امروز : 29 خرداد 1398::14:44
کد خبر : 2438
پنجشنبه 04 آذر 1395 - 17:42

سلسله مطالب پایگاه تیه در معرفی کتاب‌های یهودپژوهی و صهیونیسم شناسی(77)؛

معرفی کتاب «دوران جدید عالم» از منظر رهبر حکیم انقلاب

پایگاه صهیون پژوهی تیه: راه اسلامی که امام (ره) ترسیم کرد و ده سال درباره‌ی آن - غیر ازآنچه در دوران مبارزات و قبل از آن گفته بود - صحبت کرد، باید بازشناسی شود. در این ده سال، به مناسبت‌های گوناگون و در جریان زندگی و در برخورد با حوادث، اسلام را برای ما روشن کرد. امروز، برای هیچ‌کس نقطه‌ی مبهمی باقی نیست. راه ما این راه است که بسیار مطمئن و امیدبخش و روشن هست.وظیفه ما در عصر غیبت تلاش است و دوری از راحت‌طلبی. عمل کردن به احکام اسلام و حاکمیت قرآن و اسلام حقیقت انتظار است. خودسازی از بزرگ‌ترین وظایف منتظران دوران آخرالزمان است. حرکت به‌سوی عبودیت یعنی انتظار فرج.

قسمت اول گزارش اختصاصی پایگاه حوزوی تیه از کتاب «دوران جدید عالم»

معرفی کتاب «دوران جدید عالم» از منظر رهبر حکیم انقلاب

سرویس علم و فلسفه پایگاه چامع صیون‌پژوهی تیه - سعید ابوالقاضی: کتاب حاضر در دو بخش کلی «انقلاب اسلامی و غرب متجدد» و «غرب‌شناسی و تجددشناسی انتقادی» با استفاده از سخنان رهبر معظم انقلاب در سال‌های مختلف، مدون گشته است. کتاب دوران جدید عالم مجموعه بیانات رهبر معظم انقلاب در شناخت تجدد است که به کوشش سعید اشیری گردآوری‌شده است. این کتاب در 310 صفحه توسط انتشارات «انقلاب اسلامی» (دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای) باقیمت 12000 تومان در بهار 1393 به چاپ رسیده است. در ذیل بخش اول کتاب پنج فصل درباره انقلاب اسلامی و عبور از جهان مدرن، تفکر و تمدن در اسلام و غرب، غرب‌زدگی در ایران و... موردبحث قرارگرفته و در بخش دوم ذیل سیزده فصل به موضوعاتی چون ماهیت و بنیان‌های فکری تجدد، سکولاریسم، تجدد و اخلاق، جهانی‌شدن، حقوق بشر، استعمار، مسئله زن و ... پرداخته‌شده است.

 

دوران جدید عالم


سعید اشیری، گردآورنده‌ی کتاب در مقدمه‌ی این اثر و توضیح چیستی آن نوشته است: کتاب دوران جدید عالم رویکرد انتقادی انقلاب اسلامی را نسبت به جهان متجدد غربی پی می‌گیرد که مبتنی بر سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی است. به لحاظ منابع تحقیقی، بررسی سخنان و نظرات معظم له در سال‌های مختلف موردتوجه بوده است و امید آن‌که نظم و نسق کتاب حاضر بتواند در فهم بهتر و روشن‌تر ماهیت و خصوصیات عالم غرب و تبیین نگاه انتقادی انقلاب اسلامی به آن راهگشا باشد.
 

بخش اول: انقلاب اسلامی و جهان متجدد
فصل اول: دوران جدید عالم

رهبری در بخش اول وعده الهی و سنت تاریخی را پیش‌بینی می‌کند. بدانید امروز تاریخ جهان، تاریخ بشریّت، بر سر یک پیچ بزرگ تاریخی است. دوران جدیدی در همه‌ی عالم دارد آغاز می‌شود. نشانه‌ی بزرگ و واضح این دوران عبارت است از توجّه به خدای متعال و استمداد از قدرت لایزال الهی و تکیه‌ی به وحی.

بشریّت از مکاتب و ایدئولوژی‌های مادّی عبور کرده است. امروز نه مارکسیسم جاذبه دارد؛ نه لیبرال دمکراسی غرب جاذبه دارد‌– می‌بینید در مهد لیبرال دموکراسی غرب، در آمریکا، در اروپا چه خبر است؛ اعتراف می‌کنند به شکست‌– نه ناسیونالیست‌های سکولار جاذبه‌ای دارند.

امروز در میان ‌امّت اسلامی، بیشترین جاذبه متعلّق است به اسلام، به قرآن، به مکتب وحی؛ که خدای متعال وعده داده است که مکتب الهی و وحی الهی و اسلام عزیز می‌تواند بشر را سعادتمند کند. این‌یک پدیده‌ی بسیار مبارک و بسیار مهم و پرمعنایی است.

 

 

امروز در کشورهای اسلامی علیه دیکتاتوری‌های وابسته قیام شده است؛ این مقدمه‌ای است برای قیام علیه دیکتاتوری جهانی و دیکتاتوری بین‌المللی که عبارت است از دیکتاتوری شبکه‌ی فاسد و خبیث صهیونیستی و قدرت‌های استکباری.

این وعده‌ی الهی است که: «و لینصرنّ اللَّه من ینصره».(۱) خدای متعال تأکید می‌کند که اگر او را نصرت کردید، شمارا نصرت خواهد کرد. ممکن است در نگاه عادی و مبتنی بر محاسبات مادی، بعید به نظر بیاید؛ اما خیلی از چیزها بعید به نظر می‌آمد و اتفاق افتاد.


دوران امام خمینی نام دیگر شروع عصر جدید در جهان است.

خصوصیات این دوران عبارت‌اند از:

1. گسترش باورهای مذهبی

2. معنا بخشیدن به ارزش انسان‌ها و حضور مؤثر توده‌های میلیونی مردم

3. آزادی از سلطه قدرت‌های بزرگ


بدانید اگر انقلاب اسلامی پیروز نشده بود و ایران جمهوری اسلامی نمی‌شد نظام‌های کمونیستی به این زودی متلاشی نمی‌شدند. تحول عظیم دنیا ناشی از انقلاب اسلامی بود. امروز استبداد بین‌المللی و دیکتاتوری بین‌المللی متجسم است.

در دیکتاتوری امریکا و پیروان آن و شبکه شیطانی صهیونیستی. این پیچ تاریخی که گفتم عبارت است از تحول از سیطره چنین دیکتاتوری‌ای به آزادی ملت‌ها و حاکمیت ارزش‌های معنوی و الهی. این پیش خواهد آمد استعباد نکنید.
 

معرفی کتاب دوران جدید عالم- سایت تیه

فصل دوم: انقلاب اسلامی و عبور از جهان مدرن

هنر بزرگِ امام بزرگوار ما این بود که چارچوب محکمی را برای این انقلاب به وجود آورد و نگذاشت این انقلاب در هاضمه قدرت‌ها و جریان‌های سیاسىِ مسلّط هضم شود. شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی»، یا شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» که تعالیم امام و خطّ اشاره انگشت ایشان دردهان مردم انداخت، معنایش این بود که این انقلاب متّکی به اصول ثابت و مستحکمی است که نه به اصول سوسیالیسم اردوگاه آن روز شرق ارتباطی دارد، نه به اصول سرمایه‌دارىِ لیبرال اردوگاه غرب.

علّت این‌که شرق و غرب با این انقلاب دشمنی کرده‌اند و سرسختی نشان داده‌اند، همین بود. این انقلاب بر پایه اصول مستحکمی بنا شد؛ هم اجرای عدالت را موردنظر قرارداد، هم آزادی و استقلال را - که برای ملت‌ها از مهم‌ترین ارزش‌هاست - مورد توجّه قرارداد، هم معنویت و اخلاق را.

این انقلاب، ترکیبی از عدالت‌خواهی و آزادیخواهی و مردم‌سالاری و معنویت و اخلاق است؛ منتها این عدالت را نباید با آن عدالت ادّعایی و موهومی که کمونیست‌ها در شوروی سابق یا در کشورهای اقمارِ خود شعارش را می‌دادند، اشتباه کرد؛ این عدالتِ اسلامی است با تعریف خاص خود.

همچنین آزادی در نظام جمهوری اسلامی را با آزادی غربی - که به معنای مهارگسیختگىِ صاحبان قدرت و سرمایه و همچنین به معنای بی‌بندوباری انسان‌ها در هرگونه رفتار و عمل است - نباید اشتباه کرد. این آزادىِ اسلامی است؛ هم آزادی اجتماعی است، هم آزادی معنوی است و هم آزادی فردی با قید اسلامی و بافهم و هدایت و تعریف اسلام است. این معنویت و اخلاقی را هم که جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی جزو اصول خود قرار داده است، نباید با دیداری‌های متحجّر، بی‌منطق و ایستا در بسیاری از جوامع اشتباه کرد.

آن دینداریها، به‌ظاهر و در زبان دین‌دار، اما با ایستایی و تحجّر و عدم فهم مسیر سعادت برای جامعه و انسان همراه است. این پسوند اسلامی بعد از عدالت و آزادی و معنویت، بسیار پُرمعناست و باید به آن توجّه کرد.


انقلاب اسلامی در سه بعد ایرانی، اسلامی و جهانی تعریف می‌شود که هرکدام ویژگی‌های خود را دارد. انقلاب اسلامی نمایانگر دموکراسی واقعی و عبور از سکولاریسم بود و دو ثمره مهم آن خودآگاهی و خودباوری بود.
 

انقلاب اسلامی و عبور از دنیای مدرن

فصل سوم: تفکر و تمدن در اسلام و غرب

اسلام و غرب در 4 بخش کلان با یکدیگر اختلاف دارند که هرکدام زیرمجموعه خاص خود را دارد.


1.    تمایز و تفاوت در مبانی اندیشه
2.    تفاوت در اهداف و اصول
3.    تفاوت در نگاه به نوگرایی و تجدد
4.    تعامل


در بخش اندیشه اسلام و انقلاب باور به توحید، باور به تکریم انسان ذیل وحی، باور به تداوم حیات بعد از مرگ و معاد، باور به استعدادهای بی‌پایان انسان و باور به جریان حاکمیت حق در عالم دارد اما غرب خیر. غرب انسان را خدا می‌داند، معاد را نمی‌پذیرد، سکولاریسم را در حکومت اجرا می‌کند و انسان‌محوری و لذت ملاک اوست.


در اهداف و اصول، اسلام و انقلاب عدالت و ایمان حقیقی و کمک به محرومان را در اصل برنامه‌های خود دارد اما غرب سرمایه‌داری و کاپیتالیسم را. تمدن غرب تمدنی مادی و تبعیض‌آمیز است و تمدن اسلامی الهی است. سوابق تاریخی غرب جنگ و خونریزی و بی‌عدالتی و مصرف و کشتن مظلوم و ... است اما تمدن اسلام مهربانی و تفکر است طوری که هر جا توسط مسلمانان فتح می‌شد خودشان بر اساس آگاهی و نه ترس، به اسلام گرایش پیدا می‌کردند. اسلام پیشرفت را دو گونه تعریف می‌کند زیرا انسان دو گونه‌ای است.

اسلام می‌گوید زندگی باید طوری باشد که هم دنیا پیشرفت کند و هم آخرت انسان؛ اما غرب فقط لذت زندگی دنیا را پیشرفت می‌داند. علم و هنری که در غرب موجود است همه ضد معنویت و انسانیت است. همه در خدمت سرمایه‌داری و صهیونیسم است. امروز هنر غرب چقدر به رشد اخلاقی انسان‌ها کمک کرده است؟ علم آن‌ها آیا برای نابود کردن ملت‌های دیگر به کار نرفت؟ آن‌ها پول و سرمایه‌داری و ظلم را در علم خود و هنر خود رسوخ دادند. اسلام به‌شدت به علم احترام می‌گذارد و آن را مبارک می‌داند اما علم‌زدگی و استفاده از علم برای علم را نمی‌پذیرد بلکه علم را در خدمت اخلاق می‌داند؛ اما غرب می‌گوید برای داشتن علم باید دین را کنار گذاشت. این اشتباه است.


تجدد چیست؟ تجدد، پیشرو بودن است. نگاه کنید ببینید چه کم دارید، کجا خلأ دارید و این خلأ چگونه به بهترین وجه قابل پُر شدن است؛ ذهن خلاق خودتان را به کار بیندازید و آن خلأ را پرکنید؛ این می‌شود پیشرفت. این حرف، در لباس هست؛ در منش ظاهری هست؛ در فکر هست؛ در شیوه‌ی اداره‌ی جامعه هست؛ در مسائل اجتماعىِ گوناگون هست؛ در مسائل سیاسی هست؛ در همه‌چیز این حرف جاری است؛ در آنجاهایی که عقل انسان قادر به‌حکم کردن و قضاوت کردن است.

آنجایی که عقل میدانی ندارد - میدان تعبد و شرع است - باید متعبد به شرع ماند. اتفاقاً کسانیکه پابند و متعبد به شرع ماندند، بعدها وقتی عقلشان بیشتر به کار افتاد، فهمیدند چرا شرع این حکم را کرده. یک روز بود که مسئله‌ی طهارت و نجاست، مسئله‌ی محرم و نامحرم، مسئله‌ی عبادت و نماز و خشوع مورد سؤال بود؛ بعد که فکرها بیشتر پیشرفت کرد، فهمیدند این‌ها هم فلسفه‌ها و حکمت‌های طبیعی دارد؛ بالاتر از آن، حکمت‌های انسانی دارد. تجدد و نوگرایىِ حقیقی و باز کردن میدان‌های تازه‌ی زندگی، مطلوب اسلام است؛ اصلاً اسلام این را از انسان خواسته؛ این به برکت تأمل، تعمق، کار درست، کار فکری، تلاش عملی، مجاهدت، استقبال از کار و از خطر در همه‌ی میدان‌ها و همت‌ها را بلند کردن به‌دست می‌آید.


در باب تعامل نیز باید گفت ما خوبی‌ها و محسنات تمدن و فرهنگ غرب را قبول داریم و باید از آن بهره‌برداری شود اما جهت ان مهم است که چگونه استفاده می‌شود. اگر علم برای انسان باشد خوب است اما ظلم باشد خیر. ما این را قبول نداریم.
 

تجدد و اسلام

فصل چهارم: غرب‌زدگی در ایران

غرب‌زدگی در ایران در شرایط ایران بیمار شروع شد. غرب‌زدگی یعنی تقلید و ترجمه از غرب. درحالی‌که برای پیشرفت می‌بایست حرف نو زد و تئوری بر اساس فرهنگ خودی داد. هویت ملی در زمان غرب‌زدگی زیر سؤال رفت و فاضلاب‌های مدرنیته در ایران و کشورهای جهان سوم و استعمار زده سرازیر شد. همچنین دین را مانعی برای علم می‌دانستند. انقلاب اسلامی غرب‌زدگی را در ایران نفی کرد و روحیه انقلابی، عزت ملی و استقلال حقیقی و معنوی را در جهت نفی غرب‌زدگی رواج داد.
 

فصل پنجم: انقلاب اسلامی و آخرالزمان

همه‌ی بشریت متدین، منتظر مصلح است و همه‌ی مسلمین، منتظر مهدی موعودند و خصوصیت مهدی موعود (عجّل‌ اللَّه ‌تعالی فرجه ‌و ارواحنا فداه) در نظر مسلمانان این است که: «یملأ اللَّه به‌ الارض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا»(6). عدل و داد، استقرار عدالت در جامعه، از بین بردن ظلم از سطح زمین، خصوصیت مهدی موعود است. اسلامی که در آن، تلاش برای عدالت و مبارزه با ظلم نباشد، چه طور می‌تواند اسلام باشد و بشریت به سمت آن حرکت کند؟ بشر به سمت آن چیزی حرکت می‌کند که مظهر آن، وجود مقدس مهدی (علیه‌الصّلاةوالسّلام‌و عجّل‌اللَّه‌تعالیفرجه‌الشّریف) باشد و او کسی است که در احادیث متواتر واردشده که دنیا را از عدل و داد پُر می‌کند و ظلم را ریشه‌کن می‌سازد.


راه ما این است؛ راه اسلامی که امام (ره) ترسیم کرد و ده سال درباره‌ی آن - غیر ازآنچه در دوران مبارزات و قبل از آن گفته بود - صحبت کرد. در این ده سال، به مناسبت‌های گوناگون و در جریان زندگی و در برخورد با حوادث، اسلام را برای ما روشن کرد. امروز، برای هیچ‌کس نقطه‌ی مبهمی باقی نیست. راه ما این راه است که بسیار مطمئن و امیدبخش و روشن هست.
وظیفه ما در عصر غیبت تلاش است و دوری از راحت‌طلبی. عمل کردن به احکام اسلام و حاکمیت قرآن و اسلام حقیقت انتظار است. خودسازی از بزرگ‌ترین وظایف منتظران دوران آخرالزمان است. حرکت به‌سوی عبودیت یعنی انتظار فرج.

 


منبع : گزارش اختصاصی پایگاه جامع حوزوی صهیون‌پژوهی تیه
کد خبرنگار : 18








chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد
منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.





اردو
تبلیغ کانال
ویژه نامه روز قدس
صوت
فیلم
کاریکاتور
اینفوگرافی
اخبار
پربازدیدترین
پیشنهادسردبیر
همایش ها
محصولات
اساتید