امروز : 04 تير 1398::23:28
کد خبر : 2653
شنبه 18 دي 1395 - 20:26

کارشکنی و عدم پایبندی به تعهدات اعتقادی (10)

انگیزه‌ و علل انکار نبوت انبیا در سازمان یهود

پایگاه صهیون پژوهی تیه: بعد از حادثه یازده سپتامبر، هر از چند گاهی، به بهانه سالگرد این حادثه ساختگی توسط دولتمردان آمریکا و صهیونیسم جهانی، اهانت‌هایی به ساحت مقدس پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) می‌شود، پروژه‌هایی چون کاریکاتورهای دانمارکی، فیلم فتنه توسط کارگردان هلندی، فیلم تسلیم، آتش زدن قرآن توسط کشیش مسیحی آمریکایی و آخرین اهانت و بی‌سابقه‌ترین آن ساخت فیلم موهن علیه پیامبر اکرم، همه و همه نشان از برنامه گسترده و حساب‌شده برای تخریب عصمت، انکار نبوّت پیامبران و مقابله با گسترش دین مبین اسلام در میان ملل جهان است.

انگیزه‌ و علل انکار نبوت انبیا در سازمان یهود

سرویس قرآن و معارف پایگاه جامع صهیون پژوهی تیه - ابراهیم کارگران: انکار نبوت بعد از حضرت موسی (علیه‌السلام) از کارشکنی‌های یهود در عصر پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) بود، آنان باآنکه نشانه‌های پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) را در کتاب تورات به‌روشنی دریافته بودند و یقین داشتند بعد از پیامبرشان، پیامبرانی چون حضرت عیسی (علیه‌السلام) و رسول اکرم (صلی‌الله علیه و آله) مبعوث خواهند شد، از قبول رسالت آن‌ها سرباز زدند، وقتی برخی از آنان از جانب پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) به آیین اسلام دعوت شدند با علم به حقانیت دین مبین اسلام از پذیرش آن سر برتافتند. در موضوع کارشکنی و عدم پایبندی یهود به تعهدات اعتقادی در چهار مورد ازجمله؛ انحراف از اصل توحید، انکار نبوت، انکار معاد و دشمنی با جبرئیل، دلایل و مستندات قرآنی - تاریخی را ذکر می‌کنیم که به‌حسب ترتیب در این مقاله به انکار نبوّت یهودیان خواهیم پرداخت.

لازم به ذکر است به جهت اهمیت و گستردگی «موضوع انکار نبوّت توسط یهودیان» در مقاله‌ بعدی به «علل و انگیزه‌های یهود از انکار نبوّت پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله)» خواهیم پرداخت.

یهودیان/منکر نبوت/تیه


انکار نبوت

یهودیان ادعاهای مختلفی می‌کردند ازجمله اینکه می‌گفتند ما، فرزندان خداوند هستیم (مائده/آیه 18) و زمانی که بعضى از این انحرافات و ادعاهاى بی‌اساس آن‌ها روشن شد، خداوند آن‌ها را مورد خطاب قرار مى‏دهد و به آمدن پیامبرى که آن‌ها در انتظارش بودند، گوشزد مى‏کند؛ بنابراین وحی الهی نازل شد و خداوند در آیه شریفه 19 سوره مائده، خطاب به آنان چنین می‌فرماید:
یَأَهْلَ الْکِتَابِ قَدْ جَاءَکُمْ رَسُولُنَا یُبَینِ‏ لَکُمْ عَلىَ‏ فَتْرَةٍ مِّنَ الرُّسُلِ أَن تَقُولُواْ مَا جَاءَنَا مِن بَشِیرٍ وَ لَا نَذِیرٍ فَقَدْ جَاءَکُم بَشِیرٌ وَ نَذِیرٌ وَ اللَّهُ عَلىَ‏ کلُ‏ شىَ‏ءٍ قَدِیر؛ اى اهل کتاب! بى‏تردید رسول ما پس از روزگار فترت و خلأ پیامبران به سوى شما آمد و آنچه را مورد نیاز دنیا و آخرت شماست‏ براى شما بیان مى‏کند که روز قیامت در پیشگاه خدا نگویید: براى ما هیچ مژده دهنده و بیم‌رسانی نیامد، یقیناً مژده دهنده و بیم‌رسان به سویتان آمد و خدا بر هر کارى تواناست.

شأن نزول

«قال ابن عباس: أن معاذ بن جبل و سعد بن عبادة و عقبة بن وهب، قالوا: یا معشر الیهود اتّقوا اللّه و اللّه إنّکم لتعلمون أنه رسول اللّه، کنتم تذکرونه لنا قبل مبعثه و تصفونه بصفته. فقال وهب بن یهوذا و رافع: ما قلنا هذا لکم و ما أنزل اللّه بعد موسى من کتاب و لا أرسل رسولا بشیرا و لا نذیرا بعده، فنزلت هذه الآیة». عده‌ای از بزرگان انصار چون معاذ بن جبل و سعد بن عباده و عقبه بن وهب که پیش از اسلام، با آن‌ها رابطه دوستی داشتند خطاب به یهودیان گفتند: ای مردم یهود، تقواپیشه کنید و از عذاب خدا بپرهیزید، به خدا سوگند شما می‌دانید او فرستاده خداست و شما قبل از بعثت او نشانه‌هایش را برای ما می‌گفتید، چگونه حالا منکر آن‌ها شده‌اید!


رافع بن حریمله و وهب بن یهودا دو نفر از بزرگان یهود، باکمال وقاحت و بی‌شرمی گفتند ما چنین چیزی برای شما نگفته‌ایم و خداوند بعد از موسی (علیه‌السلام) هرگز پیامبری مبعوث نکرده است. پس این آیه نازل شد.«1»

تفسیر آیه شریفه

این آیه شریفه دومین خطابى است که به اهل کتاب شده و متمم خطاب اول است، براى اینکه خداوند در آیه اول (آیه شریفه 15 مائده)، خطاب به یهود و نصاری می فرماید:«یَأَهْلَ الْکِتَابِ قَدْ جَاءَکُمْ رَسُولُنَا یُبَینِ‏ لَکُمْ کَثِیرًا مِّمَّا کُنتُمْ تخُفُونَ مِنَ الْکِتَابِ وَ یَعْفُواْ عَن کَثِیرٍ قَدْ جَاءَکُم مِّنَ اللَّهِ نُورٌ وَ کِتَابٌ مُّبِین) و این معنا را برای اهل کتاب بیان می‌کند: که خداى تعالى رسولى به‌سوی ایشان گسیل داشته و او را با کتابى مبین تأیید نموده و او به اذن خدا بشر را به‌سوی هر خیرى و هر سعادتى هدایت مى‏کند. آیه موردبحث، جنبه اتمام‌حجت براى یهود و نصاری دارد؛ رسول ما به این منظور بشر را هدایت نموده و هر خیر و سعادتى را برایشان بیان مى‏کند، که فردا یعنى در روز قیامت نگویند: خدایا هیچ بشیر و نذیرى به‌سوی ما نیامد تا راه سعادت و شقاوت را براى ما بیان کند.


با این بیان، دو احتمال در آیه مذکور داده می‌شود:
1. احتمالى که درباره آیه داده‌شده تأیید مى‏شود و آن احتمال این است که متعلق فعل «یُبَیِّنُ لَکُمْ» در این آیه همان متعلق در آیه قبل است و بنابراین احتمال تقدیر آیه چنین مى‏شود:«قد جاءکم رسولنا یبین لکم کثیرا مما تخفون من الکتاب؛ این رسول ما به‌سوی شما آمد تا آنچه از کتاب آسمانى خودتان پنهان کرده بودید یعنى علما و رهبانان شما پنهان کرده بودند، برایتان بیان کند»، پس دین اسلامى که به‌سوی آن دعوت مى‏شوید در حقیقت همان دین خودتان است که به آن متدین هستید و آن دین را تأیید مى‏کند و اگر مى‏بینید که در این دین چیزهایى هست که در دین شما نیست این موارد اختلاف بیان همان امورى است که رهبانان شما از معارف دین شما دزدیدند و از شما پنهان داشتند.


لازمه این احتمال این است که جمله:«یا أَهْلَ الْکِتابِ قَدْ جاءَکُمْ رَسُولُنا یُبَیِّنُ لَکُمْ»، از قبیل تکرار عین خطاب قبلى باشد همان را اعاده کرده تا بعضى از چیزهایى که در آن خطاب ناگفته مانده، اضافه کند و آن مطلب ناگفته عبارت است ازجمله:«أَنْ تَقُولُوا ما جاءَنا ...» و اگر جمله:«یا أَهْلَ الْکِتابِ» را تکرار کرد براى این بود که بین آنچه گفته شد و بین این جمله ناگفته، فاصله زیاد شده بود و به عبارت اصطلاحى بین متعلِّق و متعلَّق فاصله آن‌قدر شده بود که متعلَّق به متعلِّق نمى‏چسبید و این قسم تکرارها در کلام معمولى انسان‏ها بسیار است، از آن جمله شاعر مى‏گوید:
قربا مربط النعامة منى/ لقحت حرب وائل عن حیال‏
قربا مربط النعامة منى/ ان بیع الکریم بالشسع غال‏


 که شاعر خواسته است بگوید: جایگاه نگهدارى شترمرغان را به من بدهید زیرا شما کریم هستید و شخص کریم اگر چیز گران‌بهایی را به یک‌بند کفش بفروشد باز خریدار مغبون است و چون جمله معترضه (لقحت حرب وائل عن حیالى- که آتش جنگ وائل در برابرم شعله‏ور شد) بین صدر و ذیل کلام فاصله شده بود، مجدداً صدر کلام را تکرار کرد.


2. در مقابل آن احتمال، احتمال دیگرى هست و آن این است که خطاب «یا أَهْلَ الْکِتابِ» تکرار خطاب قبلى نباشد بلکه خطابى از نو باشد و جمله «یُبَیِّنُ لَکُمْ» نیز اشاره به همان بیان قبلى نباشد بلکه متعلق آن حذف شده باشد یا براى اینکه خواسته باشد عمومیت را برساند یعنى بفرماید:«اى اهل کتاب رسولى به‌سوی شما آمد تا همه‌چیز را براى شما بیان کند» البته همه‌چیزهایی که احتیاج به بیان دارد و یا براى بزرگداشت آنچه حذف‌شده و خواسته باشد بفهماند:«این رسول به‌سوی شما آمد تا امرى عظیم را که شما محتاج به بیان آن هستید برایتان بیان کند» و جمله:«عَلى‏ فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ» بى اشعار و بلکه بى دلالت نیست بر اینکه آن حاجت چیست، چون معناى آیه مجموعاً چنین است:«رسولى به‌سوی شما آمد تا برایتان بیان کند چیزى را که گذشت مدتى طولانى از آخرین پیامبر قبلى و نیامدن پیامبرى دیگر شمارا محتاج به بیان آن نموده است».


جمله:«أَنْ تَقُولُوا ما جاءَنا مِنْ بَشِیرٍ وَ لا نَذِیرٍ ...» متعلق است به جمله:«قد جاءکم»، چیزى که هست در این میان کلمه:«حذر» و یا کلمه:«لئلا» از اول آن افتاده و تقدیر جمله چنین است:«حذر أن تقولوا» و یا «لئلا تقولوا» یعنى:«ما این رسول را فرستادیم تا مبادا شما چنین و چنان گوئید» و یا «ما این رسول را فرستادیم تا شما چنین و چنان نگوئید».

 اعتقاد به محال بودن نسخ و بداء، مستلزم محدود دانستن قدرت خداى تعالى است

جمله:«وَ اللَّهُ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدِیرٌ» گویى مى‏خواهد توهمى را که ممکن است به ذهن افرادى بیاید رفع کند، چون یهودیان به خاطر اینکه نسخ و بداء را محال مى‏پنداشتند معتقد بودند که شریعت تورات نسخ نخواهد شد و بعدازآن دیگر شریعتى نخواهد آمد، خداى تعالى در جمله موردبحث این توهم را دفع نموده و مى‏فرماید: این عقیده شما با عمومیت قدرت حق‌تعالی منافات دارد، شما دارید با این عقیده باطل خود قدرت خدا را محدود مى‏کنید بااینکه خداى تعالى بر هر چیزى قادر است، هم بر نسخ و هم بر بداء. علاقه‌مندان جهت مطالعه بیشتر این موضوع می‌توانند به تفسیر المیزان، ذیل تفسیر آیه شریفه 106 سوره بقره «ما نَنْسَخْ مِنْ آیَةٍ أَوْ نُنْسِها ...» مراجعه نمایند. «2»


در اینجا لازم است این قسمت از آیه شریفه «عَلىَ‏ فَتْرَةٍ مِّنَ الرُّسُلِ» را توضیح دهیم:
« فترت» در اصل به معنی سکون و آرامش است و به فاصله میان دو جنبش و حرکت یا دو کوشش و نهضت و انقلاب نیز گفته می‌شود و ازآنجاکه در فاصله میان « موسى» ع و « مسیح» ع پیامبران و رسولانى وجود داشتند، اما در میان حضرت مسیح و پیغمبر اسلام ص به این شکل نبود، قرآن این دوران را دوران « فترت رسل» نامیده است و میدانیم که در میان دوران مسیح و بعثت پیامبر ص حدود شش‌صد سال فاصله بود».«3»


دانشمندان و مورخان گفته‏اند: بین میلاد عیسى (ع) و محمد (ص) 560 سال فاصله بوده است و گفته‌شده: شش‌صد سال و کلبى گوید: فاصله میان موسى و عیسى هزار و هفت‌صد سال بود و در این مدت هزار پیامبر وجود داشته است، ولى میان عیسى و محمد (ص) چهار پیامبر بوده است سه نفر از بنی‌اسرائیل و یک نفر از عرب بود که خالد بن سنان عبسىّ نام داشت.


مقصود آیه منّت گذاردن بر بنی‌اسرائیل به‌واسطه فرستادن پیامبران به‌سوی آنان است، زیرا پس از محو شدن آثار وحى آنچه آنان نیازمندتر بدان بودند ارسال رسل بود ازاین‌رو قرآن بر آنان منّت نهاده تا آن را بزرگ‌ترین نعمت از جانب خداوند بشمارند. «4»


به‌طور کل، طبق آنچه در آیه 14 سوره یس به آن اشاره‌شده «إِذْ أَرْسَلْنَا إِلَیهْمُ اثْنَینِ فَکَذَّبُوهُمَا فَعَزَّزْنَا بِثَالِثٍ فَقَالُواْ إِنَّا إِلَیْکُم مُّرْسَلُون؛ زمانى که دو پیامبر را به‌سوی آنان فرستادیم، پس آن دو را انکار کردند و با پیامبر سومى آنان را تقویت کردیم، پس [همگى‏] گفتند: ما را به‌سوی شما فرستاده‏اند» و طبق آنچه مفسران اسلامى گفته‏اند حداقل در میان این دو پیامبر، سه نفر از رسولان آمده‏اند و بعضى عدد آن‌ها را چهار نفر می‌دانند، اما درهرحال میان وفات آن رسولان و پیامبر اسلام ص فاصله‏اى وجود داشت و به همین دلیل در قرآن از آن به‌عنوان دوران «فترت» یادشده است.

چگونه ممکن است که جامعه انسانیت لحظه‏اى از نماینده خدا و فرستادگان او خالى شود؟

اما در اینجا ممکن است سؤالی پیش آید و گفته شود، طبق عقیده ما، جامعه انسانیت لحظه‏اى از نماینده خدا و فرستادگان او خالى نخواهد شد چگونه ممکن است چنین فترتى وجود داشته باشد؟
در پاسخ باید توجه داشت که قرآن می‌گوید:«على فترة الرسل» یعنى رسولانى در این دوران نبودند اما هیچ مانعى ندارد که اوصیاى آن‌ها وجود داشته باشند. به تعبیر بهتر «رسولان»، آن‌هایی بودند که دست به تبلیغات وسیع و دامنه‌داری می‌زدند، مردم را بشارت و انذار می‌دادند، سکوت و خاموشى اجتماعات را در هم مى‏شکستند و صداى خود را به گوش همگان می‌رساندند، ولى اوصیاى آن‌ها همگى چنین مأموریتی را نداشتند و حتى گاهى ممکن است آن‌ها به خاطر یک سلسله عوامل اجتماعى در میان مردم به‌طور پنهان زندگى داشته باشند.


على علیه‌السلام در کلمات قصار نهج‌البلاغه در کلمه 147 می‌فرماید: اللهم بلى لا تخلو الارض من قائم للَّه بحجة اما ظاهرا مشهورا او خائفا مغمورا لئلا تبطل حجج اللَّه و بیناته یحفظ اللَّه بهم حججه و بیناته حتى یودعوها نظرائهم و یزرعوها فى قلوب اشباههم.«آرى روى زمین هرگز از کسى که قیام به حجت الهى کند خالى نخواهد ماند خواه آشکار و مشهور باشد یا پنهان و ناشناخته، براى اینکه احکام و دستورات و دلائل و نشانه‏هاى خداوند از میان نرود (و آن‌ها را از تحریف و دستبرد مصون دارند) ... خداوند به‌وسیله آن‌ها دلایل و نشانه‏هاى خود را حفظ مى‏کند تا به افرادى همانند خود بسپارند و بذر آن را در دل‌های کسانى شبیه خود بیفشانند ...»


روشن است هنگامی‌که رسولان انقلابى و مبلغان موج افکن در میان جامعه نباشند تدریجاً خرافات و وسوسه‏هاى شیطانى و تحریف‌ها و بى‏خبرى از تعلیمات الهى گسترش می‌یابد، اینجا است که ممکن است جمعى وضع موجود را عذر و بهانه‏اى براى فرار از زیر بار مسئولیت‌ها بپندارند، در این موقع خداوند به‌وسیله مردان آسمانى این عذر و بهانه‏ها را قطع می‌نماید. «5»

نتیجه‌گیری

یهود به‌طورکلی دریکی از مسائل اصولی دین که بدون آن، ابلاغ رسالت برای بشر ممکن نیست، دارای مشکل اساسی بودند و توطئه‌های بزرگی در این زمینه انجام دادند؛ آن‌ها علاوه بر کارشکنی در پذیرش رسالت خاتم پیامبران (صلی‌الله علیه و آله) در نبوت حضرت عیسی (علیه‌السلام) نیز خدشه وارد کردند.


گروهی از سران یهود به محضر پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) رسیدند و از پیامبرانی که به آن‌ها ایمان دارد پرسیدند، پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) در پاسخ به آن‌ها، آیه 84 از سوره آل‌عمران را خواند که در آن صریحاً ایمان به موسی و مسیح (علیهم‌السلام) در کنار هم آمده است. «6»

آنان از پاسخ پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) برآشفتند و گفتند: ما به مسیح و هر کس که به مسیح مؤمن باشد ایمان نمی‌آوریم، قرآن کریم در اشاره به این واقعه در آیه 59 سوره مائده می‌فرماید: قُلْ یَأَهْلَ الْکِتَابِ هَلْ تَنقِمُونَ مِنَّا إِلَّا أَنْ ءَامَنَّا بِاللَّهِ وَ مَا أُنزِلَ إِلَیْنَا وَ مَا أُنزِلَ مِن قَبْلُ وَ أَنَّ أَکْثرَکمُ‏ فَاسِقُون؛ بگو: اى اهل کتاب! آیا جز این را بر ما عیب مى‏گیرید که ما به خدا و آنچه از سوى او بر ما نازل‌شده و آنچه پیش از ما بر پیامبران‏ فرود آمده ایمان آورده‏ایم؟! و این عیب‏جویى شما به سبب این است‏ که بیشتر شما فاسق هستید.


بدین‌جهت یهودیان با این عمل خود ثابت کردند که در صورت تعارض خواسته‌های شخصی و ظاهری خود با اساس دین، خواسته‌های خود را ترجیح می‌دهند، زیرا باوجوداینکه در تورات نشانه‌های زیادی برای پیامبر خاتم (صلی‌الله علیه و آله) ذکرشده بود تا جایی که بنا به اقرار خودشان، وی را بهتر از فرزندان خود می‌شناختند ولی بازهم رسالت حضرت را انکار کردند.


در عصر حاضر نیز، نه‌تنها یهود دست از اعتقادات انحرافی و باطل خود در مورد انبیاء الهی به‌ویژه حضرت موسی، حضرت عیسی و حضرت محمد (صلوات الله علیهم‌ اجمعین) برنداشته بلکه سینمای هالیوود با ساخت سریال، فیلم و پویانمایی، دست به تخریب و زیر سؤال بردن جایگاه و مقام این انبیاء الهی می‌زند.


بعد از حادثه یازده سپتامبر، هر چند گاهی به بهانه سالگرد این حادثه ساختگی توسط دولتمردان آمریکا و صهیونیسم جهانی، اهانت‌هایی به ساحت مقدس پیامبر اکرم (صلی‌الله علیه و آله) می‌شود، پروژه کاریکاتورهای دانمارکی، پروژه ساخت فیلم فتنه توسط کارگردان هلندی، آتش زدن قرآن توسط کشیش مسیحی آمریکایی و آخرین اهانت و بی‌سابقه‌ترین آن ساخت فیلم موهن "Innocence Of Muslims"، همه و همه نشان از پروژه‌ای حساب‌شده برای تخریب عصمت، انکار نبوّت پیامبران و مقابله با گسترش دین مبین اسلام و مسلمین جهان است. «7»

پی‌نوشت‌ها

1.    الدر المنثور فی تفسیر المأثور، ج‏2، ص 269، تفسیر عاملی، ج 3، ص 250، زاد المسیر فی علم التفسیر، ج‏1، ص 530.
2.    ترجمه المیزان، ج‏5، صص 413-411.
3.    تفسیر نمونه، ج‏4، ص 332.
4.    ترجمه جوامع الجامع، ج‏2، ص 55، ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج‏6، ص 265.
5.    تفسیر نمونه، ج‏4، صص 333-332.
6.    جعفر سبحانی، منشور جاوید، ج 6، صص 7 – 306.
7.    سایت پایگاه تبیینی وتحلیلی دیده‌بان، کد خبر: 1547(http://didban.ir/fa/news-details/1547)

منابع

1.    قرآن کریم
2.    ابن جوزى ابوالفرج عبدالرحمن بن على، زاد المسیر فى علم التفسیر، تحقیق: عبدالرزاق المهدی، چاپ اول، بیروت، دار الکتاب العربی،1422 ق.
3.    سبحانی‌تبریزی، جعفر، منشور جاوید، قم: موسسه‌ امام‌ صادق‌(ع)، تاریخ نشر: 1383
4.    سیوطى جلال الدین، الدر المنثور فى تفسیر المأثور، قم، کتابخانه آیة الله مرعشى نجفى، سال چاپ: 1404 ق.
5.    طباطبایى، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه موسوى همدانى سید محمد باقر، قم، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسین حوزه علمیه قم.1374 ش.
6.    طبرسى، فضل بن حسن، مجمع البیان فى تفسیر القرآن، نویسنده: مترجمان، تحقیق: رضا ستوده، چاپ اول، تهران، انتشارات فراهانى. 1360 ش.
7.    عاملى ابراهیم، تفسیر عاملى، تحقیق: على اکبر غفارى، تهران، انتشارات صدوق، سال چاپ 1360 ش.
8.    مکارم شیرازى ناصر، تفسیر نمونه، چاپ اول، تهران، انتشارات دار الکتب الإسلامیة، سال چاپ: 1374 ش.
9.    مترجمان، ترجمه تفسیر جوامع الجامع، تحقیق: با مقدمه آیة الله واعظ زاده خراسانى، چاپ دوم، مشهد، ناشر: بنیاد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى، سال چاپ: 1377 ش.
10.    مترجمان، ترجمه مجمع البیان فى تفسیر القرآن، تحقیق: رضا ستوده، تهران، انتشارات فراهانى، چاپ اول، سال چاپ: 1360 ش.

 


منبع : پایگاه جامع حوزوی صهیون‌پژوهی تیه
کد خبرنگار : 18








chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد
منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.





اردو
تبلیغ کانال
ویژه نامه روز قدس
صوت
فیلم
کاریکاتور
اینفوگرافی
اخبار
پربازدیدترین
پیشنهادسردبیر
همایش ها
محصولات
اساتید