امروز : 28 آبان 1397::03:39
کد خبر : 2549
یکشنبه 28 آذر 1395 - 14:44

سلسله گزارشات تیه از بحث کابالا در برنامه شعبده شوم رادیو گفتگو (6)؛

کابالیسم، پیش به سوی التقاط و شرگرایی

پایگاه صهیون‌پژوهی تیه: علمای مسلمان، ریل‌گذاری خوبی برای شناخت معیارهای عقلی و علمی عرفان سالم و کاذب ارائه داده‌اند. برای مثال، اخیراً اساتیدی چون آیت‌الله جوادی آملی در کتاب «عرفان و حماسه» و علامه مصباح‌یزدی در کتاب «در جستجوی عرفان اسلامی»به این بحث پرداخته‌اند تا از انحراف این مسئله جلوگیری نمایند. برای بازشناسی دقیق عرفان یهودی و نکات آن نیز، ابتنای بر معیارهای ثابت فلسفه عرفان و عرفان نظری مبتنی بر حق، لازم است.

گزارش اختصاصی تیه از برنامه شعبده شوم با حضور دکتر فرج‌نژاد و دکتر اسلامی‌نسب (بخش دوم از برنامه هیجدهم تیر95)

کابالیسم، پیش به سوی التقاط و شرگرایی

به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی پایگاه صهیون‌پژوهی تیه، برنامه شعبده شوم هرهفته پنج‌شنبه‌ها و جمعه‌ها ساعت 5-6 عصر در رادیو گفتگو پخش می‌شود که در چند جلسه، با حضور کارشناسان حوزه و دانشگاه، به بررسی عرفان‌های نوظهور کاذب و عرفان‌های سنتی چون کابالیسم (عرفان یهودی/ قباله) پرداخت. متن پیش‌ رو، دومین بخش از گزارش کامل جلسه هیجدهم تیر ماه سال 1395 این برنامه است که با حضور دکتر محمدحسین فرج‌نژاد، پژوهشگر عرفان و فلسفه و دکتر حمزه اسلامی‌‌نسب، پژوهشگر دین و عرفان‌، به بحث پیرامون عرفان کابالا پرداخته‌است. این برنامه، در تداوم سلسله جلسات قبلی درباره کابالا (قباله) می‌باشد. مجری- کارشناس این برنامه نیز، دکتر طباطبایی بود. این بحث در ادامه سایر مباحث پایگاه تیه درباره عرفان یهود، خدمت شما مخاطبان ارجمند، تقدیم می‌گردد. متن گزارش اول از این جلسه را از این آدرس ببینید.

مجری: در ادامه مباحث قبلی که بیان داشتید شر در عرفان یهودی، وجه وجودی می‌گیرد، سوال بنده این است که آیا برای این جداشدن شر از ذات الهی، نوعی تقدس قائل هستند؟

فرج نژاد: بله، اگر تقدس هم نباشد، احترام به شر و شرگرایی در عرفان یهودی جدی است. متاسفانه چون اصلا همانطور که آقای دکتر اسلامی‌نسب هم فرمودند، اینها شر را وجودی و بخشی از وجود الهی می‌دانند، رسماً دکتر گرشوم شولم، به قول بعضی از بزرگان عرفان یهود بیان می‌دارد که هیچ منعی ندارد شر را بخشی از وجود خداوند بدانیم! متاسفانه وقتی که این نگاه در میان فرقه‌ای حاکم شود، نزدیکی و ارتباط با همه مصادیق شر و نه فقط  ابلیس، هم توصیه و عملی خواهد شد؛ لذا جن‌گرایی و جادوگری خاصی در عرفان یهود اصالت پیدا می‌کند؛ گرچه در کتاب مقدس، فقه و حتی فلسفه یهودی، ارتباط گرفتن با اجنه و شیاطین -گاهی اوقات نیز گفته شده بخشی از فرشتگان منفی خداوند- حرام و معادل کفر بوده است و عقوبت جدی در فقه یهودی برای جادوگران در نظر می‌گرفتند، اما با ظهور کابالیسم زوهری و بعد کابالیسم «شاپتای زوی» که نوعی کابالیسم بسیار انحرافی است، این ارتباطات بیشتر هم شده است و تا به امروز ادامه دارد و سینمای یهودیزه هالیوود نیز، با بی‌شرمی و حتی افتخار این ارتباطات را به تصویر می‌کشد.

 

تیه / کابالا/ قبالا/ دشمن شناسی

مراتب مختلف سفیروت در عرفان یهودی

سپس در مکتب فرانکیسم احترام به شیطان خیلی اوج گرفت. البته این را نباید نادیده بگیریم که وقتی انسان مادی‌گرا شد، قطعا به شیطان نزدیک‌تر می‌شود، چرا که از خداوند دورتر می‌شود. یکی از آیات قران می‌فرماید: برخی از انسان‌ها به شیاطین پناه بردند و «فَزَادُوهُمْ رَهَقاً» یعنی جز طغیان، سرکشی و بدبختی برای اینها حاصل نشد. سوره جن، آیات 6-7: وأنه کان رجال من الإنس یعوذون برجال من الجن فزادوهم رهقا (6) وأنهم ظنوا کما ظننتم أن لن یبعث الله أحدا (7)

خاخام گرشوم شولم نیز در کتاب جهت بزرگ در عرفان یهود صراحتا می‌گوید که خاخام ابراهیم ابوالافیا به شاگردانش می‌گفت: وارد جادوی سیاه نشوید. جادوی سیاه یعنی ارتباط گرفتن با اجنه، شیاطین و شرور، اما می‌گوید که شاگردان خاخام ابوالآفیا وارد جادوی سیاه شدند و در ادامه خود گرشوم شولم می‌گوید که آنها ضرر کردند و زندگی شان به هم ریخت. ارتباط با اجنه و شیاطین همانطور که قران فرموده نتیجه‌اش چیزی جز گمراهی افزون‌تر نیست ولی متاسفانه می‌بینیم که آثار سینمایی و هنری بعد از مدرنیته حتی بسیاری از اندیشمندان ابتدای مدرنیته میکلانژ و برخی دیگر این گرایش به شر را داشتند که بی تاثیر از کابالیسم یهودی و بعدها کابالیسم مسیحی نبود.

مجری: آن نکته را پاسخ نفرمودید که عرض کردم، اینها شیطان و شرور را قابل احترام می‌دانند و از طرفی مسلمان‌ها را شیطان می‌نامند و این نوعی تناقض را در ذهن آدم تداعی می‌کند؟

فرج‌نژاد: ریشه این تناقض در رابطه با بحث خداشناسی ضعیف کابالیست‌ها است، اما در نگاه عرفای یهودی که شرگراتر از فلاسفه یهودی هستند، به مراتب این دیدگاه را داریم که در آخرالزمان با تسلط قوم خداوند که همان یهود هست بر سایر ملت‌ها، خصوصا بر مسلمان‌ها وجه شر داستان یهود محسوب می‌شود. این تعادر در تجلیات خداوند ایجاد می‌شود و جهان روی آرامش را به خود می‌بیند، یعنی باز عرفای یهودی شرگرا، خداگرایی ضعیفی داشتند که به شرگرایی منجر شد. اما در رابطه با مسلمانان، قرن دوازدهم و سیزدهم انتهای جنگ‌های صلیبی است. رقابت و دشمنی سنتی زرسالاران یهودی و خاخام‌های منحرف و دنیاپرست یهودی با مسلمانان در سالهای تدوین زوهر وجود داشت و رسانه‌های کابالیستی متعددی داریم که در طول تاریخ اروپا حتی در عکس روی جلد کتاب‌ها مسلمانان را به صورت اعراب سوار بر اسب‌های سیاه به تصویر می‌کشند و روح شیطانی بر آنها حاکم است. از طرفی سپاهیان یهودی-مسیحی صلیبی را سوار بر اسبان سفید به تصویر می‌کشند که ارتش خداوند محسوب می‌شوند، در فیلم ارباب حلقه‌ها همین اتفاق می‌افتد.

مجری: بهتر است بگوییم در جنگ‌های صلیبی، یهودیان، زیرکی و زرنگی خاصی به خرج دادند، لذا مسلمانان و مسیحیان را به جان هم انداختند و خودشان بیرون نشستند و تماشا کردند.

فرج نژاد: سرمایه‌داران یهودی و بعضی از تئوری پردازان یهودی توانستند زمینه جنگ‌ها را محیا کنند، مثلا در جنگ آمریکا و عراق ظاهرا یک کشور مسیحی با عراق در افتاده بودند اما مستحضر هستید که سازمان امنیتی-اطلاعاتی و تئوری‌پردازان یهودی مثل کسینجر، جرج سورس، رابرت مردوخ که همه یهودی و صهیونیست هستند، پشت جنگ‌های جدید قرار دارند، در آن زمان هم البته نقش مسیحیان بی‌تاثیر نیست. مسیحیان منحرف از آیین خداوند، تحت تاثیر یهود قرار گرفتند، به همین دلیل دشمنی با مسلمانان از ابتدا وجود داشت. حداقل از جنگ‌های صلیبی به بعد تشدید شد و تا به امروز همین‌طور ادامه پیدا می‌کند، البته تعداد کمی از یهودیان همانطور که قران در بعضی از آیاتش می‌فرماید، بعضی از یهودیان منصف‌تر هستند و با مسلمانان دشمنی نمی‌کنند، افرادی مثل همین آقای دکتر نورمن جی فینکلشتاین به ایران هم تشریف آوردند و طرفدار حقوق فلسطینیان هستند یا گروه ناتوری کارتا یا بعضی دیگر از گروه‌های یهودی، لذا باید منصفانه داستان را دید ولی متاسفانه اکثریت با یهودیان دنیاپرست و صهیونسیت بوده و هست.

 

تیه / کابالا/ قبالا/ دشمن شناسی

 

مجری: آقای اسلامی‌نسب، در ذیل تاثیرات فرق کابالیسم در جوامع مسلمان و در کل جوامع امروز جهان، به تاثیرات آن در زمینه شرگرایی پرداختیم و نکات مفصلی در این زمینه گفته شد، اگر نکته‌ای در این زمینه باقی مانده در خدمت هستیم.

اسلامی‌نسب: شاید تصور برخی از مخاطبین محترم بر این باشد که ضدیت یهود با اسلام یا ضدیت تصوف یهودی با مسلمین مقطعی و گذراست. برخورد اسلام با یهود از هزاران سال قبل مطرح بوده است، یعنی حتی قبل از پیامبر گرامی اسلام مشاهده می‌کنیم یهودیت به دنبال پیامبر گرامی اسلام بود، چنانچه در قرآن وجود دارد، یَعْرِفُونَهُ کَمَا یَعْرِفُونَ أَبْنَاءهُمْ یعنی هر شخصی فرزند خودش را بهتر از دیگران می‌شناسد.

مجری: به طوریکه دو قلوهای همسان را که هیچ‌کس به راحتی تشخیص نمی‌دهد، اما پدر و مادر به راحتی تشخیص می‌دهند که کدام‌شان هست.

اسلامی: اگر چندین سال هم پدر و مادری فرزند خودشان را گم کنند، با دیدن آنها یک احساس ایجاد می‌شود و از چهره آنها به راحتی می‌شناسند، یهودیت مشخصات پیامبرگرامی‌اسلام یعنی پیامبر آخرالزمان را از حضرت موسی علیه‌السلام دریافت کرده بود، روزها و سال‌ها به دنبال پیامبر گرامی اسلام بودند و من نمی‌خواهم وارد این بحث شوم.

مجری: یعنی  به مباحث امروز برمی‌گردد یا جنگ‌هایی که پیامبر با یهودیان داشتند، یهودیان بنی قریظه، بنی نضیر، بنی المصطلق و یهودیان خیبر و...

اسلامی‌نسب: بله پس بحث ضدیت یهود با اسلام یک بحث مقطعی و گذرا نیست و همان طوری که در آیه قرآن هم اشاره شده «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً لِلَّذینَ آمَنُوا الْیَهُودَ وَ الَّذینَ أَشْرَکُوا وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذینَ آمَنُوا الَّذینَ قالُوا إِنَّا نَصاری‏ ذلِکَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّیسینَ وَ رُهْباناً وَ أَنَّهُمْ لا یَسْتَکْبِرُونَ (سوره مائده آیه 62) یعنی شدیدترین مردم، در اینجا کلمه اشد به کار برده می‌شود، لتجدن نون تاکید ثقیله دارد، عداوه للذین امنوا الیهود یعنی در رتبه اول یهود به عنوان دشمن اسلام معرفی می‌شود و همین دیدگاه در جبهه یهود با اسلام هم وجود دارد، همانطور که عرض کردم در سالیان متعدد به دنبال پیامبر گرامی اسلام بودند و ضررهای خودشون را متوجه پیامبر گرامی و اسلام کردند.

مجری: این ها به دنبال یاری پیامبر آخرالزمان بودند و در نظر داشتند تا به سوی او گرایش پیدا کنند و با مشرکان شبه جزیره عربستان و مشرکان مکه و مدینه محاجه می‌کردند و به آنها می‌گفتند پیامبر آخرالزمان بیاید، به تعبیر خودمان پوست شما را می‌کنیم و ما اول مومنون هستیم و به او گرایش پیدا می‌کنیم و او پیامبری است که در شرق عالم مسلط می‌شود و بر شما مشرکان پیروز خواهیم شد، ولی وقتی پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد، چون پیامبر اسلام فرمودند که من برای نجات و هدایت همه مردمان مبعوث شده‌ام نه نژاد خاصی، لذا اینها به دشمنی برخاستند و به خاطر عرق نژادپرستانه‌ای که داشتند، حرکتی که با پیامبران قبلی و حضرت مسیح (علی نبینا و آله و علیه السلام) کرده بودند را می‌خواستند بر سر پیامبر اسلام نیز بیاورند. جالب اینجاست که اکثر یهودیان، دشمن خونی مسیحیان و بعد مسلمانان بودند ؛ولی با یک چرخش تاریخی و با زیرکی خاصی به طرف مسیحی‌ها آمدند و آنها که خودشان اینقدر به آزار و اذیت حضرت مسیح پرداخته بودند، سعی کردند اینها را به فراموشی بسپارند و چرخشی به سمت مسیحی‌ها داشته باشند تا آنها را بتوانند علیه مسلمانان بشورانند و اختلافاتی میان کشورهای مسیحی و مسلمان ایجاد کنند.

اسلامی‌نسب: زمانی که کتاب‌های کابالا را مطالعه می‌کنیم، می‌بینیم که ضدیت اسلام و مسلمین در بسیاری از فرقه‌های قبالا یا همان کابالا تئوریزه شده است، مهمترین کتاب کابالا که کتاب زوهر باشد، از صفات خداوند یعنی عدل سرچشمه می‌گیرد، آنها معتقدند که خداوند متعال عادل است و از طرفی معتقدند که شر از عدل سرچشمه می‌گیرد و ناشی می‌شود.

مجری: خداوند چون عادل بود، مهلت داد تا شر ایجاد کنند؛ برای اینکه مثلا ظهور کند؟

اسلامی‌نسب: شاهد این دوگانگی در عقاید هستیم و از طرفی معتقدند که شر نمی‌تواند جزء ذات خداوند باشد، یکی از تناقضات بحث تصوف یهودیت است، ساموئل یا همان شیطان مونث در قلمرو ادعایی آخرالزمان که یهودیت قائل‌اند، هنگام آخرالزمان در محدوده‌ای جنگ وسیع رخ می‌دهد، شیطان مونث سیترا اهرا را در اینجا نابود می‌کند و نور روشن بر ظلمت و تاریکی که ناشی از مسلمین و حکومت اسلامی و خود اسلام باشد، غالب می‌شود.

 

تیه / کابالا/ قبالا/ دشمن شناسی

 

مجری: این هم نکته دیگری است که با عقاید اسلامی شباهت دارد و امام زمان، منجی آخرالزمان ظهور می‌کند و شیطان را در همان محدوده و در آن دوران نابود خواهد کرد.

اسلامی‌نسب: در قرن سیزده موسسان تصوف یهودی -بحث تصوف از قرن سیزدهم میلادی در اسپانیا ناشی شد- و موسسان آمریکایی که در این مبحث دخالت داشتند، شاهدیم که همه از خاندان لاویان بودند، لاوی یکی از فرزندان حضرت یعقوب علیه‌السلام است، فامیل‌هایی چون لاوی و ابولاوی و غیره داشتند و این فامیل‌ها و این قبیله‌ها از سرمایه‌داران و زرسالاران صهیونیسم محسوب می‌شوند و اکثر فیلم‌هایی که الان در جهان غرب مشاهده می‌کنیم و ضد مسلمین است، ناشی از حمایت‌های این فرقه و خانواده‌های یهودی است.

مجری: نکته خوبی بود که به این فیلم‌ها اشاره کردید، در برنامه جداگانه‌ای به بررسی این فیلم‌ها و سریال‌هایی که در این زمینه‌ها در رسانه ما آمدند و در ذیل هژمونی رسانه‌ای غرب مطرح کردند، ان شاءالله می‌پردازیم. جناب آقای دکتر فرج‌نژاد، نکته‌ای که می‌خواستید بیان کنید را بفرمایید.

فرج‌نژاد: این نکته تکمیلی حیف است که بدان اشاره نشود، بعضی از دانشجویان و طلاب که مطالعات کمتری در رابطه با مباحث مدیریت و صنعت سینمای غرب مطالعه کردند و صرفا به ظواهر، فرم و ساختار اکتفا کردند و یک نقدهایی را دیدم که دلیل آن مطالعه نکردن منابع جدی است. در آمریکا آثار مکتوبی در این زمینه‌ها تولید شده که بعضی از آنها به تازگی در حال ترجمه‌شدن است. متاسفانه سیر ترجمه در کشور ما یک اتوبان کاملا یک طرفه غربزده و نادرست است که باید برگردد و اندیشمندان غربی را باهم بشناسیم، نه اینکه کانت زده، هگل زده یا غرب زده شویم و در مقابل اندیشمندان منتقد صهیونیسم و اندیشمندان ریویزیونیست یا تجدیدنظرطلب و اندیشمندان مسلمان، مسیحی که منتقد یهود و صهونیسم هستند و یهودیان منتقد کابالیسم را نشناسیم.

در منابعی که بنده دیدم و برخی از آنها ترجمه شده‌اند، مثل کتاب آقای نیل گابلر که توضیح می‌دهد تسلط کابالیستی، صهیونیستی و یهودی بر سینمای آمریکا دقیقا چگونه است، شاید باورتان نشود ولی خود نیل گابلر اشاره می‌کند که تا حدود بیش از هشتاد درصد سینمای آمریکا و مقدار زیادی از سینمای اروپا خصوصا سینمای ایتالیا و فرانسه و آلمان بعد از جنگ جهانی تحت تسلط یهودیان که صهیونیست‌ها  در آن غلبه و قدرت مالی، رسانه‌ای دارند. خواهشا به دلیل بعضی از حرف‌های ضعیفی که اخیرا درباره نقد فیلم وفراماسونری زده شده است، اصل مطلب را در ذهنشان بیشتر بررسی کنند و منابع جدی‌تری را ببینند و امیدوارم مترجمان ما به سمت ترجمه آثار انتقادی بروند که در خود غرب بر تمدن و سینمای غرب نوشته شده است و متاسفانه در کشور ما دیده نمی‌شود. جالب است بدانید که این آقای نیل گابلر، خودش هم یهودی است!

مجری: به گام پایانی نزدیک می‌شویم، بد نیست اشاره‌ای به برخی از تاثیرات دیگر کابالیسم در ایران و جهان اشاره بفرمایید و ان شاالله تفصیلش را به برنامه بعد موکول کنیم.

فرج‌نژاد: همانطور که آقای دکتر هم فرمودند، بحث آخرالزمان گرایی و قرائت خاص کابالیستی صهیونیستی از آخرالزمان، آرماگدون یا هرمجیدون و مباحث آخرالزمان یکی از جدی‌ترین تاثیراتی است که مکتب کابالا بر ذهن جوان‌های ما هم گذاشته و حتی بعضا دیدم که بعضی از آنها می‌خواهند دینی حرف بزنند و اشتباها بعضی از روایت‌های کابالیستی را به جای روایت اسلامی می‌خوانند، مثلا خونریزی‌های بسیار عظیم زمان ظهور و بعد از ظهور قطعا نقد دارم و شاید آن خونریزی‌های قبل از ظهور که ربطی به امام زمان ندارد و مستکبران و خونریزی را در منطقه غرب آسیا ایجاد می‌کنند، اما خونریزی‌های قبل از ظهور در روایات مسیحی–صهیونیست، یهودی و کابالیستی دیدم که در برخی با نام اسلام به خصوص در منابع به خورد جوان می‌دهند.

 

تیه / کابالا/ قبالا/ دشمن شناسی

 

مجری: خونریزی‌هایی که به واسطه منجی آخرالزمان انجام گیرد و اسرائیلیاتی که موجود است.

فرج‌نژاد: بله، قطعا همین‌طور است اما خونریزی‌های قبل از ظهور که ربطی به منجی ندارد و بیشتر حاصل کار استعمارگران و مستکبران است، بحث جداگانه‌ای است که ما در روایاتمان آمده است و خلط بین مباحث آخرالزمان اسلامی با قرائت شیعی، سنی، مسیحی صهونیست، کابالیست یهودی و با هم دیگر به شدت در این رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی خلط می‌شود و جوان‌های ما به جای اینکه آرزوی آمدن منجی را داشته باشند، از منجی می‌ترسند.

مجری: آیات قران این را صریحا تاکید می‌کند که (یَملَأُ الله بِهِ الاَرضَ قِسطاً وَ عَدلاً کَما مُلِئَت ظُلماً و جَورا) منجی آخرالزمان دنیا را پر از عدل، قسط، آرامش و امنیت می‌کند؛ در حالی که قبلا پر از ظلم، جور و خونریزی شده بود.

فرج‌نژاد: امیدوارم در این زمینه جلساتی داشته باشیم، آخرالزمان تصویر شده در نگاه‌‌های شیعی، سنی، کابالیست و مسیحی–صهیونیست و مسیحی-کاتولیک باید بحث شود، البته برنامه‌هایی بوده ولی لازم است که در این زمینه بحث مفصلی صورت گیرد، تاثیری که کابالیسم متاخر و کابالیسم مدرن بر جامعه ما می‌تواند داشته باشد و تسلط گفتمان سکولار، عرفان منفعل و دوری از گفتمان حماسی اسلام است. حضرت آیت الله جوادی آملی کتابی دارند به اسم حماسه و عرفان که دقیقا مکتب امام حسین و عرفان اسلامی را ذیل تفکر فعالانه و حماسی حضرت امیر و امام حسین علیه‌السلام ترجمه می‌کنند، آیت الله مصباح کتاب «در جستجوی عرفان اسلامی» مفصل به حاشیه‌های منفی عرفان اسلامی نقد دارند و مباحثی را مطرح کردند که البته تاثیرات دیگری هم هست. مثلا شریعت گریزی، دنیا طلبی، گسترش سرمایه‌داری، لذت گرایی، برتری نژاد یهودی، گسترش نمادها و معماری رومی– اساطیری و شرک، دوری از مفاهیم حقیقی تشیع که هر کدام از آنها ان شاالله باید در آینده در جلسات آینده مورد توجه قرار بگیرد.

 

تیه / کابالا/ قبالا/ دشمن شناسی

 

مجری: سپاسگذارم از آقای فرج نژاد و با شما خداحافظی می‌کنیم و کلام پایانی را در خدمت دکتر اسلامی نسب هستیم.

اسلامی‌نسب: چون دکتر فرج‌نژاد به بعضی از تاثیرات فرقه کابالیسم در میان مسلمین و حتی در میان بعضی از جوانان کشور عزیزمان ایران اشاره کردند، شایسته است من به تاثیرات مخرب این گروه اشاره کنم. بعضی از مباحثی که در دین اسلام وجود دارد و بالاخره بعضی از محرمات و واجبات است، شاید مقداری برای جوان امروزی ما که مقابل اینترنت می‌نشینند و به دنبال راحتی هستند و شاید بعضی از مباحث واجبات و محرمات مقداری سخت باشد، فرقه کابالیسم از این روزنه استفاده کرده و با اباحه گری بعضی از مسائل جوان‌های ایرانی را به مباحثی مثل رقص، می‌خوارگی و شیوه‌های غیر اخلاقی جنسی که متناسب با شهوت‌رانی انسان است تشویق می‌کنند.

همانطور که در آیه قران هم هست (زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ) یعنی شهوت بحثی فطری در انسان است و باید به اندازه کنترل بشود نه حد افراط و نه حد تفریط، از این مبحث استفاده کرده و با افراط در آن که عمده‌ترین آنها مباحث غیر اخلاقی جنسی برای جذب جوانان استفاده می‌کنند و این مباحث نتیجه‌ای جزء فروپاشی بنیان خانواده و انحطاط اخلاقی جوانان چیز دیگری در پی نخواهد داشت.

 

تیه / کابالا/ قبالا/ دشمن شناسی

 

مجری: از آقای اسلامی نسب تشکر می‌کنم، نکته خوبی را اشاره کردید، نکاتی که دقیقا در فرمایشات مقام معظم رهبری در مورد گرایشات جوان‌های ما به برخی از ادیان یا معنویت‌ها در جلسه گذشته هم اشاره‌ای کردم که دلیل نیست و جوان‌های ما نشسته باشند و دین یا معنویتی را مطالعه جدی کرده باشند و بعدها گرایش پیدا کرده باشند، بلکه به دلیل اباحه‌گری‌ها و به تعبیر بعضی شریعت گریزی و طریقت گرایی است که در همه معنویت‌های نوظهور وجود دارد، در برخی از این ادیان کهن هم مثل بودیسم و هندوئیسم و ... هم وجود دارد، در برخی از این فرقه‌های تصوف شیعی یا سنی هم ما این را می‌بینیم که مدام اسمی از طریقت می‌آورند و طریقت را خیلی مقدس می‌شمارند و شریعت را برایش اهمیت قائل نیستند و شریعت گریزی و طریقت گرایی خودش  یک محل سقوطی هست برای همه عرفان‌ها، چه عرفان‌های اسلامی و چه عرفان‌های نوظهور و عرفان‌های کهنی که از قدیم وجود داشته است. تشکر می‌کنم که صبر و حوصله فرمودید؛ خداحافظ.

 

مطالب مرتبط:

- گزارش اول از برنامه شعبده شوم: ده سفیروت عرفان یهود و چرایی پدید آمدن کابالیسم

گزارش دوم از برنامه شعبده شوم: در انیمیشن ناین جای تن (ده) خالی است، ملکوت کجاست؟

- گزارش سوم از برنامه شعبده شوم: کتاب زوهر، از واقعیت تا دروغ‌های قباله در تاریخ یهود

- گزارش چهارم از برنامه شعبده شوم: تاریخ سازی برای کابالا توسط برخی  یهودیان؛ اساطیر در کابالا

- گزارش پنجم از برنامه شعبده شوم: بررسی تأثیرات عرفان التقاطی قباله بر فرهنگ و سینمای غرب

اصول کابالا در فیلم‌های سینمای یهودی‌زده و صهیون مآب هالیوود


منبع : اختصاصی پایگاه جامع صهیون پژوهی تیه
کد خبرنگار : 12








chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد
منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.





اردو
تبلیغ کانال
ویژه نامه روز قدس
صوت
فیلم
کاریکاتور
اینفوگرافی
اخبار
پربازدیدترین
پیشنهادسردبیر
همایش ها
محصولات
اساتید