امروز : 24 شهريور 1398::21:43
کد خبر : 2436
پنجشنبه 04 آذر 1395 - 13:39

سخنرانی حجه‌الاسلام مهدوی پیرامون بحث نفوذ(6)؛

شجره ملعونه، از انقلاب پیامبر اسلام تا انقلاب خمینی کبیر

پایگاه صهیون‌پژوهی تیه: روزی رهبر انقلاب در جلسه ای فرمودند «اگر عکس مرا هم آتش زدند، چیزی نگویید!» چه کنیم؟! در جمهوری اسلامی، از انقلاب دفاع می کنی، به تو ایراد می گیرند! فکر نکنید تاریخ می خوانیم؛ قصه شب می گوییم! متاسفانه در طول تاریخ هم سابقه داشته است که جریان نفوذ و رخنهف حق وباطل را درهم می‌آمیزد و در رسانه‌هایش وارونه نمایی می‌کند؛شجره خبیثه و ملعونه را که مفسران گفته‌اند بنی‌امیه است؛ این جریان فاسد با شجره طیبه که اهل‌بیت مکرمند، را جا به جا به مردم سست نشان می‌دهد و آنها هم فریب می‌خورند! مردم هزار ماه زیر یوغ شجره خبیثه رفتند و اعتراض کردند، زیر فرمان شجره طیبه علی بن ابی طالب، پنج سال تحمل نکردند، ببینید که چه می کند جریان نفوذ.

بخش ششم گزارش اختصاصی تیه از سخنرانی حجت الاسلام مهدوی ارفع درباره نفوذ

شجره ملعونه، از انقلاب پیامبر اسلام تا انقلاب خمینی کبیر

به گزارش خبرنگار سرویس قرآن و معارف پایگاه صهیون‌پژوهی تیه، حجه‌الاسلام مهدوی ارفع، در سخنرانی خویش پیرامون «نفوذ» در ادامه به بحث، نحوه رخنه در دوران امیرالمومنین علیه السلام پرداخت و چنین گفت: درباره فتوای تحریم تنباکو که توسط میرزای شیرازی نوشته شد، به ناصرالدین شاه گفتند: چه نشسته‌ای که زنت و سوگلی‌های حرم‌سرا، زن‎های دیگر را به خط کرده است و در حال شکستن قلیان‌ها هستند. دید راست می‌گویند و ریختند همه را خرد کنند. ناصرالدین شاه گفت: با اجازه چه کسی اموال مرا به هم می‌ریزید، یکی ا زنان شاه جواب داد: با اجازه کسی که من و تو را به هم حلال کرده است!

در نظر دشمنان، بایستی عمق نفوذ مرجعیت به عنوان نماینده دین را اینجا دید، اگر این نقطه قدرت است، پس باید در اینجا نفوذ کرد،دشمن  کاری می‌کند که در جمهوری اسلامی، دانشجوی تو بگوید نیازی به تقلید ندارم! بعد معتقد می‌شود که تقلید از مراجع باعث عقب ماندگی شده است و می‌گوید دنیا را ببینند که به این چیزها اعتقاد ندارد و چقدر پیشرفت کرده است!

در جمهوری اسلامی روحانی شیعه را به راحتی ضرب و حرج می‌کنند

متاسفانه دیده شده طلبه ما روی کانال, فیلم درگیری چند لات بی ارزش به یک روحانی را نشان می‌دهد. زمان ناصرالدین شاه نه، بلکه در جمهوری اسلامی! آن روز اگر مرجع نبود من و تو به هم محرم نمی‌شدیم و بچه‌هایمان حرامزاده می‌شدند، از آن روز فهمید که مرجعیت عجب جایی دارد و آرام آرام در ذهن‌ها و فکرها نفوذ کرده و با ساختن مرجع تقلبی و تبلیغات الکی و  شایعات و ... کار را به جایی برسانند که امروز جلوی چشم مردم در تهران چند نفر با قمه یک روحانی را بزنند. می‌گوید: دین افیون ملت‌ها است، ما را بی خودی عقب انداخته‌اند.

نمونه‌هایی از نفوذ میان اساتید دانشگاه در ایران معاصر

فردی زمان خاتمی می‌گفت که مگر میمون هستیم تا تقلید کنیم و در دانشگاه‌ها برایش کف و سوت زدند. در آن ده روز کار را برای امیرالمومنین به جایی رساندند که به مردم می‌گویند باید به او ناسزا بگویند، چه کار می‌شود کرد؟ حضرت می‌فرماید اگر مجبور کردند بگویید. بدگویی به هنگام اجبار دشمن را اجازه می‌دهم که مایه بلندی درجات من و نجات شماست. اما هرگز در دل از من بی‌زاری نجویید. کجایند اساتید مدعی علوم تربیتی، فطرتی که اینقدر دنبال می‌کردی، ببین حضرت به کجا بند کرده است، در دل از من بیزاری نکن. می‌گوید که من به فطرت توحید تولد یافته‌ام و در ایمان و هجرت از همه پیش قدم تر هستم، اول می‌گویند شوخ، بعد زیادی جوان است و بعد فحش و حالا هم لعن.

بعد می‌گوید لااقل در این جا بایستید و عقب‌تر نروید که فکر کنید واقعا علی مستحق لعن است و این از فطرت توحیدی شما خارج است. به یک موحد درجه یک توهین می‌کنید، قلب‌تان را مراقبت کنید! آیا مراقبت کردند؟ خیر. برای ثوابش سال‌های سال لعن علی بن ابی طالب کردند. یعنی اعتقاد مردم کم شد. شایعه دیروز عقیده امروز شد، شب قدر 19 ماه رمضان شمشیر به فرقش می‌زنند، مردم باور نمی‌کنند و می‌گویند دروغ است، چون که علی مسلمان نبوده، پس در مسجد جه می‌کرد؟ از امیرالمومنین اولین مسلمان عالم به کجا رسیده که می‌گویند علی که مسلمان نبوده، مسجد چه می‌کرد؟

حالا به جمله اول برگردید، امیرالمومنین با آن همه پشتوانه آیات و روایات درباره ایشان می‌شود دروغ بست و به جایی رساند که گفت علی که مسلمان نبوده، پس چرا در مسجد وی را کشتند؟ حال با شایعه نمی‌شود بین رهبری و امت فاصله انداخت؟ می‌شود. نمی شود کاری کرد که در فضای مجازی توهین درباره ارزش‌ها، مرجعیت، رهبری و ... از دل جامعه دیده شود؟ چرا می‌شود. چه کنیم؟ مردم خود را سر ببریم؟ باید علی خون دل بخورد که حداقل اگر لعن می‌کنند قلبا اعتقاد نداشته باشند.

بزرگ فتنه‌گران تاریخ چرا به منزل حضرت امیر(ع) آمد؟

دست روی همه می‌گذارند و برای تک تک ما برنامه ریزی دارند. برای انقلابی‌های ما برنامه ریزی کرده است. در نهج‌البلاغه شریف ببینید چطوری اتصال میان امت و رهبری شریف شکسته می‌شود و نمی‌دانم نخبگان انقلابی جامعه در آن روزگار چه می‌کردند، برادران عزیز سه خلیفه بعد از پیامبر آمدند و جای او را گرفتند. اولی را که وقتی آقا مشغول غسل و کفن پیامبر بود. عکس‌العمل تند از امیرالمومینن علیه این خلیفه پیدا نمی‌کنید، حتی فتنه‌گر بزرگ تاریخ ابوسفیان همان روز در خانه حضرت می‌آید، کسی که خودش عقبه فکری این جریان بوده است، در خانه حضرت امیر به عنوان دلسوز آمد که علی جان چه نشسته‌ای، دارند خلافت رسول الله را میان خودشان تقسیم می‌کنند.

حق با توست، قیام کن و من هم هستم. اما حضرت خیلی باهوش‌تر از این حرف‌ها بود، در سینه‌اش کوبید و گفت برو، تو می‌خواهی بین امت و من تفرقه بیاندازی که بعد بگویند علی در میان امت تفرقه انداخت. هیچ وقت این کار را نمی‌کنم. در مورد خلیفه دوم سکوت کرد، مشورت داد، در نماز جماعت شرکت کرد، کمک کرد، در مورد خلیفه سوم که رسما از بنی‌امیه شد، عثمان از بنی‌امیه بود و داستان شش نفر با یک تبانی میان عبدالرحمان بن عوف و دامادش عثمان اتفاق افتاد که حضرت حاضر نشد باج بدهد و خلیفه سوم کس دیگری شد، همان جا حضرت در جمع این شورا می‌گوید از من در امانید، نگران نباشید، من هرگز در مورد شما هیچ اختلافی در جامعه نمی‌اندازم، اگر به من ظلم می‌شود، عیبی ندارد.

حضرت در خطبه شقشقیه درباره خلیفه سوم می‌گوید تمام مشغله‌اش تردد بین آشپزخانه و دستشویی بود، چنان به بنی‌امیه خوراند و فاسق‌ها را استاندار و فرماندار و فرمانده کرد که مردم به غلط کردن افتادند و ریختند تا وی را بکشند! تنها کسی که یک تنه ایستاد تا نگذارد خلیفه را بکشند, امیرالمومنین بود، سخنرانی می‌کرد، حرف می‌زد و می‌گفت نکشید؛ مردم او را کشتند و حضرت فرمود اشتباه کردید، چرا که خلیفه کشی را باب کردید، معاویه کجا بود؟ فامیل بود، هر جا پیغام داد، جواب داد که می‌آئیم، به لشکر گفتند پشت دروازه‌ها بایستید، بعد از قتل عثمان پیراهن او را بیاورید، تمام زحمت‌هایش را کشید تا عثمان کشته شود، حال در جامعه می‌گویند علی قاتل عثمان است. آنقدر شایعه کردند که خون عثمان به گردن علی است، علی گفته بروید و بکشید. حضرت مجبور است یکه و تنها از خودش دفاع کند، اگر به کشتن او فرمان داده بودم، قاتل بودم و اگر از آن باز می‌داشتم، از یاوران او به شمار می‌رفتم، بنی امیه چه دودوزه‌ای درست کرده است!
 

مطالب مرتبط:

بخش اول سخنان ایشان:  چه کسانی مژده ظهور پیامبر آخرالزمان را پنهان کردند؟

بخش دوم سخنان ایشان: قبل از تولد پیامبر چگونه یهود توانست در مدینه نفوذ کند.

بخش سوم سخنان ایشان: از قرآنی که بر سرنیزه رفت تا شبکه‌ای با نام امام حسین

بخش چهارم  سخنان ایشان: نقش تبلیغات و شبهات علیه امیرالمومنین در فروپاشی جامعه

بخش پنجم سخنان ایشان: دست ازجنگ کشیدند، تا بهای قعود را در زمان تجاوز بپردازند


منبع : اختصاصی پایگاه جامع صهیون پژوهی تیه
کد خبرنگار : 14








chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد
منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.





اردو
تبلیغ کانال
ویژه نامه روز قدس
صوت
فیلم
کاریکاتور
اینفوگرافی
اخبار
پربازدیدترین
پیشنهادسردبیر
همایش ها
محصولات
اساتید