امروز : 05 مرداد 1396::05:27
کد خبر : 2575
پنجشنبه 02 دي 1395 - 15:20

در گفتگو با استادیار گروه تاریخ اندیشه معاصر موسسه امام خمینی(ره) قم با پایگاه تیه مطرح شد؛

زمان‌شناسی سیاسی آقانجفی‌اصفهانی، رمز موفقیت وی بود

پایگاه صهیون‌پژوهی تیه: مرحوم آقا‌نجفی اصفهانی، از فقهای برجسته اصفهان بوده است. حوزه اصفهان در اواسط دوره صفویه بزرگترین حوزه تشیع بود. بعد از دوره صفویه، هرچند حوزة‌ اصلی به تدریج به کربلا و نجف منتقل گردید، اما با این حال، حوزة اصفهان، در داخل ایران، برتری علمی خودش را حفظ می‌ کند. این وضعیت تقریبا در طول دوره قاجار برقرار بود. ایشان از علمای پرچمدار مبارزه با استعمار در تاریخ معاصر به شمار می‌رود.

گفتگوی اختصاصی تیه با حجت‌الاسلام دکتر علیرضا جوادزاده

زمان‌شناسی سیاسی آقانجفی‌اصفهانی، رمز موفقیت وی بود

به گزارش خبرنگار سرویس تاریخ پایگاه صهیون‌پژوهی تیه، دکترعلیرضا جوادزاده، متولد 1354، دانش‌آموخته حوزه علمیه قم و استادیار گروه «تاریخ اندیشه معاصر» مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) قم است. کتاب‌های انتشاریافته از ایشان، دو مورد بوده است: 1. جلد اول کتاب«جامعة مدرسین حوزةعلمیة قم» که به فعالیت‌های این تشکّل قبل از انقلاب اختصاص داشته و در سال 1385 توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی منتشر شده است (این اثر در کتاب سال حوزه در سال 1386، شایستة تقدیر شناخته گردید)؛ 2. کتابچه‌ «حاکمیت سیاسی فقیهان از دیدگاه آخوند خراسانی»، که در سال 1391 توسط مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، انتشار یافت.

وی، کارشناسی ارشد پیوسته را در سال 1381 با دفاع از رساله خود تحت عنوان «بررسی اختلاف سیاسی فقیهان در نهضت مشروطیت ایران» به پایان برد. در سال 1393 نیز از رساله دکترا با عنوان «بررسی اندیشه سیاسی آخوند ملا محمدکاظم خراسانی (با رویکرد انتقادی نسبت به دیدگاه‌ها و تفاسیر دیگر دربارة‌ اندیشه سیاسی آخوند)» دفاع نمود. ایشان از سال 1384 در موضوعات و عناوین ذیل تدریس داشته‌ است: «تاریخ تحولات سیاسی معاصر ایران»،  «انقلاب اسلامی و ریشه‌های آن»، «فلسفه سیاسی اسلام»، «تاریخ فقه سیاسی شیعه»، «ولایت فقیه» و  «جریان‌شناسی فکری ـ سیاسی ایران معاصر». متن زیر حاصل گفتگوی پایگاه صهیون‌پژوهی تیه با دکتر علی رضا جوادزاده است. 

تیه / تاریخ / آقا نجفی اصفهانی/ دشمن شناسی

 

- ضمن سلام و تشکر از جنابعالی؛ لطفا بفرمائید که شیخ‌محمدتقی نجفی اصفهانی، مشهور به آقانجفی اصفهانی، از علمای شاخص دوره قاجار و عصر مشروطه به شمار می‌رود که فعالیت‌های مهم و گسترده‌ای در عرصة سیاسی ـ اجتماعی داشته است. با توجه به این که جنابعالی دربارة این فقیه، تحقیق و پژوهش انجام داده‌اید، لطفا، ضمن بیان جایگاه حوزوی این فقیه، دربارة شخصیت سیاسی ایشان بویژه مواضع و اقدامات ضداستعماری وی توضیح دهید.

:: بسم‌الله الرحمن الرحیم. در اوایل پهلوی، با تأسیس حوزة قم از یک سو، و رحلت علمای برجسته اصفهان از سوی دیگر، حوزة اصفهان جایگاه برتر حوزوی‌اش افول می‌یابد و در جایگاه دوم و بلکه سوم (بعد از قم و مشهد) قرار می‌گیرد.  آقانجفی اصفهانی، در دورة قاجار می‌زیست و در اواخر این دوره که مقارن با وقایع مهمی مانند نهضت تحریم تنباکو و نهضت مشروطیت بود، به مدت حدود 30 سال (1302ـ 1332ق)، از علمای برجسته اصفهان به شمار می‌رفت و تقریبا زعامت و مدیریت این حوزه را برعهده داشت؛ بنابراین می‌توان گفت آقانجفی اصفهانی، در زمان خود، در رأس مدیریت بزرگترین حوزه علمیه در داخل ایران قرار داشته است. (البته مدیریت آن زمان حوزه‌ها، مدیریت منسجم و یک‌پارچه‌ای نبوده است).

بخشی از نفوذ ایشان به شخصیت علمی و توان مدیریتی ایشان، و بخشی از آن هم به پیشینه خانوادگی ایشان ‌بازمی‌گشت. جد پدری وی مرحوم شیخ محمدتقی صاحب کتاب هدایة المسترشدین بود که به خاطر کتابش معروف است. پدرش نیز مرحوم شیخ‌محمد باقر نجفی، هم به لحاظ علمی و هم به لحاظ اداره حوزه علمیه اصفهان و مبارزات ضد استعماری در دوره خود شاخص بود. ایشان از طریق پدری و مادری، با خاندان‌های مهمی چون کاشف‌ الغطا و صدر مرتبط می‌شوند.

آقانجفی، طبیعتا با توجه به این پیشینه خانوادگی و نیز شخصیت علمی و توان مدیریتی خود، از مقبولیت بالایی در اصفهان و حوزه این شهر برخوردار بود. شخصیت ایشان هم ذوابعاد است؛ زیرا از یک طرف فقیه و مجتهد است؛ یک فقیه صرف هم نیست، بلکه دارای مرجعیت بوده، عده‌ای از مردم از ایشان تقلید می‌کردند. از طرف دیگر ایشان شخصیت اخلاقی ـ عرفانی داشتند. کتاب‌هایی که از ایشان به یادگار مانده، نشان‌‌دهندة جنبه عرفانی بالایی می‌باشد. در نهایت،  نکته سوم که به بحث ما مرتبط می‌شود، سیاسی بودن این عالم شیعه است.

 

تیه / تاریخ / آقا نجفی اصفهانی/ دشمن شناسی

 

همه علمای شیعه اقدامات سیاسی داشتند

همه علمای شیعه به نوعی، فعالیت‌ها و اقدامات سیاسی ـ اجتماعی داشته‌اند. برخی از علما به خاطر شرایطی که با آن مواجه بودند، و نیز ویژگی‌های شخصیتی که داشتند و تا حدودی هم نشأت‌گرفته از اندیشه و تفکرشان، دخالت‌های سیاسی‌شان بیشتر بوده است. مرحوم آقا نجفی هم از این طیف علما است. و فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی ایشان چشمگیر بوده است. ما اگر بخواهیم چند شاخصة برجسته در مورد مواضع، فعالیت‌‌ها و اندیشه‌های سیاسی مرحوم آقانجفی مطرح کنیم، می ‌توانیم به سه موضوع اشاره کنیم:

یکی بحث اعتقاد به ولایت عامه فقیه به لحاظ نظری و إعمال این ولایت ـ به میزانی که شرایطش فراهم می‌شد ـ  است. دوم، بحث مبارزات ایشان با ظلم و استبداد است؛ این مبارزات، چه در زمان مشروطه, و چه قبل و چه بعد از آن  وجود داشت. دربارة مبارزاتشان با ظل‌السلطان حاکم بسیار ظالم اصفهان در قبل از مشروطه و اوایل مشروطه. نقل‌های مختلفی در این زمینه داریم. جنبه ضد ظلم مرحوم آقا نجفی موجب شد که ایشان از حامیان مشروطه و البته با قرائت مذهبی آن باشد و به نوعی ایشان و برادرشان رهبری مشروطه اصفهان را در دست داشتند. در مشروطه دوم هم باز می‌بینیم طبق گزارش‌ها و اسناد گوناگون، ایشان با ظلم و ستم خوانین بختیاری که در اصفهان به حکومت رسیدند. شاخصه مهم سیاسی سوم که ایشان داشتند و از جهاتی می‌توان گفت این شاخصه مهمتر از آن دو شاخصه قبلی است، مبارزات ضد استعماری ایشان است. من بیشتر در این زمینه می‌خواهم سه نکته را عرض کنم (نکته اول را با توضیحات بیشتر، و دو نکته بعد را به اختصار بیان می‌کنم):

اولین نکته در استعمارستیزی آقانجفی، جامعیت مبارزات ایشان با استعمار است؛ یعنی ایشان با اشکال گوناگون استعمار درگیر شدند: استعمار فرهنگی، استعمار اقتصادی، استعمار سیاسی و اشغالگری.

دو جریان در مسئله استعمار فرهنگی تلاش می‌کرد

در موضوع استعمار فرهنگی، دو جریان وجود داشت که در ایران و به ویژه در اصفهان فعال بود؛ یکی جریان مبشرین مسیحی که عده‌ای از اروپا می‌آمدند و به تبلیغ مسیحیت و نقد دین اسلام در میان مسلمانان می‌پرداختند. آقا نجفی در مقابله با این جریان اقداماتی را انجام دادند. ایشان، یکی از شاگردان خودشان به نام داعی‌الاسلام را مأمور کردند تا درباره مسیحیت کار تخصصی انجام دهد. داعی‌الاسلام هم زیر نظر آقانجفی، شروع به فعالیت می‌کند: مناظراتی با مبشرین انجام می‌دهد، نشریه‌ای به نام «الاسلام» در این زمینه انتشار می‌دهد و انجمنی را به نام «صفاخانه»‌ شکل می‌دهد.

جریان دیگری که در موضوع استعمار فرهنگی وجود داشت و بخش مهمی از مبارزات آقانجفی در زمینه استعمار فرهنگی، معطوف به مبارزه با این جریان بود، بابیت و بهائیت بود. عنایت دارید که جریان بابیت و بهائیت اگر نگوییم استعمار روس و انگلیس در تاسیس آن دخالت داشته است، قطعا در تداوم و گسترده شدن فعالیت‌های آن دخیل بوده است. مبارزات آقانجفی با جریان بابیت و بهائیت، موجب شد که دو بار به تهران تبعید شوند: یکی در سال ۱۳۰۷ و دیگری ۱۳۲۱ قمری. در هر دو مورد می‌بینیم که اغتشاش‌گری بابیان با عکس‌العمل‌های مردم مواجه شد و مرحوم آقا نجفی هم در این مبارزات نقش جدی داشت و البته شخص ایشان تلاش می‌کردند این اقدامات به گونه‌ای صورت نگیرد که موجب مظلوم‌نمایی برای بابی‌ها شود. با این حال، در هر دو بار، فشار و تحریک سفارتخانه‌های خارجی به دولتمردان و حاکمان پایتخت، موجب شد مرحوم آقا نجفی به تهران تبعید شود. از سوی دیگر، در آثاری که مربوط به بابیت و بهائیت و منتسبان به اینها است، می‌بینیم که به شدت شخصیت مرحوم آقا نجفی تخریب شده است. این از مبارزات ایشان با استعمار فرهنگی.

اما از جنبه مبارزات ایشان با استعمار اقتصادی؛ ایشان یک جنبه منفی در این زمینه داشتند که مبارزه می‌کردند  و یک جنبه اثباتی داشتند که خودشان روی تولید داخلی دست می‌گذاشتند و کارهای عملی در این زمینه انجام می‌دادند. مجموع این دو کار را می‌توانیم به اقتصاد مقاومتی تعبیر کنیم که مقام معظم رهبری مطرح کردند.

مبارزات ایشان با استعمار اقتصادی و ترویج کالاهای خارجی در ایران، در قبل از مشروطه، در دورة مشروطه و بعد از مشروطه وجود داشت و منحصر به دوره خاصی نبود. اسناد متعددی هم در این زمینه در دست است. مناسب است چند سند در این زمینه بخوانم تا بحث مقداری روشن‌تر شود؛ کتابی است به نام «حکم نافذ آقا‌نجفی» نوشته دکتر موسی نجفی که حقیر هم در تحقیق و نگارش آن همکاری داشتم. این کتاب تقریبا کتاب جامعی درباره مرحوم آقانجفی است و اسناد متعددی را درباره ایشان از جمله راجع به مبارزات ضد استعماری و مبارزات ایشان در جنبه اقتصادی استعمار در خودش جا داده است.

در صفحه ۱۷۶ تا ۱۹۱ مبارزات ایشان با استعمار اقتصادی مطرح شده و اسنادی در این زمینه آمده است؛ در سندی که مربوط به سال ۱۳۰۷ است (تقریبا حدود ۱۷سال قبل از صدور فرمان مشروطه)، وزیر مختار انگلیس نامه‌ای به امین السلطان، صدراعظم ایران می‌نویسد که درباره ترس تجار اروپایی از بازگشت مرحوم آقانجفی به اصفهان است. عرض کردم که مرحوم آقا نجفی در سال ۱۳۰۷ به خاطر مبارزه با جریان منحرف و استعماری بابیت، تبعید به تهران شدند. پس از گذشت مدتی، وقتی مرحوم آقا نجفی در مقام بازگشت به اصفهان بود، نامه‌ای را وزیر مختار انگلیس (هنری درومند ولف) به امین السلطان می‌نویسد. متن نامه اینگونه است:

«فدایت شوم از قراری که از اصفهان شنیده‌ام، آقای نجفی در شرف مراجعت به آنجا است؛ چون ورود مشارالیه در آن محل، اسباب ظهور اغتشاش است، سکنة اروپایی از این بابت خیلی واهمه نموده، به دوستدار اصرار دارند که محترماً خاطر منیر ملوکانه را از وجوب  سدّ راه صدمه و اذیت مجدد به اصفهان را به واسطة فساد و فتنه‌انگیزی این شخص، مستحضر دارد. چون تجارت خارجه اصفهان رو به ازدیاد است و چند تجارتخانة اروپایی در آن محل احداث شده است، خیلی محل افسوس خواهد بود که حادثه‌ای که اسباب واهمة سکنة اروپایی آنجا باشد، حادث شود. در این صورت آنها طبعاً از سفارت‌های خودشان حمایت خواهند خواست. زیاده زحمتی ندارد».

 

تیه / تاریخ / آقا نجفی اصفهانی/ دشمن شناسی

 

در سند دیگری هست که به نظرم باید مربوط به قبل از مشروطه باشد، کاردار سفارت انگلیس به نام چارلز مالرینگ به وزیر امور خارجه میرزا‌حسن‌خان مشیرالدوله می‌فرستد. در نامه می‌نویسند

«جناب مستطاب اجل اکرم افخم را با کمال احترام تصدیع‌افزا می‌گردد: از اصفهان به دوستدار اطلاع رسیده که علمای آنجا  [که در راس آنها آقا نجفی است] در کار ترتیبی هستند که نگذارند امتعة اروپایی به فروش برسد. و به خریداران ایرانی که اهمیت دارند، اعلان کرده‌اند که بکلی ترک معامله را نموده و به مهلت چهار ماهه، محاسبات خود را با تجارت‌خانه‌های اروپایی قطع کنند. نتیجة این کار، این است که معامله‌گران کوچک بازار چون می‌ترسند که بعد از این نتوانند امتعة اروپایی بفروشند، قروض خود را به تجارت‌خانه‌های بزرگتر که به اعتبار آنها نیز از این بابت خلل فاحش وارد آمده، نمی‌پردازند. و تجارت‌خانه مزبور نیز از آن طرف نخواهند توانست که از عهدة تعهدات خود به تجار خارجه، که مال التجاره از خارجه می‌آورند، برآیند؛ چون مبلغ زیادی سرمایة انگلیسی در این کار است و اگر این کار غیرصحیح را بگذارند امتداد پیدا کند، به سرمایة  مزبور خطر فاحش وارد خواهد آمد، از جناب مستطاب عالی خواهشمندم مقرر دارند احکامات لازم به کار گذاران اصفهان صادر شود که از اقدامات فتنه‌انگیز این اشخاص فوراً جلوگیری شود. در این موقع احترامات فائقه قلبیة خود را تجدید می‌نماید».

باز در سند دیگری که گزارش چرچیل (دبیر امور شرقی سفارت انگلیس) به لندن است، اینگونه آمده است:

«... آقا شیخ محمدتقی [آقانجفی] و دو بردارش؛ یعنی شیخ محمدعلی و شیخ نورالله، تاکنون بارها برای بازرگانان انگلیسی مزاحمت ایجاد کرده و باعث ضرر و زیان آنان شده‌اند و دو بار نیز خرید کالاهای اروپایی از بازار اصفهان را تحریم کرده‌‌اند.  [البته تحریمی که اینجا می‌گوید، بیشتر سفارش به ترک کالا بوده، و بعید است تحریم فقهی  بوده باشد]».

در دورة مشروطه نیز همین جریان ادامه داشته است. یک سند بسیار جالبی در دست است که در اواسط جمادی الاول سال 1324 (یعنی در آستانه مهاجرت علمای تهران به قم)، آقا نجفی به همراه ۱۲ نفر از علما، توافقی بین خودشان انجام شده و می‌آیند به صورت بیانیه بروز می‌دهند. توافق خیلی جالب است، این توافق 5 ماده دارد که بعضی از این مواد را می‌خوانم:

«اولاً: قبالجات و احکام شرعیه، از شنبه به بعد روی کاغذ ایرانی بدون آهار نوشته شود. اگر بر کاغذهای دیگر نویسند، مهر ننموده ... قباله و حکمی هم که روی کاغذ دیگر نوشته بیاورند و تاریخ آن بعد از این قرارداد باشد، امضا نمی‌نماییم؛ حرام نیست کاغذ غیر ایرانی و کسی را مانع نمی‌شویم، [اما]  ما ها به این روش متعهدیم».

در آن زمان، امور مربوط به اسناد و قضاوت، دست علما بود. وقتی آنها بین خودشان چنین متعهد شدند، طبعا، مردم هم مجبور می‌شوند این کار را رعایت کنند.

ماده دوم، دربارة کفن اموات است که اگر غیر ایرانی باشد، آنها بر آن میت نماز نخواهند گذارد. تعهد سوم، دربارة‌ لباس است. می‌نویسند:

«ملبوس [= پوشاک] مردانة جدید، که از این تاریخ به بعد دوخته و پوشیده می‌شود، قرار دادیم مهما امکن، هر چه بدلی در ایران یافت می‌شود، لباس خودمان را از آن منسوخ نماییم و منسوخ غیرایرانی را نپوشیم و احتیاط نمی‌کنیم و حرام نمی‌دانیم لباس‌های غیر ایرانی را، اما ماها ملتزم شده‌ایم حتی‌المقدور بعد از این تاریخ، ملبوس خود را از منسوج ایرانی بنماییم. تابعین ماها نیز کذلک و متخلف، توقع احترام از ماها نداشته باشد. آنچه از سابق پوشیده و داریم و دوخته‌ایم، ممنوع نیست استعمال آن».

در مادة چهارم، بر ساده و مختصر برگزار کردن میهمانی‌ها، و در تعهد پنجم، بر پرهیز از «اهل وافور» تأکید شده است.

اینها اسنادی هستند که به وضوح نشان می‌دهد، علما و بویژه آقانجفی در مبارزه با کالاهای خارجی خیلی جدی بودند. حال آیا صرفا مبارزه می‌کردند و در مرحلة اثباتی اقدامی انجام نمی دادند؟ خیر، دنبال تولید داخلی هم بودند. یکی از مهمترین شرکت‌های اقتصادی که در این دوره شکل گرفت و در مقام این بود که تولیدات ایرانی رواج گیرد و رفع احتیاج از خارج شود، شرکت اسلامیه بود. بازرگانان متدین و دارای عرق ملی آمدند و دور هم جمع شدند و با حمایت جدی مرحوم آقا‌نجفی و برادرش حاج‌آقا نورالله، این شرکت تاسیس شد. به اندازه‌ای کار شرکت رونق گرفت که نه تنها شعبه‌هایی در داخل کشور، بلکه در خارج از کشور نیز به وجود آمد. اسناد متعددی در این زمینه وجود دارد که در کتاب «حکم نافذ آقانجفی»، و بویژه در کتاب «اندیشه سیاسی و تاریخ نهضت حاج‌آقانورالله اصفهانی» آمده است.

 

تیه / تاریخ / آقا نجفی اصفهانی/ دشمن شناسی

دکتر موسی نجفی، مورخ سرشناس انقلابی و از نواده های مرحوم آقا نجفی اصفهانی

آقا نجفی اصفهانی در مبارزه با استعمار اقتصادی تلاش بسیاری کرد

دربارة مبارزات آقانجفی با استعمار  اقتصادی، واقعة تحریم تنباکو اهمیت دارد. البته مبارزات آقانجفی و دیگر علما، صرفا از باب استعمار اقتصادی نبود، بلکه جنبه فرهنگی قضیه هم بسیار مهم بود که به آن کم توجهی صورت گرفته است؛ زیرا از یک سو با توجه به وسعت مکانی اجرای قرارداد، نیاز به حضور کارکنان زیادی انگلیسی و یا وابسته به شرکت انگلیسی وجود داشت، و از سوی دیگر، با توجه به چگونگی اجرای قرارداد، اقتدار زیادی برای انگلیسی‌ها در برخورد با مردم شکل می‌گرفت؛ بنابراین به صورت طبیعی، و در یک روند تدریجی، خیلی از مردم در فرهنگ و سبک زندگی‌شان متأثر از انگلیسی‌ها می‌شدند. در هر حال، با تحریم تنباکو توسط میرزای شیرازی و حمایت‌ها و اقداماتی که علمای دیگر از جمله آقانجفی انجام دادند، قرارداد تنباکو که هم استعمار اقتصادی و هم استعمار فرهنگی بود، منتفی شد.

جالب است در جریان مبارزه با قرارداد تنباکو، گزارش‌ها و اسناد حکایت از آن دارد که قبل از اینکه حکم تحریم میرزای شیرازی صادر شود، در اصفهان با محوریت مرحوم آقانجفی و برادرش مرحوم شیخ محمدعلی ثقةالاسلام، تحریم شکل گرفته بود؛ یعنی اصفهان پیش‌قدم بود و  حدود دو هفته قبل از انتشار حکم میرزای شیرازی در تهران، تحریم استعمال تنباکو در اصفهان از سوی آقانجفی و برادرش صادر شده بود.

از بحث استعمار اقتصادی اگر بیرون بیاییم، بحث مبارزه با استعمار سیاسی و اشغالگری روس و انگلیس است که در این زمینه نیز اسناد متعددی وجود دارد. یکی از مهمترین موضوعات قابل طرح در این زمینه، بحث اولتیماتیوم روس در اواخر عمر مرحوم آقانجفی (اواخر سال ۲۹ و اوایل ۳۰) است. آقا نجفی در این موضوع وارد شد و بعد از اینکه دولتمردان صلاح دیدند اولتیماتیوم را بپذیرند، ایشان به شدت ناراحت شد و دولتمردان را توبیخ می‌کرد که چرا این اولتیماتیوم را پذیرفتید؟ اسناد، در کتاب آمده است.

پس اولین نکته مهم در مبارزات ضد استعماری مرحوم آقانجفی، این بود که مبارزات ایشان همه جانبه و با قالب‌ها و اشکال مختلف استعمار صورت گرفت.

نکته دومی که به نظرم می‌رسد دربارة مبارزات آقانجفی با استعمار اهمیت دارد، ثبات قدم ایشان و عدم سستی و خستگی در مبارزه است؛ می‌بینیم که مبارزات ایشان مربوط به دورة خاصی از زندگی ایشان نبود و چنین نبود که پس از دوره‌ای مبارزه، دچار سستی و یأس شوند؛ به عنوان نمونه، چنانکه عرض کرد، مقابله با اولتیماتیوم روس در سال‌های آخر عمر ایشان رخ داد و ایشان به صورت جدی در آن وارد شد و پس از پذیرش مصلحت‌اندیشانه اولتیماتوم از سوی دولتمردان، آقانجفی از این امر،  برآشفته و به سرزنش متولیان امر اقدام کردند.

نکته سوم که در مبارزات ایشان با استعمار می‌توانیم ذکر کنیم و برای امروز ما خیلی قابل استفاده است، تیزبینی و فریب نخوردن ایشان از دشمن است. ایشان در امور گوناگون اجتماعی، از جمله در برخورد با استعماگران، فرد بسیار تیزبینی بودند. چند نقل تاریخی و داستانی در این زمینه ذکر می‌کنم: مرحوم میرزا حسن‌خان جابری انصاری، دانشمند و سیاستمدار دوره قاجار و مرتبط با خاندان آقانجفی بود. ایشان در یکی از کتاب‌هایشان به نام تاریخ اصفهان جلد سوم این مطلب را بیان می‌کند:

«یادم دارم یکی از سیاسیون درجه اول اروپا، [به] اصفهان آمده بود. خدمت مرحوم آقانجفی رسیده، می‌گفت: این آقا که خود را به صداقت می‌نمایاند [یعنی ظاهر ساده‌ای دارد]، اگر اول نمرة سیاسی لندن و پاریس بیاید، آقا او را مانند دستمال پیچیده و در جیب خود می‌گذاردش».

 

تیه / تاریخ / آقا نجفی اصفهانی/ دشمن شناسی

 

این نقلی است که به تعبیر جابری انصاری، یکی از سیاسیون درجه اول اروپا دربارة آقانجفی داشت. جابری، در ادامه، از زبان خود می‌نویسد:

«بنده مکرر می‌گفتم: اگر آقای نجفی صدراعظم ایران بودند، ولایات منتزعه [که در قراردادهایی مانند گلستان و ترکمنچای از دست داده بودیم] را استرداد می‌نمودند؛ چو، گذشته از تدبیر و جدیت در کار و پیشرفت مقاصد، تحریری بی‌نظیر داشتند».

در نقل دیگری، جابری انصاری می‌نویسد که سید جمال‌‌الدین اسدآبادی دیداری با آقا نجفی داشت و پس از این دیدار، سید جمال‌، ایشان را در قوت سیاست‌ورزی بر بیسمارک (سیاستمدار مشهور آلمانی) برتری داده،‌ و گفته بود: «حرارتی در کله‌اش دیدم که در بیزمارک [= بیسمارک] نبود». جابری، در اینجا نیز در ادامه، از زبان خود می‌نویسد: «و راستی اگر وزارت اعظم ایران را داشت ... مانند امیرکبیر حفظ حدود مملکت را می‌نمود که بیگانه از آن یک وجب نبرد».

برخی برخوردها از مرحوم آقا نجفی در مقابل با کارداران خارجی ذکر شده است که بسیار جالب و آموزنده است. قضیه و واقعه‌ای نقل شده که ظاهرش طنز است، اما وقتی آن را تحلیل و موشکافی می‌کنیم، می‌بینیم نکته‌ ظریفی در این برخورد مرحوم آقانجفی بوده، و ایشان تلاش داشتند تا قدرت‌های استعمارگر و متکبر خارجی را در چشم مردم کوچک کنند. نقل شده است:  از طرف بلژیکی‌ها یک نفر را به نام «حیکاک» به عنوان رئیس مالیه به اصفهان می‌فرستند. روزی او به منزل آقانجفی می‌رود و حتی در نقل است که با کفش وارد می‌شود (آن تبختر اروپایی‌اش موجب شده است که با هیبت خودش وارد خانه آقا نجفی شود). آقا نجفی از روی بی‌اعتنایی اسم او را می‌پرسد و او جواب می‌گوید: «حیکاک».  آقا می‌گویند: «آقای حکّاک، یک مهر تقی برای من حک کن»!

یعنی حیکاک را حکاک شنیدند و حکاک یعنی کسی که مهر یا سنگی را حکاکی می‌کند! این گفتگو و تحقیر یک مأمور خارجی توسط مجتهد برجسته شهر، تا مدت‌ها ورد زبان مردم بود. در واقع، ایشان، قدرت‌های استعماری خارجی و تبختر اروپایی را به هیچ می‌گرفتند و این روحیه خودشان را به مردم هم منتقل می‌کردند که تحت تأثیر قدرت‌های خارجی نگیرند و آن اعتماد به نفس ملیشان را حفظ کنند.

این سه محوری بود که به نظرم در تحلیل مبارزات ضداستعماری آقانجفی اهمیت بیشتری دارد و باید برای ما درس‌آموز باشد. همه می‌دانیم که تاریخ را می‌خوانیم برای اینکه عبرت بگیریم و الا صرف دانستن تاریخ به عنوان وقایع و داستان‌هایی که اتفاق افتاده، چندان ثمره‌ای ندارد. سه نکته‌ای که درباره مبارزات ضد استعماری عرض کردم، یکی این بود که مبارزات ایشان همه جانبه بود و فقط بحث سیاسی و نظامی نبود، بلکه با استعمار اقتصادی و استعمار فرهنگی نیز مبارزه کردند؛ نکته دوم ثبات قدم ایشان بود؛ یعنی اینگونه نبود که بعد از یک دوره خسته شود و بگوید که تا کی باید این مبارزه را انجام دهیم؟ این مبارزات ایشان تا آخرین روزهای عمرشان ادامه داشت و نکته سوم این بود که تیزبینی داشتند و فریب دشمن را نمی‌خوردند. این برای امروز ما درس است. در آن دوره استعمار روس و انگلیس بود و در این دوره‌ای که ما هستیم، بزرگترین استعمار، استعمار آمریکا است. ما باید این درس‌ها را از مرحوم آقا نجفی و دیگر علما برای امروزمان بگیریم.

- در بحث مبارزات ضداستعماری ایشان فرمودید که این بُعد مهم‌تر است  حتی نسبت به بُعد ضد ظلم و استبداد ایشان. این را در دیگر علمای زمان ایشان چطور می‌بینید؟ آیا به پررنگی ایشان هستند یا اصلاً نیست و حساسیتی نسبت به استعمار نداشتند؟

:: چنان که عرض کردم، مبارزات ضداستعماری ایشان از جهاتی برجسته‌تر است؛ ایشان با ظلم و استبداد هم مبارزه داشتند، اما جنبه ضد استعماری ایشان می‌توانیم بگوییم پررنگ‌تر است. اما درباره علمای دیگر،‌ باید عرض کنم: علما مختلف بودند و شرایطی که هر عالمی داشته و مواجهه‌ ایشان در منطقه زندگی، متفاوت بود؛ اینکه مواجهه عالم بیشتر با ظلم است یا استعمار. مثلا مرحوم سید‌عبدالحسین لاری که هم‌دورة آقانجفی است (و اتفاقا دارای وجهة برجستة حوزوی نیز بوده،‌ عنوان مرجعیت تقلید نیز داشتند). مرحوم لاری، چون در منطقه لارستان فارس زندگی می‌کرد و در آن منطقه، ظلم بروز و ظهور بیشتری داشت؛ به همین خاطر مبارزات ضد ظلم ایشان بیشتر بود. ایشان در سال 1314 (ده سال قبل از صدور فرمان مشروطه)، رساله‌ا‌ی در نقد ظلم می‌نویسند که به نام رساله «آیات الظالمین» شناخته می‌شود. در آنجا حدود ۳۰۰ الی ۴۰۰ آیه از آیات قرآن را بر نفی و حرمت ظلم بیان ذکر می‌کند. خیلی عجیب است که ایشان اولا ظلم را از همه گناهان حتی کفر بدتر می‌داند، و ثانیا هر نوع کمک به ظالمین حتی در امور مباح را حرام اعلام می‌کند.

 

تیه / تاریخ / آقا نجفی اصفهانی/ دشمن شناسی

 

-  منظور من ماهیت اندیشه‌های استعمار بود.  ایشان اینطور که معلوم است بیشتر از علمای هم دوره خودش از ماهیت این اندیشه‌ها آگاه بودند.

:: ایشان با بروز و ظهور استعمار آشنایی بیشتری داشت، از این جهت می‌شود گفت، بعضی از علما آگاهی‌های سیاسی و اجتماعی‌شان کم بوده است. شاید نتوانیم بگوییم عالمی بوده است که به هیچ نحو ارتباطی با مسائل سیاسی و اجتماعی ندارد؛ بلکه بحث در شدت و ضعف است؛ عالمی کمتر و عالمی بیشتر اهتمام به مسأله نشان می‌دهد. مرحوم آقانجفی آگاهی‌هایش بیشتر بود و این آگاهی‌ها را در کنار هوش سرشار و تیزبینی ایشان وقتی قرار می‌دهیم، می‌بینیم که از دل آن همین برخوردهایی که در تاریخ معاصر از ایشان ثبت شده است در می‌آید. علمایی را می‌بینیم که اولا میزان آگاهی کافی را ندارند و دنبال آگاهی‌های بیشتر هم متاسفانه نبودند. عده‌ای هم هستند که آگاهی را دارند اما آن شمّ سیاسی قوی را ندارند؛ مثلا در جریان تحریم تنباکو می‌بینیم که یکی از علمای نسبتا فعال تهران می‌آید در مقابل این تحریم میرزا می‌ایستد و علنا قلیان می‌کشد.

این ضعف در دوره مشروطه بیشتر احساس می‌شود؛ یعنی اولا بعضی از علما آگاهی‌شان کامل نبوده است و بالتبع، مواجهه‌ای که باید در مشروطه داشته باشند را ندارند؛ مثلا علمای نجف را می‌بینیم که از دور دستی بر آتش دارند و منابع اطلاعات آنها کافی نیست و اطلاعاتی که به دست‌شان می‌رسد بیشتر از جانب مشروطه‌خواهان است و در داخل این مشروطه‌خواهان افراد منحرف و سکولار وجود دارند. از طرفی دیگر غرب و مشروطه غربی را هم درست نشناختند و با این تصور اشتباه که مشروطه در غرب،‌ نظامی خنثی است که کاری به دین و مذهب ندارد، بدنبال حاکمیت همان مشروطه بودند. به همین خاطر می‌بینیم که اینها دچار مشکل شدند. خود مرحوم آخوند در مشروطه دوم، در حکمی که دربارة فساد مسلک تقی‌زاده می‌نویسد، در نوشته‌اش در قالب یک بیت شعر بیان می‌کند: ما چه امیدها به این فرد بسته بودیم و الان فهمیدیم که اشتباه کردیم. خب این نوع مشکلات بوده؛ یعنی ما در علمای خودمان از جنبه اینکه آگاهی‌های سیاسی و اجتماعی‌شان ضعیف بود، دچار مشکل بودیم و یک آسیب جدی در عملکرد و موضع‌گیری‌های علمای شیعه در تاریخ معاصر، همین عدم شناخت دقیق شرایط، و به عبارتی عدم مصداق‌شناسی صحیح است.

الان هم ما این مشکل را داریم، یعنی اینکه بفهمیم مشکل چیست و در مرحله بعد چگونه این مشکل را می‌توانیم رفع کنیم. به نظر می‌رسد مرحوم آقا‌نجفی در هر دو جنبه (آن‌گونه که اسناد و گزارش‌ها نشان می‌دهد) خوب عمل کردند. نمی‌خواهیم از تمام عملکردهای ایشان دفاع کنیم. ایشان مانند هر فرد غیرمعصومی، اشتباه داشتند. ممکن است در جاهایی وارد شویم و به عملکردهای ایشان ایراد بگیریم؛ ولی وقتی کلیت قضیه را در نظر می‌گیریم، می‌بینیم که عملکرد ایشان در کلیت قابل دفاع است و ایشان در دوره خودش توانست به سهم خود، از دین و استقلال کشور بدرستی دفاع کند.  انشاءالله ما نیز بتوانیم راه این بزرگواران را ادامه دهیم.

  • تشکر می کنم که وقتتان را در اختیار پایگاه صهیون‌پژوهی تیه قرار دادید.


منبع : اختصاصی پایگاه جامع صهیون پژوهی تیه
کد خبرنگار : 12








chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد
منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.





اردو
تبلیغ کانال
ویژه نامه روز قدس
صوت
فیلم
کاریکاتور
اینفوگرافی
اخبار
پربازدیدترین
پیشنهادسردبیر
همایش ها
محصولات
اساتید