امروز : 05 مرداد 1396::05:24
کد خبر : 2626
یکشنبه 12 دي 1395 - 15:22

بسیج دانشکده فنی به مناسبت 9 دی برگزار کرد؛

مهندسی پندار، عنصری مهم در عرصه مقابله رسانه‌ای

پایگاه صهیون‌پژوهی تیه: مسئله «فریب رسانه‌ای» در صورت عدم هوشیاری رسانه‌های متعهد، احتمال آسیب‌رسانی فراوانی دارد؛ به عنوان نمونه سال88 اتفاقی افتاد و در آن رسانه‌های دشمن بدنه اجتماعی را هدف گرفت و توانست جمعیتی را به سمت خیابان بیاورد، اما چگونه و با چه استدلالی توانست به این مهم دست یابد؟

گزارش اختصاصی تیه از سخنرانی احمد قدیری ابیانه کارشناس رسانه و جنگ نرم در دانشکده فنی (بخش اول)

مهندسی پندار، عنصری مهم در عرصه مقابله رسانه‌ای

به گزارش خبرنگار سرویس سیاسی پایگاه صهیون‌پژوهی تیه، روز سه‌شنبه هفتم دی‌ماه در دانشکده فنی دانشگاه تهران، همایشی با سخنرانی «احمد قدیری ابیانه» پیرامون جنگ روانی دشمنان در ایام فتنه 88 به تبیین این مسئله پرداخت. شرح سخنرانی این همایش که پرونده جامعی پیرامون دخالت رسانه‌های بیگانه در امور سیاسی جمهوری اسلامی ایران است، در سه بخش تنظیم شده است که خدمت شما مخاطبان ارجمند ارائه می‌گردد. قابل ذکر است که این سخنرانی جهت آشنایی با تکنیک‌های روانی و حقانیتی که در ایام گذشته لگدمال شد، مورد بررسی قرار می‌گیرد.

بعد از سلام خدمت شما بزرگواران، اقتضای دانشکده فنی این است که ما بر خلاف بعضی از دوستانمان و برخی افرادی که مسائلی را تبیین می‌کنند، نه با زبان سیاست بلکه با منطق ریاضی مسائل را تبیین کنیم، لذا احتمالا برخی از موارد برای شما جدید است.

پیامبر اسلام(ص) فرمودند ابتدا قیام کنید و بعد فکر کنید؛ یعنی چه؟ یعنی اول انقلاب کنیم و بعد بگویم که چرا انقلاب کردیم؟ نه! این طور نیست، اینجا قیام درونی منظور است. این همان حرف مرحوم دکتر علی شریعتی است که گفت خدایا عقایدم را عقده هایم مصون بدار.

کتاب احمد قدیری ابیانه

احمد قدیری ابیانه نویسنده کتاب تکنیک های عملیات روانی در حوزه رسانه و خبر می‌باشد.

در تحلیل‌هایمان، اسیر تعصبات قومی و حزبی نشویم

در تاریخ انبیاء، نکته‌ای ذکر شده و آن اینکه هر جایی که موسی(ع) فرعون را با منطق استدلال، برهان و یا منطق اعجاز مغلوب می‌کرد، فوری کاری که فرعون می‌کرد، بحث را به سمت تعصبات قومی می‌کشاند و می‌گفت ای مردم مصر! حواستان باشد که موسی می‌خواهد شما را از شهر و دیار خودتان بیرون کند، مردم مصر! موسی می‌خواهد خدایان تان را از شما بگیرد.

حواسمان به این تعصبات باشد چراکه می‌بینیم بزرگترین مانع برای پذیرش صحبت، همین تعصبات حزبی و سیاسی است. تا بیاییم در بحث پیش برویم و منطق و دلیل بیاوریم، فوری داد می‌زنند که می‌خواهی بگویی دلواپسان خوب هستند؟ می‌خواهی بگویی اصلاح‌طلب‌ها بد هستند؟ حکومت مال شماست؟ و از این حرف ها. این منطق، منطق فرعون است.

اهمیت بررسی و تحلیل انتخابات 88

قبل از اینکه انتخابات سال 88 به وقوع بپیوندد، مقام معظم رهبری فرمودند که جنگ، جنگ احزاب است. معنی آن، نه جنگ حزب‌ها (حزب مشارکت یا مجاهدین انقلاب) که جنگ خندق منظور است. جنگی که همه‌ی کفر، با وجود اختلافات داخلی و قبیله‌ای که با هم داشتند، اختلافات را علیه جبهه‌ی حق کنار گذاشتند. شما در انتخابات سال 88 می‌بینید، بهائیت و حجتیه که قبلا پنبه و آتش بودند و اساسا حجتیه به وجود آمد برای مقابله با بهائیت، اما در انتخابات 88 از فراماسونر، بهائی، حجتیه‌، سلطنت‌طلب، کمونیست، دموکرات، کومله، ضدانقلابِ داخلی و دیگر فرقه‌ها جمع شدند علیه یک نقطه که اسماً آقای احمدی نژاد بود اما رسماً نظام، انقلاب و اسلام را نشانه گرفته بودند، چیزی که بعدا در شعارشان نیز بیان کردند؛ انتخابات بهانه است، اصل نظام نشانه است.

اهمیت انتخابات سال 88 این است که دو حالت بیشتر ندارد؛ یا تقلب شده است یا نه. اگر تقلب شده است، هاشمی، موسوی، خاتمی، کروبی، جنبش سبز و همه‌ی کسانی که با این اوضاع مخالفت کردند، بر حق بودند و نظام و تمام تشکیلات نظام، همه باطل بودند. کسانی که از آن طرف کشته شده‌اند، شهید هستند و کسانی که از این طرف کشته شده‌اند، باطل هستند. اما اگر تقلب نشده، ورق کاملا بر می‌گردد. اهمیت انتخابات سال 88 از این جهت است که بود و نبود این اتفاق، یک حکم بزرگی نسبت به پرونده‌ی قطور جریان‌های سیاسی در طول انقلاب اسلامی صادر می‌کند.

احمد قدیری ابیانه -سایت تیه

ماهیت و فرمول براندازی نرم

فرمول براندازی نه در ایران، بلکه به استناد کشور اوکراینِ 2004 و 2014، قرقیزستان و جاهای مختلف در شرق اروپا و آسیای میانه، فرمول ثابتی است. و می‌توان در سه عبارت خلاصه کرد «مهندسی پندار، نقطه عطف، مهندسی رفتار». مهندسی پندار، یعنی چگونه رسانه‌ها بعد و خصوصا قبل از انتخابات، اذهان افراد را به تحلیل و برداشت مدنظر خود سوق می‌دهند. مهندسی پندار یعنی اینکه رسانه‌ها چگونه حتی بدون دروغ به شیوه‌ای اخبار را جلوه می‌دهند که تاثیر مطلوب در ذهن مخاطب گذاشته شود. در این خصوص بنده در کتاب خویش «تکنیک‌های عملیات روانی در حوزه رسانه و خبر» 88 ترفند و تکنیک عملیات روانی که همان فرمول‌های پروپاگاندا است را تئوریزه و احصا و همراه با مستندات ارائه کرده ام که می‌توانید مراجعه کنید و الان فرصت توضیحش نیست.

مهندسی پندار

مهندسی پندار یعنی «کاشت، داشت و برداشت». ابتدا بذر شبهه را در ذهن ما می‌کارند و پرورش می‌دهند، بعد در نقطه عطف‌هایی که عموما انتخابات‌ها است آن را درو می‌کنند. مواردی که عموما می‌دانیم انتخابات است اما دو مثال نقض برای این موارد می‌گوییم که انتخابات نبوده است؛ یک مصداق 18 تیر 87. موضوع چه بود؟ بسته شدن یک روزنامه به نام سلام و مصداق دیگر اوکراین 2014 که موضوع آن اقتصادی بود! رئیس جمهور قانونی و مشروع کشور حق داشت با اتحادیه‌ی اروپا پیمان همکاری امضا بکند یا نکند، گفت نمی‌خواهم امضا کنم، لذا غرب گراها شورش کردند و داستان ادامه دار شد. فرار رئیس جمهور و تجزیه‌ی اوکراین که شبهه جزیره‌ی کریمه رسما جدا شد و شرق اوکراین هم حالت نیمه خودمختار پیدا کرده و در شرف تجزیه است.

 

تیه/ دشمن شناسی/ جنگ روانی / عملیات روانی

 

مهندسی رفتار

مهندسی رفتار چیست؟ مهندسی رفتار دقیقا همان 198 کنش خشونت پرهیز آقای جین شارپ که گفته است مردم به هر دلیلی در خیابان‌ها ریختند، حالا چه کار کنند که جنگ، فرسایشی شود؛ حکومت را از پا در بیاورند و با کمترین نیرو، توان و هزینه؛ بیشترین بهره برداری و بازتاب را داشته باشند. بنده تعدادی از این کنش‌های خشونت پرهیز را بیان می‌نمایم، «کنش» یعنی اقدام؛ «خشونت پرهیز» هم به معنای اقداماتی که مسئله را الزاما وارد حوزه خشن و آتش و خون نمی‌کند. نسخه‌ی جین شارپ چنین است «سخنرانی‌های عمومی، استفاده از شعارها، کاریکاتورها و نمادها، اعطای جایزه‌های غیر واقعی و ظاهری، استفاده از پرچم‌ها و رنگ‌های نمادین، اجرای نماز و دعا، ایجاد صداهای نمادین، تمسخر و اهانت به شخصیت ها، تظاهرات و راه پیمایی‌های مذهبی، انجام سوگواری سیاسی، تشیع جنازه‌های غیر واقعی و ظاهری، تلاش برای زندانی شدن» و غیره. در اینجا باید انقدر به تظاهرات‌های غیر قانونی ادامه داد تا پلیس برخورد کند و خون از دماغ یکی بیاید بعد همان را رسانه ای کنند و مردم را تحریک و نظام را تضعیف کنند و این ماجرا انقدر ادامه یابد تا اوضاع از کنترل حکومت خارج و نهایتا دولت ساقط شود.

رکن مهندسی پندار و مهندسی رفتار را اجمالا توضیح دادم، و اما نقطه‌ی عطف که عرض کردم عموما انتخابات‌ها بوده است و خشم و نفرت و هیجانات تجمیع شده به واسطه‌ی آن آزاد می‌شود را اجازه بدید مرور کنیم.

انتخابات ریاست جمهوری و پارلمانی صربستان در 2000 ، انتخابات پارلمانی گرجستان در 2003، انتخابات ریاست جمهوری اوکراین در 2004، انتخابات دو مرحله ای پارلمان قرقیزستان در 2005، انتخابات ریاست جمهوری بلاروس در 2006، انتخابات ریاست جمهوری ایران در 2009، همان سال 88، و دو چیز دیگر که اضافه کردم؛ ایران 18 تیر 87 در ماجرای روزنامه‌ی سلام و اوکراین 2014 و بحث همکاری اقتصادی با اتحادیه‌ی اروپا.

حال برای همین نقطه عطفِ انتخابات نیز سازوکار ثابتی وجود دارد. فرد باید از چند ماه قبل با کمک رسانه‌های داخلی و خارجیِ همسو شبهه‌ی تقلب در انتخابات را پمپاژ کند، اگر خودش رأی آورد –مثل ترامپ- که با ژست بزرگوارانه از ادعای خود می‌گذرد اما اگر رأی نیاورد می‌گوید من از اول گفته بودم قرار است تقلب شود. مسئله‌ی بعدی هم این است که قبل از اعلام نتایج رسمی باید اعلام پیروزی بکنی تا اولین خبر را به عنوان موثر ترین خبر به مخاطبان برسانی و عملا فرمان حمله و آشوب را صادر نمایی.

پرونده‌های انتخابات

اهمیت انتخابات را عرض کردیم و گفتیم که پرونده‌ی انتخابات 88، یک پرونده چند لایه است. اول آن تعصبات و حب و بغض‌های طرفینی که وجود دارد گره گشایی را سخت می‌کند و بُعد دیگری که قضیه را سخت می‌کند، همین چند لایه بودن پرونده انتخابات است. شما می‌آیید و قصد دارید که بحث تقلب شدن و نشدن را مطرح کنید -حتما در بحث‌ها برای تان پیش آمده- که طرف مقابل تان می‌گوید که پس کهریزک چه؟ به او جواب می‌دهیم که قدم به قدم! چند اتفاق بوده، سیر زمانی اش را هم که بخواهیم در نظر بگیریم، باید پرونده‌ها را، مرحله به مرحله برویم. اول می‌آییم تکلیف تقلب شدن یا نشدن در انتخابات سال 88 را مشخص می‌کنیم. این را که پذیرفتیم، یا رد کردیم، بعد بیاییم بگوییم حالا مثلا کهریزک، چه کسی مقصر بوده یا نبوده که البته وقتی رهبری می‌فرمایند «جنایت کهریزک»، حتما جنایت بوده و حتما قابل دفاع هم نیست. رهبری اعلام کردند ما هم اعلام می‌کنیم. دو سه نفر کشته شدند به ضرب و شتم پلیس؛ محکوم به اعدام هم شدند و خود خانواده‌ی قربانیان بزرگواری کردند و از خون فرزندشان گذشتند. این پرونده که معلوم شد و تمام.

ما می‌خواهیم در گام اول پرونده انتخابات سال 88 را با هم بررسی کنیم و می‌خواهیم به شبهات بپردازیم، و هم اساسا با همان منطق ریاضی که عرض کردم که ببینیم پاسخ این‌ها چیست.

بنده یک لیستی از دلایل را آماده کرده ام در رد ادعای تقلب در انتخابات که اگر ما آن را تبیین کنیم، مثل یک دومینو وقتی اولی را زدید، تا انتها همه‌ی مسائل و جریان‌های سیاسی، شفاف و روشن می‌شود. همه‌ی موضع گیری ها، برای افراد مشخص می‌شود و به این علت است که می‌بینید در حال حاضر، بعداز چند سال، هنوز هم روی این موضوع جبهه‌ی مقابل حساسیت دارد و سعی می‌کنند توپ را در زمین نظام بیندازند و الان با فرار به جلو مدام روی مسئله‌ی حصر مانور می‌دهند.

نقض اصل برائت

در تبیین سلامت انتخابات، مسئله‌ی اول اینکه یک منطق عقلی، شرعی و حقوقیِ پذیرفته شده در همه‌ی نظام‌های حقوقی جهان این است که «البینه علی المدعی»، کسی که ادعایی دارد اوست که باید اثبات کند و این آن روی سکه‌ی اصل برائت است. و الا اینکه هرکس ادعایی بکند، تهمتی بزند، بگوید اگر نیست، تو ثابت کن که نیست، خلاف اصل است. خوب ما نقض این اصل مسلم عقلی را چندجا دیدیم. یک، بحث تقلب که گفتند تقلب شده اگر نشده ثابت کنید! خب این دو فعل تقلب و تخلف، فعل ایجابی است، تو باید بگویی کجا چه اتفاقی افتاده.

به خیال خودت توپ را پرتاپ می‌کنی به زمین حریف، و بعدش می‌گویی تقلب شده، اگر نشده تو ثابت کن، این خلافِ مسلم منطق عقلی و حقوقی در همه‌ی نظام‌های حقوقی دنیا است. و اگر این‌ها نباشد اصل برائت منتفی می‌شود. یعنی همه مجرم هستند مگر این که عدم جرمشان ثابت شود!

حالا این نقض اصل چند بار تکرار شد. یک، در بحث تقلب. دو، آن فرد موهومِ «ترانه موسوی» که وجود خارجی نداشت. جالب بود که صدا و سیما رفت سراغ سه نفر. گفتند داخل ثبت احوال سه ترانه موسوی وجود دارد. یکی پیر است، یکی کودک و سومی هم که جوان است خارج از کشور زندگی می‌کرد. با خانواده اش که مصاحبه کردند، سبز‌ها راه افتادند که دروغه دروغه! این ترانه موسوی آن ترانه موسوی که ما میگوییم نیست. اگر راست میگویید بروید و آن شخصی که کشته و تجاوز شده را بیاورید!

ما باید بگوییم که چه کسی کشته نشده؟! ما باید بگوییم که به چه کسی تجاوز نشده؟! یا شما باید اعلام کنید؟

سه، برویم به قبل تر از آن. اگر دقت کرده باشید در مناظره‌ی احمدی نژاد و موسوی، آقای موسوی می‌گوید آقای احمدی نژاد! با پول بیت المال توی کل کشور بریز و بپاش می‌کنید و تبلیغات می‌کنید، اگر این طوری نیست بیایید و ثابت کنید. عین جمله آقای موسوی در مناظرات انتخابات بود. تو رو خدا منطق را نگاه کنید؛ اگر نشده بیا ثابت کن!

تقلب، چالشی دو سویه

نکته‌ی دیگر! اصلا بر فرض محال که بپذیریم تقلب شده است -آقای موسوی 30 هزار ناظر سر صندوق‌ها داشت و آقای احمدی نژاد 26 هزار- بر فرض که با این وجود بپذیریم؛ اثبات تقلب آیا اثبات می‌کند که به نفع آرای احمدی نژاد تقلب شده؟! بر فرض که اثبات شد تقلب بوده، باید 13 میلیون خودت را هم اثبات کنی! چه کسی گفته شما 13 میلیون رأی داشتی؟ رأی 25 میلیونی، مشابه داشت رأی خاتمی 21 میلیون بوده؛ پس 25 میلیون رأی احمدی نژاد بی سابقه نبود. تنها چیزی که بی سابقه بود -اگر بپذیریم که تقلب شده- 13 میلیونِ نفر دوم در انتخابات بود. سابقه نداشته در انتخابات نفر دوم 13 میلیون رأی بیاورد. چنانکه به جز دور نهم ریاست جمهوری که هاشمی در دور دوم و در رقابت دو نفره با احمدی نژاد 10 میلیون آورد، بیشترین رأی نفر دوم در حالت عادی متعلق به دور هفتم و شخص آقای ناطق نوری بود که 7 میلیون رأی آورد که نصف موسوی بود. پس اگر اثبات هم شد که تقلب شده است یا ممکن است بشود، 13 میلیون رأی بی سابقه ات را باید اثبات کنی که از کجا آوردی.

نظریه پردازان تقلب

نکته‌ی بعدی، از خنده داری اتهامات 88 این بود که نه در میزان تقلب، و نه در نحوه‌ی تقلب، بین هیچ یک از اپوزوسیون اتفاق وجود نداشت. شما سراغ دارید که دو نفری را در میزان و نحوه‌ی تقلب اتفاق نظر داشته باشند؟ فائزه، مهدی، کروبی، هاشمی، موسوی و خاتمی هر یک چیزی می‌پراندند! هر کس برای خودش نظریه ای می‌داد.

ایران، تهران، شمیران

نکته‌ی بعدی، اینکه دامنه‌ی اعتراضات معطوف به کجا بود؟ تهران. کجای تهران؟ انقلاب به بالا، نیمه‌ی شمالی شهر. طبیعی هم بود بالاخره موسوی در شهر تهران بیشتر رأی داشت و نیمه‌ی شمالی شهر، پیروز قاطع اراء بود.

 

تیه/ دشمن شناسی/ جنگ روانی / عملیات روانی

 

[میان جمع یک نفر اعتراض می‌کند و می‌گوید همه جا شلوغ بود. قدیری پاسخ می‌دهد همه جا مثل تهران بود؟! دهات ما هم بود! کدخدای ما هم یک بار رفت پشت بام و یک الله اکبر گفت اما از این فراتر نرفت! خنده‌ی حضار]

حالا بعضی‌ها تازه آمدند و صحبت‌های مرا نشنیدند؛ الان دوباره تکرار نمی‌کنم همان‌ها را . اولا اگر سرپا هستید بفرمایید بنشینید. ما اول صحبت عرض کردیم که نیامدیم این جا جنگ کنیم و یا دعوا راه بیندازیم. گفتیم یک بار، ما بنده‌ی «دلیل» هستیم. می‌خواهیم یک بار برای همیشه ادله‌ی مان را برای شما بیان کنیم. شما بگویید اگر شیوه‌ی استدلال غلط است، اصلاحش کنیم. اما اگر شیوه استدلال غلط نیست، نتیجه را نمیتوانید نفی کنید. اگر می‌خواهید نفی کنید، خیلی خلاف منطق است که شیوه‌ی استدلال ما را رد نکنید ولی بیایید بگویید که نتیجه اش قبول نیست!

من میگویم A مساوی B و B مساوی C است، پس A مساوی B است. یا بگویید A و B برابر نیست، یا بگویید B و C مساوی نیستند. اما اگر این دو را گفتیم و بیان کردیم و ایرادی به این دو گزاره نبود، این دیگر خیلی عجیب است که بیایی و بگویی که خیر، A و C مساوی نیست! اگر اشکالی دارید، دلایل را زیر سوال ببرید.

بنده لیستی از دلایل دارم، داخل این دلیل‌ها ممکن است 19 دلیل را رد کنید فرضا، و یکی را فقط بپذیرید اما اگر همان یک حجت را هم پذیرفتید کار تمام است.

عرض کردیم دامنه اعتراضات محدود به تهران، آن هم انقلاب به بالا بود.

افشاگری ای که هیچ گاه تکذیب نشد

نکته‌ی بعدی نقل قول آقای دکتر محمد حسن قدیری ابیانه است. اگر بشناسید، ایشان مشاور ارتباطات رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام بودند. در انتخابات خیلی چیز‌ها راجع به آقای هاشمی رفسنجانی و مهدی هاشمی بیان شد که از دم همه را تکذیب کردند. گفتند چنین چیزی نبوده. فائزه هاشمی را در خیابان گرفتند و گفتند چرا اغتشاش میکنی؟ با وجود آنکه فیلم حضور و معرکه گیری اش هم بود گفتند رفته بود ساندویچ بخورد! همه چیز را از دم تکذیب کردند، به جز یک مورد را که هیچ گاه تکذیب نشد. تشریف ببرید سایت‌ها مشاهده کنید. ببینید تکذیب شد یا نشد این موضوعی که عرض می‌کنم.

این را مشاور ارتباطات رییس مجلس تشخیص مصلحت نظام بیان کرد که: «من وقتی در سال 84 مشاور هاشمی بودم، و در دور اول آقای احمدی نژاد و هاشمی رفتند بالا. من به عنوان مشاور، نظرسنجی ای به دستم رسید که از قضا این نظرسنجی توسط ستاد آقای معین که به هاشمی پیوسته بودند انجام شد. و دست من دادند. رفتم بدهم مهدی هاشمی که به پدرش نشان بدهد. گفتم این را بده به پدرت و بگو طبق این نظرسنجی که تیم معین انجام داده آقای هاشمی 5 میلیون رأی کمتر از احمدی نژاد در دور دوم انتخابات خواهد آورد که مهدی گفت من این را قبول ندارم و بابا برنده است». بعد آقای قدیری می‌گوید «وقتی فهمیدم مهدی این نظرسنجی را دست پدرش نمی‌دهد. خودم رفتم پیش آقای هاشمی و نظرسنجی را به ایشان دادم و گفتم شما انتخابات را باختید، سعی کنید با خوبی و خوشی جمعش کنید».

 

تیه/ دشمن شناسی/ جنگ روانی / عملیات روانی

 

خلاصه آنکه با وجودی که این نظرسنجی را ستاد معین انجام داده بود و آقای هاشمی می‌دانست انتخابات را باخته است، در انتخاباتی که مجری اش آقای خاتمی بود، باز هم آقای هاشمی زیر بار انتخابات نرفت و گفت من به خدا پناه می‌برم از این اتفاقاتی که افتاده، حال چرا ایشان آن موقع فقط به خدا پناه برد؟ چون همانطور که قبلا خدمتتان عرض کردم پروسه‌ی «کاشت داشت برداشت» صورت نگرفته بود. ایشان در نظرسنجی دور اول جلوتر بود و رأی بالاتری نیز آوردند. مجری انتخابات هم آقای خاتمی بود، پس جایی برای تشکیک

در سلامت انتخابات نبود. ولی می‌بینیم با این وجود هاشمی نتیجه‌ی دور دوم را نمی‌پذیرد. البته کاری نمی‌توانست بکند چون پروسه‌ی «کاشت، داشت و برداشت» و مهندسی پندار صورت نگرفته بود. صرفا در بیانیه و شکوائیه ای مطرح شد و تمام! این شکایت در یک نامه تمام شد و رفت. اما سال 88 همین آقایون زدند زیر میز اما چون «کاشت و داشت» صورت گرفته بود، و «برداشت» ممکن بود و دیدیم چه نتایجی را به بار آورد. هشت ماه مملکت را مستقیم درگیر کرد.

اقدامات دولت مردم را فریب داد، نداد!

نکته بعدی که قابل ذکر است. بحث حجم فعالیت‌های عمرانی و مصوبات استانی از یک سو و بحث سفرهای استانی و انبوه جمعیت استقبال کننده از آقای احمدی نژاد از سوی دیگر بود. این مورد هم، یکی از ادله ماست که آقای حداد عادل به آن اشاره کرد. همین که به اثرگذاری این فعالیت‌ها ایراد می‌گرفتید، نشانه دهنده فهم شما از رأی سازی این فعالیت‌ها بود. اینطور نمی‌شود که از این طرف بیایی بگویی که دولت پوپولیست، اقدام پوپولیستی انجام می‌دهد، دارد رأی جذب می‌کند، مصوبات استانی تصویب میکند، همه و همه‌ی این کار‌ها را انجام می‌دهد که رأی بیاورد و بعدش هم از آن طرف می‌گویید رأی نیاورده! بالأخره این سفرهای استانی را مؤثر می‌دانستید یا نه؟! مصوبات را موثر می‌دانستید یا نه؟! همان سیب زمینی که مسخره اش کردید یک عمر –و البته آقای روحانی هم به آن مبتلا شد و دیدیم که محصولات کشاورزی مازاد را سال‌های قبل دفن کرد اما اکنون هم سیب زمینی و پیاز و هم حقوق شهروندی توزیع می‌کند ایشان در این یک سال باقی مانده تا انتخابات- [خنده‌ی حضار] همان سیب زمینی مگر به آن استناد نمی‌کردید که احمدی نژاد دارد با آن رأی جمع می‌کند؟! خوب توزیع شد یا نشد؟ -با منطق شما میخواهم پاسخ دهم- این‌ها اثر داشت یا نه؟ مصوبات استانی اثر داشت یا نداشت؟ از طرفی می‌گویید اثر داشت و از آن طرف می‌گویید رأی نیاورد! پس این همه داد و بی داد شما برای چه بود؟ برای اقدامات بی اثر؟!

تیه/ دشمن شناسی/ جنگ روانی / عملیات روانی


ادامه دارد...


منبع : اختصاصی پایگاه جامع صهیون پژوهی تیه
کد خبرنگار : 12








chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد
منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.





اردو
تبلیغ کانال
ویژه نامه روز قدس
صوت
فیلم
کاریکاتور
اینفوگرافی
اخبار
پربازدیدترین
پیشنهادسردبیر
همایش ها
محصولات
اساتید