امروز : 24 آبان 1397::19:33
کد خبر : 2545
شنبه 27 آذر 1395 - 15:10

سلسله گزارشات تیه از بحث کابالا در برنامه شعبده شوم رادیو گفتگو (5)؛

بررسی تأثیرات عرفان التقاطی قباله بر فرهنگ و سینمای غرب

پایگاه صهیون‌پژوهی تیه: بسیاری سعی دارند تا مسئله تفکر دینی اسلام را زیر سیطره شیطان ببرند و با ساختن آثار بلندبالا در سینمای هالیوود به دنبال باورپذیر کردن تئوری شیطانی بودن ایرانی‌ها و مسلمانان هستند، لذا این شبهه را به اوج می‌رسانند و همواره گابریل یا همان جبرائیل با خداوند درگیر است. این مسئله در عرفان یهودی به شیوه دیگری مشهود است.

گزارش اختصاصی تیه از برنامه شعبده شوم با حضور دکتر فرج‌نژاد و دکتر اسلامی‌نسب (بخش اول از برنامه هیجدهم تیر95)

بررسی تأثیرات عرفان التقاطی قباله بر فرهنگ و سینمای غرب

به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگ پایگاه صهیون‌پژوهی تیه، برنامه شعبده شوم هر هفته پنج شنبه‌ها و جمعه‌ها ساعت 5-6 عصر در رادیو گفتگو پخش می‌گردد که در چند جلسه، با حضور کارشناسان حوزه و دانشگاه، به بررسی عرفان‌های نوظهور کاذب و عرفان‌های سنتی چون کابالیسم (عرفان یهودی / قباله) پرداخت. متن پیش‌ رو، حاصل جلسه هیجدهم تیر ماه سال 1395 این برنامه است که با حضور دکتر محمدحسین فرج نژاد، پژوهشگر عرفان و فلسفه و دکتر حمزه اسلامی‌‌نسب پژوهشگر دین و عرفان‌، به بحث پیرامون عرفان کابالا پرداخته‌است. این برنامه، در تداوم سلسله جلسات قبلی درباره کابالا (قباله) می‌باشد. مجری- کارشناس این برنامه نیز، دکتر طباطبایی بود. این بحث در ادامه سایر مباحث پایگاه تیه درباره عرفان یهود، خدمت شما مخاطبان ارجمند، تقدیم می‌گردد.

کتاب زوهر / تیه / کابالائیسم / دشمن شناسی

تصویری از ابراهیم ابوالعفیا، از نظریه‌پردازان کابالا در اواخر قرون وسطی

تقلیل گرایی و فروکاهش مفاهیم قدسی، اسطوره‌گرایی و ترویج خرافات از تاثیرات کابالیسم است

مجری: سلام به شنوندگان ارجمند. ادامه بحث عرفان یهودی کابالا را از جلسات قبل، پیگیری می‌کنیم، در برنامه‌ قبلی، درباره کابالیسم که معتقد است تعالیم شفاهی عرفانی در میان علمای یهودی وجود داشته است و سینه به سینه منتقل شده است تا در قالب کتب قبالایی به ما رسیده است صحبت شد و گفته شد که قبالا پیرامون عرش الهی، اسم اعظم، حوادث آخرالزمان، ظهور مسیحا، رجعت، قیامت و غیره بحث می‌کند. ما شاهدیم که در این عرفان، مباحث التقاطی از عرفان‌های دیگر جمع شده است. علم حروف در این دانش نقش مهمی دارد در این مباحث ظهور پیدا کرده است، طبق قولی، اعداد ابجد در قرن دوم قبل‌از میلاد ابداع شد؛ نه اینکه ربط بدهیم به کابالیسم، خیر! این ربط بعدها که اواسط یا اواخر قرون وسطی عرفان یهود پدید آمد، ایجاد شد و همانطور که گفته شد، کتاب‌هایی که طرفداران کابالیسم نوشتند، در پی کشف رموز اعداد و حروف در تورات بودند و از ترکیب حروف با جمع و تفریق اعداد، مدعی کشف رازهایی بودند. از اعداد ده‌گانه و حروف ابجد و... یک سری مطالبی استخراج کردند و همچنین از صفات الهی، ذات الهی و... مطالبی را بیان نمودند که هم خوشایند خودشان و هم خوشایند ادیان دیگر و برای جذب آنها باشد. در ابتدای برنامه خدمت دکتر فرج نژاد باشیم و با همه مجموعه مطالبی که طرح شد، می‌خواهیم به این نکته برسیم که فرقه کابالیسم چه تاثیری در جامعه امروز و جهان داشته است؟

فرج‌نژاد: ضمن عرض سلام خدمت شما و کارشناس برنامه و شنوندگان ارجمندتان. در مورد تاثیرات فرقه کابالیسم، بحث و گفتنی بسیار زیاد است، البته تلاش می‌کنیم خیلی خلاصه و تیتروار به بعضی از این نکات بپردازیم و امیدوارم تا بتوانیم مفصل‌تر در مباحثی مثل جامعه‌شناسی فرق و آیین‌های نوپدید، این بحث را مطرح کنیم.

اولین نکته از تاثیرات کابالیسم، خصوصا با ترکیبی که با مدرنیته و خصوصیات رسانه‌های جدید شده است و با این قرائت به گوش جهانیان می‌رسد، تقلیل‌گرایی (Redution) و پایین آوردن شان مفاهیم قدسی است، وقتی که مفاهیم قدسی در آیین‌های شبه عرفانی بیان می‌شوند، چون از حقیقت و متافیزیک دین الهی ابراهیمی که همان اسلام حنیف است، دور می‌شوند؛ خود به خود، به جای حقیقت ره افسانه زده و مباحثی مثل خرافه، وهمیات و بعضی از تجربه‌های شخصی و مکاشفات شیطانی را به جای مکاشفات الهی قرار می‌دهند و نتیجه‌اش این می‌شود که به جای توحید ناب ابراهیمی، شرک، اسطوره، وهم و خرافات بشری جایگزین می‌شود؛ کما اینکه این تاثیرات را در سینمای هالیوود شاهدیم.

خطر این مباحث که یک مذهب بشر ساخته و التقاطی جایگزین عرفان و مذهب الهی شود، بسیار بالاست. چرا که انسان‌ها فطرتا گرایش به دین الهی و یافتن کُنه اشیاء دارند؛ وقتی عرفانی به اسم یهود که از شرایع دین حنیف ابراهیمی است، مطرح شود؛ می‌تواند تاثیرات منفی زیادی داشته باشد. بحثی که وجود دارد، فراموشی مبداء واقعی خلقت و جا افتادن یک قرائت ماده‌گرا و پلورالیستی از خلقت، خداوند، معاد و بهشت، در میان ابنای بشر که یکی دیگر از آثار ترویج کابالیسم است و مفصلا در جلسات قبلی بحث کرده‌ایم. نکته دیگر تضعیف اندیشه‌های وحیانی پیامبران الهی و پر رنگ شدن تعابیر و برداشت‌های خاخام‌های یهودی و عرفای یهودی است.

همانطور که جلسات پیش هم اشاره کردیم، مخالفان زیادی حتی درون خود یهودیان در رابطه با نقد کابالیسم و سایر مکاتب عرفان یهودی چون مرکابا و حسیدیم صحبت‌هایی داشته‌اند. کم رنگ شدن معاد ابراهیمی و دین حنیف اسلام ابراهیمی و به جای آن، پر رنگ شدن معاد اسطوره‌گرا، ماده‌گرا و ماتریالیستی، مشرکانه، هلنی و مصری، به جای معاد ابراهیمی و فروکاهش و تقلیل‌گرایی که در ذات مدرنیته هست، باعث شده است تا این التقاط و ضعف بنیادین در کابالیسم متاخراتفاق بیفتد.

کابالا قباله- عرفان یهود- سایت تیه- جلد کتاب زوهر

شرگرایی و قدرت شیطان در کابالیسم و فرهنگ و سینمای غرب

مجری: قاعدتاً تاثیراتی را که بیان فرمودید، بخشی از تاثیرات کابالیسم در ایران و جهان است و اگر بخواهیم تاثیراتی که چنین مکاتب التقاطی از طریق رسانه‌ها می‌گذارند، بررسی شود؛ از این مطلبی که فرمودید، دایره‌اش خیلی وسیع‌تر می‌شود. جناب آقای دکتر اسلامی نسب! در راستای تاثیراتی که کابالیسم بر جوامع می‌گذارد، بد نیست که به یکی از تاثیرات مهم این نحله اشاره نمایید. بحث شر‌گرایی در کابالیسم است که در یکی از جلسات اشاره خیلی مختصری شد، ولی ذیل بحث تاثیرات کابالا، شاید خیلی دقیق‌تر بشود این را مطرح کرد که اصلا شر و شرور چه جایگاهی در کابالیسم دارند و دیدگاه قبالا در مورد شرور چه هست؟

اسلامی نسب: اگر بخواهیم به مبحث کابالیسم و تاثیرات این فرقه منحرف یهودی در شرایع دیگر و یا حتی در میان عموم جهانیان اشاره کنیم، شایسته است که به بحث شر و شیطان از نگاه این فرقه  اشاره شود.

بحث شر و شیطان در ادیان الهی، جایگاه ویژه‌ای دارد، در بحث فلسفه اسلامی و در ادیان ابراهیمی، شر به عنوان یک امر وجودی تلقی نمی‌شود، زمانی که از شر بحث می‌کنند، شر به عنوان یک امر فقدانی و امر عدمی است، یعنی فلاسفه اسلامی، فلاسفه مسیحی و حتی فلاسفه یهودی اعتقاد دارند که شر به عنوان عدم وجود خیر هست. اگر قرار باشد صد در صدی حساب کنیم، بالای پنجاه درصد خیر است و اگر در مواقعی ما شاهد شرور هستیم، به خاطر ذاتی بودن شر نیست؛ بلکه به دلیل عدم وجود خیر از منظر ماست. چون خیری از منظر ما وجود نداشته و خیر حداکثری وجود ندارد، مبحث شر مطرح می‌گردد.

در نتیجه، شر یک امر وجودی در مباحث فلسفی اسلامی، مسیحی و یهودی نیست. اما در جهت مخالف این قضیه، کابالا معتقد به وجود شر به عنوان یک امر ذاتی و وجودی است، یعنی چهره‌های متعددی از خداوند مطرح می‌کند و شر هم به عنوان یک امر ذاتی، وجود دارد، شر و شیطان در کنار هم و آمیخته به هم، در کل جهان وجود دارد و ما نمادها و علائم شر و شیطان را می‌توانیم در همه جا مشاهده کنیم، به عنوان مثال، اگر با تامل فلسفی و عمیق بخواهیم به سینمای غرب نگاه کنیم، سینمایی توام با وحشت، ترس و خشونت مشاهده می‌کنیم و بعضی از فیلم‌ها وجود دارد که در آنها اجنه، شیاطین و شَرورانی حضور دارند که با کمال تاسف بعضی از آنها قدرتشان حتی از خدای متعال نیز بیشتر است و در این فیلم‌ها قدرت نمایی می‌کنند. این نتیجه تاثیرات عرفان یهودی بر سینمای غرب و فرهنگ بین‌الملل است.

مجری: متاسفانه بعضی از این فیلم‌ها در رسانه‌های خودمان هم به تصویر کشیده شده‌اند، مثلا می‌بینیم که گاهی شیطان بر جبرئیل پیروز می‌شود و غلبه می‌کند. اینها نکاتی است که باید علاوه بر نکات فرمی و ظاهری که در رسانه‌های ما دقت و تحلیل می‌شود، مورد عنایت کارشناسان باشد و نکات محتوایی هم باید از دل مباحث فرمی بیرون کشیده شود و بدان‌ها توجه شود و این دقت را داشته باشند که از دست در نرود و خصوصا در رسانه ملی و رسانه‌هایی که از بیت المال ارتزاق می‌کنند، مروج چنین عرفان های التقاطی نباشیم.

اسلامی نسب: بله، البته باید دقت شود. شیطان در این فرقه، به عنوان یکی از نمادهای جدی قدرت معرفی می‌شود. اینها، نه تنها با متفکر اسلامی و علمای مسلمان، بلکه با مسیحیت هم به عنوان یک تز، مخالفت جدی می‌کنند، در جلد پنجم دایره المعارف «یهود، یهودیت و صهیونیسم» اثر «دکتر عبدالوهاب المسیری» می‌بینید آمده است که متون کابالیستی، ضدیت با اسلام دارد که کامل‌ترین مصداقش را می‌توانیم با مبحث «شیطان» پیدا کنیم، اینها مصداق کامل شیطان ویاوران شیطان را در برخی رساله‌هایشان، مسلمین و حکومت اسلامی معرفی می‌کنند.

اما به چه علت، مسلمین و حکومت اسلامی که تشکیل می‌شود، به عنوان جبهه شیطان معرفی می‌شود؟ عقبه بحث برمی‌گردد به جنگ‌های صلیبی و موفقیت مسلمین در آن جنگ‌ها. اسلام در آن ایام، در جنوب آلمان و شمال ایتالیا و جنوب و غرب فرانسه نفوذ پیدا کرده بود و این مطلب به دلیل موفقیت‌های مسلمین در جنگ‌های صلیبی بود که باعث شد مسلمین در جبهه شیاطین به حساب بیایند و در کابالیسم مطرح شود، حتی امروزه به وضوح در سینمای صهیونیستی هالیوود، این مطلب را مشاهده می‌کنیم. از جمله در فیلم‌هایی مثل سیصد، ارباب حلقه‌ها، ارباب آرزوها و جن‌گیر، شرقی‌ها و سپاهیان فیل سوار مسلمین و ایرانیان که در طول تاریخ هنگ فیل‌سواران را داشته‌اند، کاملا در جبهه شیطان هستند و باید نابود شوند و راهی برای نجات جهان جز نابودی این سپاه شیطانی که مسلمین و مسیحیان هستند، وجود ندارد.

مجری: از آقای فرج نژاد در مورد منشاء شرگرایی سوال دارم و تناقضی به ذهنم رسید که از یک طرف مسلمان‌ها را در جبهه شیطان بگیریم، از طرفی شیطان‌گرایی و شرگرایی در جوامع اسلامی هم نفوذ کرده است و به نوعی شیطان‌گرایی و شیطان‌پرستی نامیده می‌شود و اینها زیر مجموعه‌های کابالیسم و نفوذ کابالیسم در کشور خودمان و در کشورهای اسلامی هستند، این را هم حل کنید که بالاخره اینها شیطان را قدرت و نماد پیروزی میدانند و چیزی که می‌دانند در فیلم‌هایشان هم نشان می‌دهند که بالاخره شیطان قدرتی برای خودش برهم می‌زند و در برابر خداوند پیروز می‌شود، باید او را پرستش کرد یا اینکه مثلا مسلمان‌ها مظهر این شیطانیت هستند.

فرج نژاد: فکر می‌کنم لازم باشد تا تذکری را بدهم و اینکه شرگرایی مشکلی دارد که وقتی الوهیت خداوند و توحید اسیر فرمول ری‌اکشن شد، اسیر تقلیل‌گرایی و فروکاهش گشت؛ قاعدتا مشکل شر پیش می‌آید، یکی از اساتید ما می‌گفتند که این آقای الوین پلانتینگا آمده بود تهران و اساتید دانشگاه‌ها و دانشجوها داشتند از ایشان امضا می‌گرفتند.

مجری: الوین پلانتینگا از کابالیست‌ها هست؟

فرج نژاد: الوین پلانتینگا یکی از دانشمندان غربی است که جزء کابالیسم نیست ولی در حوزه فلسفه و کلام مسیحی بحث‌های بسیار جدی دارد، خودش هم منتقد بعضی از این بحث‌های شرق‌گرایانه مدرن است، استاد ما می‌گفت: ایشان آمده بود و دانشجوها و اساتید امضا می‌گرفتند و دوستان به من گفتند که چرا مانند بقیه امضا نمی‌گیری؟ لازم بود تا تذکری به دوستان بدهم و رفتم به آقای پلانتینگا گفتم، شما به جای اینکه بیایید به بچه‌ها امضا بدهید، اگر راست می‌گویید بروید در همان غرب و مشکل شرق‌گرایی را حل کنید که آتئیست‌ها و منتقدان دین حرفی برای گفتن نداشته باشند، می‌توانیم بگوییم که شرق‌گرایی مشکلی بود که از تقلیل گرایی در مفهوم خداوند ایجاد شد.

درباره منشاء شرق گرایی لازم است که توضیح بدهم تا سوال جنابعالی بیشتر باز شود و آنگاه کم کم بتوانیم به جواب برسیم. در مورد منشاء شرق‌گرایی 2-3 نظر درباب کابالیسم سنتی و کابالیسم متاخر وجود دارد که نمیخواهم با بیان کنم و با این مخاطب نسبتا عمومی‌ که داریم ذهن مخاطبان ارجمند را خسته کنم، اما به صورت کلی آدرس می‌دهم تا اگر دوستان عزیز مطالعه‌ کردند، می‌توانند مراجعه نمایند، کتابی را سرکار خانم فاطمه مهدیه در مورد کابالیسم نوشتند و موسسه بهداشت معنوی چاپ کرده و کتابی را هم گرشوم شولم خاخام و متخصص عرفان یهود نوشته که جریانات بزرگ در مورد عرفان یهودی هست، در این دو کتاب می‌توانید این مبحث را ادامه بدهید.

 

کتاب زوهر / تیه / کابالائیسم / دشمن شناسی

یکی از مهمترین مروجان کابالا یهودا لو بن بزالل (۱۵۲۵–۱۶۰۹م.) که به صورت رایج به نام «مهارال پراگ» شناخته می‌شود، بود. بسیاری از نوشته‌های او حفظ شده است. مهارال همچنین به دلیل داستان گولم پراگ معروف است. نوشته‌های او بر جنبش حسیدیم (کابالیسم شرق اروپا و آلمان و روسیه) تأثیر زیادی داشت. ایزاک هاتنر نیز تعالیم مهارال را بسیار گسترش داد.

 

مجری: آقای فریدالدین رادمهر این کتاب را ترجمه کرده است؟

فرج نژاد: بله، کتاب خانم مهدیه هم عنوانش بررسی و نقد مبانی نظری کابالیسم هست، می‌توانید در بحث شر با بیان عمیق‌تری پیگیری کنید، اما اجمالا عرض کنم که دیدگاه گنوسی و دوگانه‌گرایی که در جهان باستان وجود داشت و انحراف از توحید بود، هم در هند دیدگاه دوگانه گرا داریم، هم در ایران باستان، هم در یونان و غرب آسیا و هم در جنوب اروپا.

مجری: اعتقاد به ثنویت؟

فرج نژاد: بله. دوگانه‌گرایی بعضی وقت‌ها به توحید نزدیک می‌شود و گاهی هم تصریحا به دوگانه‌پرستی منجر می‌شود، دیدگاه گنوسی همانطور که دکتر گرشوم شولم یهودی اشاره‌‌ای بسیار جدی در کتاب‌هایش دارد. البته بعضی منابع ترجمه نشده ولی منابع انگلیسی و آلمانی موجود است. ایشان اشاره می‌کند که گنوسی‌گری و یا همان قنوسیه در جهان اسلام دیدگاه ثنوی را به جهان یهودی آورد و توحید را تحت تاثیر قرار داد. به این معنا که نتوانستند مفهوم شر را آنچنان که باید از نظر فلسفی توجیه و تبیین کنند و از طرف دیگر به دلیل دوری از پیامبران خودشان و نزدیک شدن به اساطیر مشرکانه مصری و یونانی، این دیدگاه گنوسی به جهان یهود به صورت جدی وارد شد.

بعدها خواستند شر را تبیین کنند و 2-3  نظر در عرفان یهودی ارائه شد، همینطور که آقای اسلامی نسب هم فرمودند، حتی بسیاری از فلاسفه و فقهای یهودی هم مخالف این دیدگاه بودند ولی متاسفانه کابالیست‌ها و بعدا صهیونیست‌ها و رسانه‌های صهیونیستی این دیدگاه شرگرایانه را القا می‌کنند و دیدگاه توحیدی برخی از فلاسفه و فقهای یهودی امروزه به شدت زیر سوال رفته و آن دیدگاه این است که در مکتب زهری کابالا، علت اصلی ورود شر به جهان را خود خدا یا به عبارتی تجلیات جدا شده از خدا می‌دانند، می‌گویند وقتی که تجلیات خداوند که همان سفیرودها هستند، وقتی که ذات مکتوم خداوند متحد بودند، بین اینها هماهنگی کامل وجود داشت.

مجری: بگوییم تجلیات سلبی بهتر است؟

فرج نژاد: نگاه سلبی که بین الهیات سلبی و الهیات اثباتی که اینجا مد نظر نبود، اینجا عین سوف همان ذات مکنون الهی است که تعادل الهی در آنجا وجود داشت اما می‌گویند که بر اساس کتاب باهیر و زوهر این تجلیات از عین سوف، برخی در سمت راست خداوند قرار گرفتند و برخی از آنها در سمت چپ ذات مکنون خدا قرار گرفتند و دقیقا این حرف‌ها چه معنایی دارد، شما باید حتما توجه داشته باشید که عرفان یهودی متاسفانه با نگاه مادی‌گرایی یونانی-مصری مخلوط شده و باید با آن نگاه این بحث‌ها را فهمید.

مجری: آن نگاه اسرار آمیز و رمزآلودی که دنبالش هستند؟

فرج نژاد: البته این رمزآلودی و رمزوارگی در تمام عرفان‌ها هست، اما عرفان یهودی چون مادی‌گرا شده، لذا رمزوارگی بیشتری دارد. اتفاقا یعنی با نگاه عقل متافیزیکی درست نمی‌شود اینها را فهمید و از طرفی با نگاه علمی هم نمی‌شود اینها را شناخت. لذا این رمزوارگی، به خاطر التقاط‌شان بیشتر از سایر عرفان‌ها متجلی شده است اما در عرفان اسلامی و مسیحی، خصوصا در عرفان اسلامی کاملا بحث‌ها با دقت‌های عقلی در عرفان نظری تدوین شده است لذا ما راحت‌تر می‌توانیم این مباحث را در عرفان اسلامی متوجه شویم.

 

کتاب زوهر / تیه / کابالائیسم / دشمن شناسی

کنیسه بت‌ال (خانه خداوند) در بیت‌المقدس که مرکز تدریس کابالا است! اسرائیل غاصب در ترویج کابالا بسیار می‌کوشد تا آرمان‌های مسیحاگروانه و نژادپرستانه و اخرالزمان شبه دینی صهیونیسم را در پوشش کابالا به جهانیان القا کند.

مجری: در رموزش هم با نوعی عقلانیت همراه است؟

فرج نژاد: در مطالب عرفای ما عرفان نظری و فلاسفه شهودی بیشتر مطرح شده و این سفیر رحمت الهی و سفیر قدرت الهی که اسم عبریش هم حسیدیم هست و تا زمانیکه تجلی صورت نگرفته بود، در وحدت و هماهنگی کامل به سر می‌بردند. در عرفان سوال است که دنیای بیرون از ذات الهی داریم یا نه؟ در مباحث وحدت وجود مفصلا این مباحث مورد مطالعه قرار گرفته است، اینها در این فیضان تعادل و سفیره قدرت و رحمت به هم خورد و سر ریزه شد. این به هم خوردن تعادل باعث شد که سیترا اهر یا همان قلمرو شر یا همان نیروهای اهریمنی به وجود بیایند، البته اگر بخواهیم در یک نگاه جدی عرفان نظری این بحث‌ها را مورد مطالعه قرار بدهیم، نقدهای بسیاری وارد است، کما اینکه بنده هم اشاره کردم و این نگاه‌ها اسطوره‌گرایانه هست.

این بحث ها کاملا متناقض می‌باشد و آنهایی که در مطالعات عرفانی به صورت جدی‌تر بحث کرده‌اند، متوجه می‌شوند که این بحث‌ها جدی نیست، اما نکته دیگری که هست و به خاطر همین مباحث بود که اسحاق نوریا که خیلی متاخر است، چند قرن پیش نقدهایی را بر داستان وارد کرد و شر را حاصل نوعی تصادف ازلی دانست و مباحث دیگری که حسیدی‌ها در عرفان یهود مطرح کردند که الان محل طرح این مسائل فنی فکر می‌کنم نباشد.

این مطلب ادامه دارد

مطالب مرتبط:

- گزارش اول از برنامه شعبده شوم: ده سفیروت عرفان یهود و چرایی پدید آمدن کابالیسم

گزارش دوم از برنامه شعبده شوم: در انیمیشن ناین جای تن (ده) خالی است، ملکوت کجاست؟

- گزارش سوم از برنامه شعبده شوم: کتاب زوهر، از واقعیت تا دروغ‌های قباله در تاریخ یهود

- گزارش چهارم از برنامه شعبده شوم: تاریخ سازی برای کابالا توسط برخی  یهودیان؛ اساطیر در کابالا

- گزارش پنجم از برنامه شعبده شوم: بررسی تأثیرات عرفان التقاطی قباله بر فرهنگ و سینمای غرب

اصول کابالا در فیلم‌های سینمای یهودی‌زده و صهیون مآب هالیوود


منبع : اختصاصی پایگاه جامع صهیون پژوهی تیه
کد خبرنگار : 12








chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد
منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.





اردو
تبلیغ کانال
ویژه نامه روز قدس
صوت
فیلم
کاریکاتور
اینفوگرافی
اخبار
پربازدیدترین
پیشنهادسردبیر
همایش ها
محصولات
اساتید