امروز : 01 آذر 1396::05:35
کد خبر : 2578
شنبه 04 دي 1395 - 11:47

سلسله مقالات شناخت اخلاق یهودی از منظر قرآن و تورات؛

عُجب و خودبرتربینی یهودی در قرآن و تورات

پایگاه صهیون‌پژوهی تیه: یهودیان در زمان گذشته از نعمت های گوناگونی بهرمند شدند. بعثت انبیاء زیادی در بنی اسرائیل، نزول تورات توسط حضرت موسی بر آنها، نجات از شر فرعون، هلاکت فرعونیان، پذیرش توبه انها از گوساله پرستی، بهره‌مندی از نعمت‌های مادی مثل منّ و سلوی و... . به دلیل همین نعمتها یهودیان مغرور شدند و راه عجب و خود برتر بینی را در پیش گرفتند. این غرور آنها منجر به نژاد پرستی شد. نژاد پرستی، بر ابعاد مختلفی ازتفکرات آنها اثر گذاشت که قرآن به مهم‌ترین آنها اشاره می‌کند.

عُجب و خودبرتربینی یهودی در قرآن و تورات

سرویس قرآن و معارف پایگاه صهیون‌پژوهی تیه- میلاد پورعسگری: عجب و خود برتربینی، نزد خدای متعال عملی است مبغوض که باعث حبط عمل می‌شود. عُجب یعنی شخص عملی را که انجام داده یا نعمتی را که نصیب او شده از خودش بداند و خود را موثر و علت مستقل در آن نعمت یا عمل بداند. بنی اسرائیل با توجه به نعمت هایی که خدای متعال به آنها اعطا کرد، دچار توهم شدند که آنچه نصیب آنها شده است، به دلیل وجود خود آنها و ویژگی خاص آنها « یعنی بنی اسرائیل بودن» بوده است. شما در این مقاله خواهید دید که یک گناه (عجب و خود برتربینی) چه تاثیر عمیقی بر تمام شئونات و ابعاد زندگی بنی‌اسرائیل گذاشته‌است. بی‌دلیل نیست که امام صادق علیه السلام می فرماید: مَن دَخَلَهُ العُجبُ هَلَکَ.  معنی: «به هر کس خود پسندی راه یابد، نابود شود».

خودبرتربینی یهودی- اگوئیسم- سایت تیه

برگزیدگی همیشگی یهودیان یا توهّم برگزیدگی

خدای متعال در قرآن خطاب به بنی اسرائیل می فرماید: وَ لَقد ءاتَینَا بَنی اسرائیلَ الکتابَ و الحُکمَ و نُبُوَّةَ و رَزقنَاهُم مِن الطَیِّباتِ و فَضَّلنَاهُم علی العالمینَ(1). معنی: «مسلماً ما به بنی اسرائیل کتاب و حکومت و نبوّت عطا کردیم، و از پاکیزه ها به آنان روزی دادیم و آنان را بر جهانیان [روزگار خودشان] برتری بخشیدیم.»

علّامه طباطبایی (ره) درباره عبارت «فَضَّلنَاهُم علی العَالمِین» می فرمایند: اگر مراد از کلمه «عالمین» تمام عالمیان باشد معنای برتری بنی اسرائیل بر تمام عالمیان این خواهد بود که ما آنان را در پاره ای جهات بر همه عالمیان برتری دادیم، مانند کثرت پیغمبرانی که در آنان مبعوث شدند و کثرت معجزاتی که به دست انبیاء آنان جاری شده و اگر مراد از این کلمه عالمیان، مردمان آن عصر باشد، در این صورت مراد از این برتری، برتری از همه جهات خواهد بود، چون بنی اسرائیل در عصر خود از هر جهت بر سایر اقوام و ملل برتری داشتند.(2)

اما اکثر قریب به اتفاق تفاسیر(3) با استناد به آیات دیگر قرآن  و شواهدی معتقدند منظور از «عالمین» در آیه فوق مردم زمان خود بنی اسرائیل و هم عصر با دوران نبوت حضرت موسی علیه السلام است که خدا با انواع نعمت های معنوی و مادی و معجزات و ارسال رُسل و اِنزال الواح زمینه و فرصت هایی در اختیار بنی اسرائیل قرار داد که دیگران از آنها محروم بودند. شاهد اختصاص «عالمین» به مردم عصر خودشان آن است که اولاً قرآن در موارد دیگر هم «عالمین» را به مردم یک زمان اطلاق کرده است، مانند آیه 71 سوره انبیاء که سرزمین شام را مبارک برای عالمیان معرفی می کند، در حالی که این مبارکی مربوط به حضرت ابراهیم و حضرت لوط علیه السلام است و ثانیاً تردیدی وجود ندارد که با ظهور اسلام و پیامبر اکرم  صلی الله علیه و آله و امت اسلامی، آن حضرت و اُمتش برترین و بهترین اُمّت ها می باشند، چنانکه قرآن می فرماید: «کُنتُم خَیرَ اُمَّةٍ اُخرِجَت لِلنَّاسِ»(4)؛ شما بهترین اُمتی بودید که به سود انسانها آفریده شدید و ثالثاً قرآن سرانجام و پایان کار بنی اسرائیل را ذلت و مسکنت و مبغوض خدا شدن دانسته است:

وضُرِبَت عَلیهم الذُلَّةُ و المَسکنَةُ وبَاءُوا بِغَضَبٍ مِن اللهِ(5). معنی:«و مهر ذلّت و نیاز بر آنها زده شد و به خشم خداوند گرفتارشدند.»

و رابعاً در آیات 47 و 122سوره بقره که فضیلت بنی اسرائیل برعالمیان را بیان کرده بلافاصله در آیه بعدی امر به تقوا و خوف از معاد و روز قیامتی کرده که در آن هیچگونه شفاعت و غرامتی پذیرفته نمی شود یعنی فضیلت همراهان موسی علیه السلام در عصر خودشان، برای شما یهودیان عصر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فایده و نتیجه ای ندارد و آنها نمی توانند درقیامت برای شما کاری انجام دهند. این یک قانون کلی است که هر امّتی تا زمانی که تابع وحی و پیامبران زمان خود باشند افضل و برترین امت زمان خود می باشند و بنی اسرائیل تا وقتی تابع حضرت موسی علیه السلام  و متعبد به وحی الهی بودند برترین امت و متنعم به انواع نعمت های مادی و معنوی بودند.

اما درباره وجه دوم نظر علامه طباطبایی که فرمودند ممکن است برتری بنی اسرائیل بر تمام عالمیان از جهت کثرت انبیاء و معجزات آن باشد، مرحوم طبرسی در تفسیر مجمع البیان می نویسد در برخی اخبار آمده که تعداد پیامبران الهی هشت هزار نفر بوده که چهار هزار نفر آنها از بنی اسرائیل بوده اند و چهارهزار نفر از غیر آنها(6). قرآن هم با صیغه ی جمع از پیامبران بنی اسرائیل یاد کرده و می فرماید(7):

لَقَد أخَذنَا مِیثَاقَ بَنی اِسرائیلَ و أرسَلنَا إلیهِم رُسُلاً(8). معنی:«ما از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم و پیامبرانی به سوی آنها فرستادیم.»

عجب و خودبرتربینی یهود

یهودیان در زمان گذشته از نعمت های گوناگونی بهرمند شدند. به طور مثال انبیاء زیادی در بنی اسرائیل مبعوث شدند(9)، تورات توسط حضرت موسی بر آنها نازل شد(10)، خدای متعال آنها را از شر فرعون نجات داد و فرعونیان را به هلاکت رسانید(11)، با این که بنی اسرائیل با آن همه معجزات راه گوساله پرستی را در پیش گرفتند و درخواست رویت خدا را کردند؛ اما خدای متعال توبه آنها را قبول کرد و آنها را بخشید(12)، آنها را از نعمت های مادی (منّ و سلوی) بهرمند کرد(13)، آنها را از بن بست های اجتماعی نجات داد و فتنه را خواباند و در نهایت حکومت و نبوت را برای آنها جمع کرده و وعده عرض مقدس را به آنها داد(14). به دلیل همین نعمتها بنی اسرائیل و یهودیان از خود مغرور شدند و راه عجب و خود برتر بینی را در پیش گرفتند. این غرور آنها منجر به نژاد پرستی شد که خود را یعنی نژاد یهودی را از سایر انسانها برتر بدانند و بقیه را پست و بی‌مقدار. نژاد پرستی، بر ابعاد مختلفی ازتفکرات آنها اثر گذاشت که قرآن به مهمترین آنها اشاره میکند؛

رسوخ نژادپرستی سبب شده آنها رابطه خود با خدا را رابطه ای ویژه و ممتاز دانسته و همانند شاهزادگان که نزد پادشاهان موقعیت خاصی دارند، موقعیت خویش را در آفرینش و بین انسان های دیگر ممتاز دانسته و خود را فرزند و محبوب خدا که به آنها عنایت خاصی دارد معرفی کنند:

و قَالتِ الیَهُودُ و النَصَاری نَحنُ أبنَاءُ اللهِ و أحِبَّاؤُهُ(15). معنی: «یهود و نصاری گفتند ما فرزندان خدا و دوستان(خاص) او هستیم.»

 

یهود و نصارى ادعاى فرزندى حقیقى براى خدا را ندارد، بلکه مدعى اختصاص و تقرب به خدایند

علامه طباطبایی می فرمایند:َ در این معنا هیچ شکى نیست که یهودیان ادعاى فرزندى حقیقى براى خدا ندارند و بطور جدى خود را فرزند خداى تعالى نمى دانند به طوری که بیشتر مسیحیان مسیح را فرزند خدا مى دانند، پس آنچه آیه درباره ی ادعای یهود و نصاری بیان می کند که ما فرزندان خدا و دوستان اوئیم منظور فرزندى حقیقى نیست، بلکه منظورشان این است که با نوعى مجازگوئى شرافتى براى خود بتراشند، و این مجازگوئى در کتب مقدسه آنان بسیار دیده مى شود، مثلا در فقره سی و هشت از فصل سوم انجیل لوقا آدم را فرزند خدا خوانده و در فقره بیست و دو از فصل چهارم سفر خروج تورات، یعقوب را با چنین عنوانى نام برده و در فقره هفتم از مزمور دو از مزامیر داوود، جناب داوود را و در فقره نهم ازفصل سی و یک از نبوت ارمیا، اقرام را و در موارد بسیارى از انجیلها و ملحقات آنها عیسى را و در فقره نهم از فصل پنجم انجیل متى و سایر انجیل ها، صُلحاى مؤ منین را پسران خدا خوانده.

و به هر حال منظورشان از این تعبیر این است که ما یهودیان و مسیحیان آنقدر در درگاه خداى تعالى محبوب و مقرب هستیم که پسران در نظر پدران محبوب و مقربند، پس ما نسبت به خداى تعالى جنبه شاهزادگان را داریم که در صفى جداى از صف رعیت قرار دارند و به امتیاز قرب به درگاه سلطان ممتازند، امتیازى که اقتضا دارد با آنان معامله و رفتارى غیر آن رفتارى که با رعیت مى شود، بشود کانه شاهزادگان نسبت به قوانین و احکام جاریه در بین مردم افرادى استثنائى هستند، که آن قوانین در بین آنها اجرا نمى شود، هر فردى از افراد فلان کار زشت را بکند فلان مجازات را دارد الا شاهزادگان، و هر فردى از افراد باید فلان کار را بکند الا شاهزادگان که به خاطر ارتباطى که با تخت سلطنت دارند نمى شود به آنها توهین کرد، و آنها را مانند سایر افراد مملکت مجازات نمود، همه این امتیازات به خاطر این است که این شاهزادگان به مقدار انتسابشان به مقام سلطنت مورد علاقه و محبت و کرامت شخص سلطان قرار دارند.

پس مراد از این پسرى، صرف اختصاص و امتیاز و تقرب است، و عطف کلمه: ( وَاَحِبَّاؤُهُ) بر کلمه (اَبنَاءُ اللهِ) به منزله عطف تفسیر است، یعنى ابناء را تفسیر مى کند به اینکه غرض از دعوى آن اختصاص و محبوبیت است، و منظورشان از این محبوبیت نیز خود آن نیست، بلکه لازمه آن است، و آن مصونیت از عذاب و عقوبت است، مى خواهند بگویند ما به دلیل اینکه پسران خدا یعنى احبا و دوستان خدا هستیم، هر کارى بکنیم کرده ایم، و هرگز گرفتار عقوبت نمى شویم و سرانجام ما جز به نعمت و کرامت کشیده نمى شود، چون عذاب کردن ما منافات با آن امتیاز و محبوبیت و کرامت دارد که در ما هست. (16).

خودبرتربینی در تورات تحریف شده

باید به این نکته توجه داشت که علت این که قرآن عجب و خود برتر بینی این قوم را بیان می کند صرفاً به دلیل این نیست که نژاد پرستی در میان آنها فقط یک تفکر است بلکه این نژاد پرستی و خود برتر بینی ریشه در متون دینی و مقدس آنها دارد، به طور مثال:

چون شما قوم مقدّسی هستید که به خداوند، خدایتان اختصاص یافته اید، او از بین تمام مردم روی زمین، شما را انتخاب کرده است تا برگزیدگان او باشید(17). من خداوند، خدای شما هستم که شما را از قوم های دیگر جدا کردم....شما را از سایر اقوام جدا ساخته ام تا از آن من باشید(18).من گفتم شما خدایانید و جمیع شما فرزندان حضرت اعلی، لیکن مثل آدمیان خواهید مرد(19). شما منحصراً به خداوند خدایتان تعلق دارید و او شما را از میان قوم های روی زمین، برگزیده  است تا قوم خاص او باشید(20). او از بین تمام مردم روی زمین شما را انتخاب کرده است تا برگزیدگان او باشید.... نه به دلیل بزرگ تر بودن شما از سایر اقوام، بلکه چون شما را دوست داشت و می خواست عهد خود را که با پدران شما بسته بود، به جا آورد(21).

با همه ی این تفاسیر و توضیحات خدای متعال در جواب این قوم خود پرست می فرماید:

قُل فَلِمَ یُعَذِّبکُم بِذُنُوبکم بَل أنتُم بَشَرٌ مِمَّن خَلَقَ یَغفِرُ لِمَن یشَاءُ و یُعَذِّبُ مَن یَشاءُ ولِلهِ مُلک السَمَاوَاتِ و الارضِ و ما بَینهُما و اِلیهِ المصیرُ( 22). معنی: «ای پیغمبر بگو: پس چرا شما را در برابر گناهانتان مجازات می کند بلکه شما هم انسانی هستید از مخلوقات او، هرکس را بخواهد(و سزاوار باشد) مجازات می کند و حکومت آسمانها و زمین و آنچه در میان آنهاست از آن اوست و بازگشت (همه) به سوی اوست.»

نتیجه

آنچه از این آیه فهمیده می شود این است  که تفکر یهود مبنی بر برگزیدگی، تنها اوهام و خیالات آنها می باشد که نشات گرفته از متون تحریف شده ی آنهاست. چرا که خدای متعال با این آیه و آیات دیگر عقاید نژاد پرستانه آنها را زیر سوال برده است.

منابع

1- جاثیه(45)،آیه16                   2- المیزان، ج18، ص252        3- مجمع البیان، تبیان، صافی، نمونه، المیزان

4- آل عمران(3)، آیه110             5- بقره(2)، آیه61            6- مجمع البیان، ج8، ص830، ذیل آیه 78 سوره غافر

7- حاجی صادقی، عبدالله، (1390)، سیمای یهود در قرآن، چاپ اول، قم، انتشارات زمزم هدایت، ص61 تا 42.

8- مائده(5)، آیه70         9- همان         10- مائده(5)، آیه44     11- بقره(2)، آیه49و50     12- بقره(2)، آیه52و56

13- اعراف(7)، آیه160 و بقره(2)، آیه61        14- مائده(5)، آیه20و21  و بقره(2)، آیه67       15- مائده(5)، آیه18     

16- المیزان، ج5، ص405و406       17- سفرتثنیه، باب7، فقره6              18- سفر لاویان، باب20، فقرات 26 تا 24  

19- سفرتثنیه، باب10،فقره 15      20-سفرتثنیه، باب14، فقره2       21-سفر تثنیه، باب7، فقرات8 تا 6    22- مائده(5)، آیه18 


منبع : اختصاصی پایگاه جامه صهیون‌پژوهی تیه
کد خبرنگار : 12








chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد
منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.





اردو
تبلیغ کانال
ویژه نامه روز قدس
صوت
فیلم
کاریکاتور
اینفوگرافی
اخبار
پربازدیدترین
پیشنهادسردبیر
همایش ها
محصولات
اساتید