی؛ لطفا درباره پژوهش‌های دشمن‌شناسی تاریخی در سال‌های اخیر توضیحی بفرمائید.

دکتر ابوطالبی: سلام و عرض سلام خدمت شما و مخاطبان گرانقدر شما. در رابطه با بحث دشمن شناسی، الحمدلله سال‌های اخیر کتاب‌های زیادی پیرامون جنگ نرم و دشمن شناسی نوشته شده است، منتها در حوزه تاریخ معاصر و در این فضا کارهای معدودی صورت گرفته است. عمده مشکل با استعمار است، یعنی دشمن اصلی ما در تاریخ معاصر استعمار است و الحمدلله کتاب‌های خوبی در رابطه با استعمار نوشته شده و به نوعی تقویت کننده استعمار در ایران روشنفکری غرب‌گرا است. یعنی در جریان داخلی خیلی کتاب نوشته شده، به این معنا که در تحلیل روشنفکری، انواع روشنفکری، نقد روشنفکری و اندیشه‌های روشنفکری کتاب‌های خوبی برای کسانی که بخواهند این بحث را در تاریخ معاصر دنبال کنند، نوشته شده است.

مثلاً درباره روشنفکری دوره قاجار و پهلوی بحث تاریخی می‌شود و کتاب زیاد است؛ راجع به استعمار هم همین طور! انواع قراردادهای استعماری که بسته شده است، یا دخالت‌های آمریکایی‌ها، انگلیسی‌ها، قراردادهای استعماری کتاب زیاد است. کتاب تاریخ سیاسی موسی نجفی کتاب خوبی است، اما در باب استعمار کتابی هست، تحت عنوان شناخت استعمار از آقای مصطفی اسکندری جامعه المصطفی چاپ کرده و کسی که می‌خواهد استعمار را خیلی موجز، مفید و مختصر در قالب یک کتاب بخواند، این کتاب خوب است. روشنفکری و سیاست آقای جهاندار امیری نیز کتاب مناسبی است.

 

تاریخ معاصر / ابوطالبی / دشمن شناسی / یهود

 

  • البته خود شما هم کتابی در این زمینه دارید به نام ارتجاع روشنفکری پس از انقلاب اسلامی.

درست است! کتاب قحطی جنگ جهانی آقای محمد قلی مجد که راجع به قحطی جنگ جهانی اول در ایران نوشته شده نیز کتاب خوبی است. کتاب جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی و سیاسی رسول جعفریان کتاب خوبی هست، در پایان نیز بحث استعمار فرانو آقای حسن واعظی کتابی دارد، تحت عنوان استعمار فرانو و البته این هم کتاب خوبی هست.

  • در تاریخ معاصر ما چه ضرباتی از دشمن خوردیم که لطمه‌های جبران ناپذیری را بر پیکره کشورمان وارد کرد؟

یکی از مهم ترین دشمنان ما در تاریخ معاصر استعمار می‌باشد، در ورود به ایران و مواجهه با ایران، در چند مرحله ما را مورد هجوم قرار داد. مرحله نظامی جنگ‌های ایران و روس بود که ضربه زیادی دیدیم و علی‌رغم اینکه مردم و علما با الوار به میدان آمدند، ولی عمده دلیل شکست ایفای نقش نادرست در فرماندهی، بودجه و از این دست موارد بود و باعث شد تا ما شکست بخوریم. در قراردادهای ترکمنچای و گلستان چه به ما تحمیل شد؟ نقش جریان روشنفکری غرب‌گرا هم مؤثر بود، یعنی مثلا میرزا ابوالحسن خان وزیر خارجه ایران بود و داخل آن مذاکرات بدون اغراق می‌توان گفت که به شدت ایشان خیانت کرد و کاملا با انگلیسی‌ها هماهنگ بود و در مذاکره با روس‌ها طبق فرمانی که انگلیسی‌ها می‌دادند، حرکت می‌کرد.

اگه خود میرزا ابوالحسن خان را شخص خائنی بدانیم، خودش یک دشمن می‌شود و اگر هم بگوییم آدمی بود که قصدی نداشت ولی همین که انگلیسی‌ها را باور کرد و احساس کرد که انگلیسی‌ها می‌توانند کمک کنند، ضربه خورد. در جنگ‌های ایران و روس دو بار ما با انگلیسی ها قرارداد بستیم، برای اینکه داخل جنگ به ما کمک کنند؛ ولی زیرش زدند. با فرانسوی‌ها قرارداد بستیم، آنها هم زیرش زدند؛ چیزهایی بود که نشان می‌داد، نمی‌شود به خارجی‌ها در فضای سیاست داخلی و حتی سیاست خارجی‌مان اعتماد کرد. در واقع آنها به دنبال منافع خودشان بودند. یعنی وقتی که ما با انگلیسی‌ها قرارداد می‌بستیم، وقتی روابطشان با روس‌ها خوب می‌شد، طرف آنها می‌رفت و دیگر قرارداد ما را رها می‌کرد، فرانسوی‌ها نیز اینگونه بودند.

 

تاریخ معاصر / ابوطالبی / دشمن شناسی / یهود

 

  • چرا این اتفاق می‌افتاد؟ یعنی ما هیچ ضمانت اجرایی نداشتیم تا به این واسطه فشار بیاوریم؟

خیر! مثلاً ایران تعهد داده بود که اگر فرانسوی‌ها خواستند از منطقه افغانستان به سمت هند بروند، مانع شود. به این شرط که اگر کسی به ما حمله کرد یا جنگی شد، انگلیسی‌ها از ما حمایت کند، اما دیدیم در همین حمله روس‌ها کاری نکردند. یا در حالت دوم به ما توپ جنگی، پول و کمک نظامی کند؛ اما انگلیسی‌ها این کار را نکردند یا حتی بعضی جاها درست و حسابی کمک نکردند، مثلاً توپ دادند ولی توپ‌های انگلیسی آن جوری که باید شلیک می‌کرد، نکرد. یا سرباز خارجی برای ما مایه نمی‌گذارد و جاهایی هم عملاً اصلاً اجرا نکردند و زیر قرارداد زدند و به تعهدشان عمل نکردند.

تضمین این بود که ایران به فرانسه دور ندهد، لذا بعد از این اتفاقات وقتی قرارداد اول با انگلیسی‌ها به هم خورد، ایران سراغ فرانسوی‌ها رفت. آنها آمدند، منتها فرانسوی‌ها روابطشان با روسیه خوب بود، یعنی انگلیس و فرانسه و روسیه مدام قهر و آشتی، صلح و جنگ داشتند و لذا آنها این مسئله را اصل می‌گرفتند و اگر اتحادشان با ایران برای نفوذ در داخل منطقه و رسیدن به هند برای فرانسوی‌ها فایده داشت، پای قراردادشان می‌ایستادند و لذا تضمین قرارداد، خصوصاً مثل امروز نبود که تنظیم آنچنانی داشته باشد. مثلاً فرض کنید اگر در برجام آنها به عهدشان عمل نکنند، ما می‌خواهیم چه کار کنیم؟

 

تاریخ معاصر / ابوطالبی / دشمن شناسی / یهود

 

کشورها با توجه به منافع خویش ایران را دور می‌زنند

میگن خب ما دوباره هسته ای مان را شروع میکنیم مگر کار دیگری می توانیم انجام دهیم، یعنی ایران هم به انگلیسی‌ها می‌گوید که اگر شما به ما کمک نکنید، اگر فرانسوی‌ها بخواهند نفوذ کنند، من راه می‌دهم. البته خود فرانسوی‌ها روابطشان با انگلیسی‌ها را تنظیم کردند. یعنی در صورتی که روابطشان با انگلیسی‌ها به هم بخورد، سراغ ما می‌آیند. پس چه چیزی بود که بخواهد بازدارنده باشد؟ داخل تهاجم اقتصادی این بود که خوش بینی به غرب و شیفتگی نسبت به تکنولوژی جدید باعث می‌شد که یا خائنانه یا جاهلانه منافع ایران از دست برود تا قراردادهای استعماری بزرگی بسته شود. یعنی برای اینکه انگلیسی‌ها یا روس‌ها فلان خدمات تکنولوژی را بیاورند، مثلاً تلگراف و راه آهن بکشند، اما ما به ازایی که داده می‌شد، خیلی زیاد بود که داخل بحث اشاره می‌کنم.

در قرارداد تنباکو که قرار بود سود اقتصادی برای‌مان داشته باشد ولی داخل تاریخ هست، همان قراردادی که در ایران بسته شد، شاید یک چهلم قراردادهای مشابهی بود که با کشور عثمانی منعقد گشت، یعنی دریافتی که ایران از انگلیس‌ها بابت قرارداد تنباکو داشت، خیلی پایین بود. همیشه اعتماد بی‌جا به خارجی‌ها و بیگانه باعث می‌شد که این اتفاق بیفتد و یا مثلا میگفتند، خیلی مهم است که ما سیستم تلگراف داشته باشیم، لذا هر چه به انگلیسی‌ها بدهیم عیبی ندارد؛ چون چیزی که دارند به ما می‌دهند و همین خیلی مهم است.

 

تاریخ معاصر / ابوطالبی / دشمن شناسی / یهود

 

هجمه در سه سطح اقتصادی، فرهنگی و سیاسی

به طوری این تلقی مهم محسوب می‌شد که مثال الان این است که بعضی‌ها می‌گویند، اگه ما تمام هستی‌مان را بدهیم، ارزش دارد که چهارتا تحریم برداشته شود یا دوتا هواپیما بگیریم. یعنی آنقدر برداشتن چندتا تحریم را مهم جلوه می‌دهند که تمام هسته‌ای مان را تعطیل کنیم و این ارزش ندارد. –در واقع مخالف برداشتن تحریم نیستیم، بلکه می‌گوییم ما به ازایی که می‌دهیم خیلی کم است- بعد از هجمه اقتصادی، هجمه سیاسی به ما آوردند که مهمترین آن در دوران مشروطه است. در حقیقت نهضتی داخل ایران بر مبنای دین و اسلام بر پا شد، منتها انگلیسی‌ها و روشنفکران غرب‌گرای داخلی دنبال این هستند که مدل نظام سیاسی غربی را داخل ایران پیاده کنند و من اسمش را هجمه سیاسی می‌گذارم.

یعنی دنبال این هستند که نظام سیاسی ما را نظام غربی کنند و خیلی تلاش کردند. از تحصن سفارت انگلیس در دوره مشروطه شروع شد و اعتمادی که بازاری‌های تهران برای تحصن در سفارت به انگلیسی‌ها کردند باعث شد تا با دخالت انگلیسی‌ها خواسته‌هایشان تغییر کند، از عدالتخانه به سمت مشروطه غربی رفتند که ناشی از اعتماد بیجا به انگلیسی‌ها بود. اساساً مشروطه منحرف شد؛ نهضت مشروطه از یک نهضت اسلامی عدالت‌خواهانه بومی تبدیل به یک مدل پارلمانی غربی شد که هرچند امثال شیخ فضل الله تلاش بر مهار داشتند تا جلوی تفکرات غربی را بگیرند، البته کارهایی هم کردند ولی در نهایت با حذف شخصیت‌هایی مثل شیخ فضل الله و رهبران مذهبی مشروطه، عملاً مشروطه به سوی پارلمان غربی رفت و نهایتا منجر به استبداد رضاخانی شد.

 

تاریخ معاصر / ابوطالبی / دشمن شناسی / یهود

 

همیشه اعتماد به انگلیس و آمریکا کار را خراب می‌کند

نقطه حساسی بود که اعتماد به انگلیسی‌ها کار را خراب کرد یا در خود نهضت نفت که یکی از مقاطع مهم است، اعتماد مصدق به انگلیسی‌ها باعث شد تا عملاً در حقیقت انگلیسی‌ها خودشان داخل کودتا علیه مصدق دخالت کنند و ضربه نهایی را  وارد کنند، در حالی که مصدق به این خیال بود که می‌تواند در مقابل انگلیسی‌ها به امریکایی‌ها اعتماد کند و از قدرت آمریکا در مقابل انگلیس استفاده کنند ولی در نهایت اینطور نشد و همین مطالب نقاطی است که در حقیقت اعتماد ویژه به دشمن و یا نشناختن نفوذ دشمن را به نمایش می‌گذارد که فکر کنیم، چه شد این اتفاقات افتاد.

خود ملا علی کنی یکی از همین شخصیت‌ها است، یعنی آدمی است که خطر نفوذ غرب را خوب شناخت، هم در حوزه اقتصادی و هم در حوزه فرهنگی. ملا علی کنی آدمی است که خوب رصد کرد و به موقع جلوی نفوذ اقتصادی و فرهنگی غرب را در داخل ایران می‌گیرد. بعد از آن مرحوم میرزای شیرازی خوب خطر قرارداد تنباکو را متوجه می‌شود، قرارداد اقتصادی که امتیاز خرید و فروش تنباکو را واگذار می‌کنند ولی شما اعتراضات میرزای شیرازی به قرارداد تنباکو را می‌بینید. دلیل عمده آن فرهنگی بود و پیش از آنکه بخواهد نگران وضع اقتصادی مردم باشد، نگران وضعیت فرهنگی آنها بود و این خودش علامت بصیرت و آگاهی میرزای شیرازی است که متوجه می‌شود، همچنین قرارداد اقتصادی که چه پیامدهای فرهنگی برای جامعه ما دارد. یعنی ظاهر اقتصادی فریبش نمی‌دهد و ایشان در اعتراضات خویش دائماً به این نکته اشاره می‌کند که احکام قرآنی زیر سوال می‌رود و رواج فرهنگ بیگانه می‌شود و سلطه کفر بر مستضعفین اتفاق می‌افتد.

 

تاریخ معاصر / ابوطالبی / دشمن شناسی / یهود

 

دقت شیخ فضل الله همیشه ستودنی است

این نوع نگاه‌ها خودش نشان دهنده دقت میرزا و شناختش از اوضاع و احوال سیاسی و اجتماعی غرب و غربی‌ها است. بعد از او شیخ فضل الله واقعاً در تاریخ معاصر نماد بصیرت و دشمن شناسی است. یعنی واقعاً نداریم کسی که در حقیقت نفوذ استعمار و جریان روشنفکری غرب‌گرا را زودتر از همه می‌فهمید و تشخیص می‌داد. نمونه یکی از اعتراضاتی که شیخ فضل الله داشت، این بود که طیف‌های روشنفکری در نهضت مشروطه مثل سید حسن تقی زاده، صور اسرافیل و دهخدا به دنبال مشروطه غربی بودند، نه به دنبال مشروطه اسلامی و مشروطه‌ای که شیخ فضل الله می‌گفت، در حالی که برخی از علمای نجف به اینها خوشبین بودند و حرف شیخ فضل الله را قبول نکردند، لذا تعبیر کسروی این است که طیف‌های مثل تقی‌زاده دلیرانه مشروطه اروپایی را می‌خواستند و لذا نگذاشتند اصل شیخ فضل الله در قانون اساسی که بحث نظارت فقها بر قوانین بود، عملاً اجرا شود.

سعی داشتند تا ابتدا علما را ساکت کنند ولی عملاً هیچگاه این اصل را پیاده نخواهد کرد و واقعاً هم همینطور شد. شیخ فضل الله متوجه داستان بود، بعضی از علمای تهران و نجف می‌گفتند، اینها فعلا داخل نهضت آمده‌اند، یعنی جزء خودمان هستند. حالا کمی هم از نظر فکری کج می‌روند، ولی خدا با ماست و لذا بگذارید بیایند و اگر زمانی خطری دیدیم، ما هم با اینها خط‌مان را جدا می‌کنیم یا می‌گفتند فعلا مسامحه کنیم و کاری‌شان نداشته باشیم؛ مرحوم طباطبایی، بهبهانی همین حرف را به شیخ فضل الله می‌‌زنند.

 

تاریخ معاصر / ابوطالبی / دشمن شناسی / یهود

 

وقتی به حرف شیخ فضل الله می‌رسی

ایشان به مباحث ضد دینی در روزنامه انجمن‌های دوره مشروطه اعتراض می‌کند، البته گریه هم می‌کند و ناراحت می‌شود حرفشان این است که فعلاً باید با اینها راه بیاییم، تحمل کنیم و ان شالله جلوی این حرف‌ها را می گیریم؛  لذا یک سال بعد از شهادت شیخ جالب است بدانید که آخوند خراسانی و مرحوم مازندرانی نامه‌ای می‌فرستند و به تعبیرشان حکم به فساد تفکر سیاسی سید حسن تقی زاده می‌دهند و میگویند از مدرسه اخراجش کنید. تعبیرشان داخل نامه این هست:

« اینها آدم‌هایی هستند که عشاق آزادی پاریس هستند. یعنی آزادی غربی را می‌خواهند»

همین حرف را خود شیخ فضل الله چند سال پیش هم می‌زند و خود این‌ها داخل نامه تصریح می‌کنند، شعر عربی هم می‌آورند. با این معنا که سید حسن تقی زاده اول مایه امید ما بود، اما مایه مصیبت ما شد؛ آن موقع که شما فکر می‌کردید تقی‌زاده مایه امید بود، همان موقع شیخ فضل الله مایه مصیبت بود و این ناشی از این بود که شیخ فضل الله اینها را می‌شناخت. همون موقع شیخ فضل الله گفت مشروطه‌ای که از دیگ پلو سفارت انگلیس در بیاید به درد ما نمی‌خورد. در حالی که بعضی از افراد علما -شاید تنها مرحوم بهبهانی باشد- که می‌گویند تحصن در سفارت را تایید کرد ولی عامه مردم اعتماد کردند و گفتند انگلیسی‌ها می‌خواهند به ما کمک کنند.

لذا شیخ فضل الله آدمی بود که غرب شناسی خیلی خوب داشت. علت هم داشت، چون رصد می‌کرد، برایش مقالات روز مجلات اروپایی درباره اسلام و ایران را ترجمه می‌کردند تا بخواند، علامه قزوینی یک نفر را مامور کرده بود تا مقالات را برایش ترجمه کند، لذا شیخ فضل الله غرب را می‌شناسد، داخل بیانات و اعلامیه‌هایش هم از اسم‌های غربی صحبت می‌کند، کاملا به روز و آشناست. لذا شیخ فضل الله آدمی بود که واقعاً انحراف در مشروطه را زودتر از همه و برخی از آقایان فهمید. متاسفانه آن موقع نفهمیدند ولی بعدها هم که فهمیدند و ابراز ناراحتی کردند که چرا ما اشتباه کردیم، دیگر دیر شده بود. در صورتی شیخ فضل الله یکی از شخصیت‌های مهم و آگاه بود و بعد از آن مدرس است که به خوبی فضای سیاسی را درک می‌کنند و رضاخان را خوب می‌شناسند و انحرافات را خوب می‌فهمد.

 

تاریخ معاصر / ابوطالبی / دشمن شناسی / یهود

 

اقتدار مرجعیت در دوران ملاعلی کنی

مرحوم آیت الله ملا علی کنی مرجع وقت تهران بود و در اواسط دوران ناصرالدین شاه از مراجع بزرگ تهران بود که خیلی جایگاه خوبی در تهران داشتند، ناصرالدین شاه به خاطر جایگاه مرجعیت‌شان بسیار از ملا علی کنی حساب می‌برد، نقل‌های جالبی هست که می‌گویند: یک روز ناصرالدین شاه رفته بود برای شکار و مقداری که از شهر خارج شدند، پشیمان شد و برگشت. از او پرسیدم چرا برگشتی؟ گفت نگاهم به دروازه‌های شهر افتاد و یک لحظه گفتم اگر ملاعلی کنی بگوید دروازه‌های تهران را ببندید و دیگر اجازه ورود به ناصرالدین شاه را ندهید، تخت و تاج من از دستم می‌رود و لذا برگشت.

یعنی این حساب را از ملا علی کنی می‌برد، بر حسب شرایط وضعیت زمانی و رصد می‌کرد، هر جا که می‌دید انحراف بزرگی اتفاق می‌افتد و می‌شود جلویش را گرفت در آن زمان اقدام می‌کرد. از جمله دو موردی که ملا علی کنی ورود کرد و ناشی از هم رصد دقیق فضای دشمن و شناخته خوب بود؛ یکی از این موردها قرارداد اقتصادی بود که زمان ملا علی کنی نوشته شد، تحت عنوان قرارداد رویتر و طبق این قرارداد باید در ازای اینکه انگلیسی‌ها یک خط راه آهن از شمال به جنوب ایران بکشد و سیستم تلگراف در ایران راه اندازد و سیستم اداری گمرکات ایران را تکمیل کنند، با این شرایط که این تعهدات انگلیسی‌ها در مقابل چیزهای مختلفی بود، از جمله درآمد ۱۰ تا ۱۵ سال تلگرام و گمرک مال آنها باشد و حق استخراج و استفاده از تمام منابع زیرزمینی و روزمینی به مدت ۷۰ سال که همه اینها خیلی وحشتناک بود.

این قرارداد در انگلستان توسط ناصرالدین شاه و صدر اعظم وی میرزا قاسم خان سپه سالار بسته شد و هنوز ناصرالدین‌شاه برنگشته بود که ملا علی کنی متوجه می‌شود که هم چنین قراردادی بسته شده و هنوز ناصرالدین شاه به ایران نرسیده بود، ملا علی کنی نامه تندی به خود ناصرالدین شاه می‌نویسد که برای چه تو همچنین قراردادی بستی، تو اراضی مملکت را چرا به دست بیگانه دادی، اعتراض تندی می‌کند و می‌گوید این قرارداد باید لغو شود و میرزا قاسم خان سپه سالار صدر اعظم و مسبب این قرارداد باید از منصبش عزل شود و دیگر وی را داخل ایران راه نمی‌دهیم. یعنی حق ورود به ایران هم نداشت.

 

تاریخ معاصر / ابوطالبی / دشمن شناسی / یهود

 

دستور به ناصرالدین شاه و اخراج سپه سالار

ظاهرا وقتی نامه به دست ناصرالدین شاه می‌رسد که از ساحل بندر انزلی وارد ایران شده بود و ناصرالدین شاه میرزا قاسم خان سپه سالار را عزل کرد و به عثمانی فرستاد و یک منصب خارج از کشور به او داد و بعد هم آن قرارداد را لغو کرد. به خاطر ترسی که از ملا علی کنی داشت. یک مورد دیگر هم به خاطر فرهنگی که میرزا ملکم خان ناظم الدوله آمد و یکی از اولین لژهای فراماسونری در ایران را تحت عنوان فراموش خانه تاسیس کرد، فراماسونری مرکز جذب نخبگان و کار روی فکر نخبگان هر کشوری است و به محض اینکه این مرکز روز دوم شروع به کار کرد، ملا علی کنی با آن مقابله کرد و گفت: جای خطرناکی است. این نوع کارها کار درستی نیست و در حقیقت نفوذ فرهنگی از طریق این بحث را خوب متوجه شد، ملا علی باز به ناصرالدین شاه نامه نوشت و گفت این فراموشخانه باید تعطیل شود و تعطیل هم شد.

یعنی اینها ناشی از دقت ایشان و توجه‌شان به مسائل اقتصادی و قراردادهای بین‌المللی، تحولات فرهنگی و اقدام به موقع بود و همه این ها یعنی هم شناخت دشمن، هم رصد فعالیت‌ها و اتفاقات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، هم اقدام به موقع. یعنی واقعاً اقدامات ملاعلی‌کنی جلوی خیلی از خسارت‌ها را هم در بعد سیاسی و هم در بعد فرهنگی گرفت -سختترین مسئله‌ای که در زندگی ایشان اتفاق افتاد، بحث مبارزه با استکبار بود- مهمترین اتفاق، قرارداد رویتر بود. اگر اشتباه نکنم ادوارد براون گفت این قرارداد یعنی فروش یک مملکت به یک کشور بیگانه، همچین تعبیری داشت.


منبع : اختصاصی پایگاه جامع صهیون پژوهی تیه
کد خبرنگار : 12








chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد
منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.





اردو
تبلیغ کانال
ویژه نامه روز قدس
صوت
فیلم
کاریکاتور
اینفوگرافی
اخبار
پربازدیدترین
پیشنهادسردبیر
همایش ها
محصولات
اساتید