امروز : 04 تير 1398::23:25
کد خبر : 2232
یکشنبه 25 مهر 1395 - 18:22

گزارشات تیه از اردوی تخصصی نخبگانی استکبارستیزی و تفکر انقلابی در مکتب قرآن (بخش بیست و یکم)

الگوگیری کشورهای آمریکای جنوبی از انقلاب اسلامی

پایگاه صهیون‌پژوهی تیه: می‌گوید خطرناک‌ترین گروه برای تسلط ما بر دنیا تشیع است چرا که دو بال سرخ حسینی و مهدوی دارد و با این دوبال تا وقتی که بکشیشان بالا می‌روند و همه نگاه به آخرالزمان دارند و با این انتظار خیلی از کارهایی که می‌کنند با محوریت ولایت فقیه باعث اوج‌گیری‌شان می‌شوند. فوکویاما وقتی شوروی فروپاشی می‌کند، می‌گوید آمریکا بزرگترین ابرقدرت دنیا است و تنها نظریه لیبرال دموکراسی است که می‌تواند دنیا را اصلاح کند، البته فوکویاما ژاپنی است.

مشروح گزارش اختصاصی تیه از سخنان آقای علی رضا میرجلیلی، در کارگاه «استکبار ستیزی در آمریکای جنوبی» (قسمت دوم)

الگوگیری کشورهای آمریکای جنوبی از انقلاب اسلامی

به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگ پایگاه صهیون‌پژوهی تیه، در اردوی تخصصی «استکبار ستیزی و تفکر انقلابی در مکتب قرآن», آقای علی رضا میرجلیلی، در کارگاه «استکبارستیزی در آمریکای جنوبی» را باز کرده و تدریس نمود. متن زیر، بخش اول مشروح این کارگاه می‌باشد. شایان ذکر است که اردوی تخصصی «استکبار ستیزی و تفکر انقلابی در مکتب قرآن» مردادماه سال 95 در بین نخبگان دانش‌آموزی استان یزد، در محل اردوگاه شهدای امداد هلال احمر در کنار سلسله کوه‌های شیرکوه در کنار روستای علی آباد تفت برگزار شد که اساتید مختلف حوزوی و فعالان فرهنگی کشوری، به بررسی موضوع استکبار ستیزی و تفکر انقلابی در قرآن کریم پرداختند. این اردو به عنوان پنجمین اردوی تخصصی نخبگان دانش اموز استان یزد بود که از سال 1390، هر ساله تابستان‌ها در استان یزد و قم برگزار می‌گردد. اردوی سال 95 با همکاری پایگاه صهیون‌پژوهی تیه، موسسه فرهنگی مدرسه عشق، گروه فرهنگی - رسانه ای سیدالشهدای اهل قلم سید مرتضی آوینی، مجمع هم‌اندیشی نخبگان استان یزد و فعالین فرهنگی جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی استان یزد و کانون فرهنگی عروج دارالعباده در تاریخ 2-6 مرداد 1392  برگزار گردید. (برای مشاهده قسمت پایانی حجت الاسلام میرجلیلی کلیک کنید.)

تمام منابع مردم را غارت کردند و کریستف کلمب هزارو دویست سرباز را برای استعمار برد و از بالا شروع کرد، این بود هر کسی که هست باید مسیحی شوند و تمام قاره را گرفتند، بعد کریستف کلمب خودش مرد و کم کم آمدند اتباع و همشهریان وی تمام این قاره را گرفتند. نتیجه این شد که بیش از 50 میلیون نفر تقریبا چیزی نزدیک به جمعیت ایران کشته شدند تا بتوانند کلا مسیحی کنند، جالب است اصلا چرا این کار را می‌کردند، چون زبان ما را یاد نگرفته است، پس لازم است که بکشیمش.

 

تیه / اردوی استکبار ستیزی / دشمن شناسی / یهود

 

چرا که مقصر است، نتیجه این شد که مردم آمریکای لاتین تحت ظلم مسیحیت را پذیرفتند و در طول 400، 500 سال هر چی طلا و ... بود بار کشتی کردند و به اسپانیا بردند، اسپانیا و پرتقال یک چهارم ایران است. انگلستان جزیره‌ای است ولی تمام منابع کمپانی هند شرقی تا بیایید پایین در کشورهای آفریقایی و ... هنوز که هنوز است, آرژانتین و انگلستان درگیر جزایری هستند به نام جزایر مالویناس که انگلیسی‌ها می‌گویند برای ما است، آمدند تمام افراد آرژانتینی جزیره را بیرون کردند و انگلیسی‌ها رفتند، آن ها هم که هستند پول دادند گفتند شما انگلیسی هستید و ما پاسپورت انگلیسی به شما می‌دهم.

حالا می‌گویند آقا دموکراسی است و هر کسی خودشان اننتخاب کنند، رای گیری می‌کنیم، شما تابع انگلستان باشید تا تابع آرژانتین. معلوم است آنهایی که هستند خودشان انگلیسی هستند و پول دادند. جزیره نظامی درست کردند، این وضعیت استکبار جهانی. ببینید همه نوع منابعی بودند، آنجا بعد می‌گویند ما کشورهای پیشرفته هستیم، در حالی که دروغ می‌گویند واقعا این‌طور نیست، ساختمان زیبایی ساختند با پول مردم و با پول دزدی! خیابان‌هایش بعضی‌ها گول همین تمدن ظاهری را خوردند، چگونه اینجا نظم را درست کردند، به نام نظم ماشینی, حالا در آلمان همه چیز در نظم است، یعنی شما می‌توانی مثلا همین‌طور شلخته کلاس برگزار کنید، همه چیز باید مرتب باشد، شما اصلا مثل ماشین باید کوک‌تان کنند، ببینید یکی از مشکلات تنها این است که بگویید خوب است، ولی نظم خشک یک عیب دارد و آن هم این است که شما حق هیچ نوع خلاقیت و نوآوری در این ساختار ندارید.

شما نمی‌توانی داشته باشی، نمی‌توانی کاری کنی و این نظم نظمی است که به درد منافع استکبار می‌خورد، یعنی استکبار طوری تو را مهره کرده که تو فقط برای آن کار کنی، حقی که شما تخلف یا تخطی کنی از این ساختار نداری، یکی از دلایل رشدی که آن‌ها می‌گویند رشد همین است که فقط انسان‌ها بردگی گرفتند. اهرام ثلاثه مصر را کسی دیگر می‌تواند بسازد؟ چه کسی می‌تواند بسازد، شما مثال بزنید. چه عجایبی ساختند و همه‌اش با ظلم بود.

نظم علمیات خیبر چه تفاوتی با نظم‌های غربی دارد

اتفاقا اسلام می‌گوید با ظلم نباشید، نظم خوب است ولی نظم وقتی خوب است که در عملیات خیبر 12 کیلومتر پل را بچه‌ها با عشق زیر تیربار دشمن، زیر موشک‌های هواپیما با نظم خوبی که شما در علمیات والفجر 8 روی اروند خروشان که یک متر و خورده‌ای جزر و مد داده که آن پل را بسازد، پل بی نظیری که الان در دانشگاه‌های جنگ غربی و آمریکا تبلیغ می‌کند، این را چطور ساختند، استاد دانشگاه در یکی از دانشگاه‌های کالیفرنیا آمد و گفت ما خیلی بحث جنگ ایران برایمان جذاب است. خودش به من گفت پرسیدم چرا؟ این سخن، حرف 100 سال پیش نیست، شما ساختارهای نظامی جنگ را شکسته و ماشین جنگی را تغییر دادید.

وقتی که بنی صدر می‌گفت که ما اول جنگ همین بود، سردار جعفری می‌گفت که رفتیم جبهه، یکی از سربازان ارتش آمده با شرت و می‌گوید که سرباز بیاور، ارتش در جنگ اینگونه رفتار می‌کرد، شهید باقری می‌گوید که باید استراتژی جنگ عوض شود، ارتش صبح حمله می‌کرد، توپ با توپ و تانک با تانک و ... شب که تاریک بود تازه جنگ را شروع می‌کردند. ساختار را عوض کردند، با عشق نه با زور که انسان را ربات کنند، تلاش سپاه همین است. در آمریکای لایتن که آمریکای مرکزی و جنوبی است، کل این نصف قاره مستعمره اسپانیا و پرتقال شدند، مردم آنجا آزادی خواهان، فطرت انسان تحمل ظلم را ندارد.

حتی پست‌ترین انسان حاضر نیست زیر بار زور برود و همین الان در آب و  هوای خوب است، همین الان بهتان بگویند که حق ندارید بیرون بروید، احساس خفگی می‌کند، چرا که استقلال را انسان فطرتا دوست می‌دارد، منابع ما را بردند برای کشورهای خودشان، حرکت استقلال طلبانه در 150 سال پیش به نام سیمون بولیوار، چاوز به عنوان رئیس جمهور ونزوئلا، آقای چاوز 9 بار ایران آمد، هر بار که می‌خواست شروع کند, می‌گفت سلام علیکم، هر زمان می‌خواست درباره چیزی بگوید، می‌گفت ان‌شالله، وقتی می‌خواست سفیر آمریکا را بیرون کند، بخشی تعریف از مسلمان‌ها بود، خود من حاضر بودم که رئیس جمهور اکوادور در جلسه نمایندگان بین المجالس دنیا از ایران هم رفته بودند.

رئیس جمهورشان گفت که آقای اوباما ما را تهدید کرده که چرا با ایران ارتباط داریم، ما افتخار می‌کنیم که با ایران ارتباط داریم. چرا؟ چون اینها سردمدار مبارزه با کفر هستند، برای ما مایه تاسف است که بعضی وقت دولت مدارها این قدر خواب هستند و بنده اصلا نمی‌گویم که مغرضانه یا اینکه خدایی نکرده مهره دشمن باشند، بلکه خواب هستند، گفت که ما هر چه قرارداد می‌بندیم، هیچ‌کدام عملیاتی نمی‌شود ولی با این‌که رابطه اقتصادی، سیاسی و ... نداریم ولی باز افتخار می‌کنیم به ارتباط با ایران، چرا که سردمدار مبارزه با استکبار هستند، آقای سیمون بولیوار حرکتی را در آمریکای جنوبی آغاز کرد که کلی هم جواب داد، کل اسپانیایی‌ها و پرتقالی‌ها از امریکای جنوبی بیرون رفتند و استعمار اروپا بر آمریکای جنوبی برداشته شد، اگر چه جدیدا دوباره آغاز شد که به نام استعمارنو و حیاط خلوت خودشان اینجا را گرفتند.

مرزها در کشورهای آمریکای جنوبی چگونه تعریف می‌شود

آقای سیمون بولیوار پیروز شد و بعد از آن امریکایی‌ها فهمیدند که چه سفره‌ای پهن بود و به جای اینکه اروپایی‌ها بخورند، ما بخوریم. ایالات متحده و تمام ثروت‌های آنجا را غارت کردند، 70 سال پیش کشوری درست چسبیده به ایالات متحده جزیره کوبا تمام منابعش برای آمریکا شد، از کوبا تا میامی با کشتی 40 دقیقه و یک ساعت راه است و خیلی‌ها بودند که شنا کردند و آن طرف رفتند، همه منابع اینها را به اسم دیگری غارت کردند، همه دنیا را تحت چنبره خودشان دارند، آقای فوکویاما پایان تاریخ را مطرح می‌کند، در مورد تشیع فوکویاما چه می‌گوید؟

می‌گوید خطرناک‌ترین گروه برای تسلط ما بر دنیا تشیع است چرا که دو بال سرخ حسینی و مهدوی دارد و با این دوبال تا وقتی که بکشیشان بالا می‌روند و همه نگاه به آخرالزمان دارند و با این انتظار خیلی از کارهایی که می‌کنند با محوریت ولایت فقیه باعث اوج‌گیری‌شان می‌شوند. فوکویاما وقتی شوروی فروپاشی می‌کند، می‌گوید آمریکا بزرگترین ابرقدرت دنیا است و تنها نظریه لیبرال دموکراسی است که می‌تواند دنیا را اصلاح کند، جالب است که فوکویاما ژاپنی است.

فرد ایرانی است ولی از آمریکا می‌گوید که بله نوروز را آنجا زنده نگاه می‌دارند، خیلی تضاد در خودش می‌بیند، آمریکا در کوبا با محوریت فیدل کاسترو خودش در آمریکا درس خوانده ولی وقتی قضیه را می‌فهمد، می‌آید و مدیریت را در دست می‌گیرد، انقلاب کوبا را دست می‌گیرد، بعضی وقت‌ها می‌نشینم و صحبت‌های ایشان را نگاه می‌کنم، باور کنید خیلی از صحبت‌هایش مطابق با منابع اسلامی است، اصطلاحاتی که از طرف این و آن می‌شنوید نگویید که آنها کمونیست هستند، کمونیست‌ها در جاهای مختلف تفاوت دارند، مثلا سکولاریسم یعنی چی؟

 

تیه / اردوی استکبار ستیزی / دشمن شناسی / یهود

 

سکولاریست‌ها نظر تشیع را رد می‌کنند که مبارزه با استکبار را محور قرار می‌دهد، دقیقا سکولار محورهایش در آمریکای جنوبی مشترک است، آنها دین را قبول دارند ولی در جامعه سرایت نمی‌دهند، کسی نماینده محلس و کاره‌ای بود، می‌گفت حرف‌هایی که شما می‌زدی, حرف‌هایی است که ما کلی دنبالش بودیم، آقای اروگوئه‌ای مسلمان شد، آمد قم ولی با ترورهای بیولوژیکی کشتند، کتابی نوشته به نام ایران همان کشوری است که آمریکایی‌ها می‌خواستند از بین ببرند.

پیش من نشست و کلی گریه کرد، بعد گفت که برای من عشق فیدل کاسترو و چگوارا و ... بود و فکر نمی‌کردم بالاتر از اینها کسی باشد، ولی وقتی امام حسین را شناختم، فهمیدم چگوارا شاگرد شاگرد امام حسین هم نمی‌شود، اما من دیر فهمیدم و اگر زودتر می‌فهمیدم خیلی کار می‌کردم، مردم آمریکای جنوبی پشتش ایستادند، چند ماه چگوارا با موتور آمد تا رسید کوبا، چطور خودش را رساند یکی از خصوصیات آمریکای جنوبی زبان مشترک‌شان است ولی خیلی مرز برایشان مهم نیست، بر عکس ما، عراق که دین یکی است و خیلی از عراقی‌ها عرب نیستند، نژادشان فارس است و ایرانی‌هایی که ادعای ایرانیت دارند نسل‌شان عرب است.

آنها نژاد پرستی ندارند و بر علیه استکبار آمریکا مبارزه کردند، بعد از 70 سال موفق بودند ولی الان دارند دوباره وا می‌دهند و بعضی‌هایشان خسته شدند و می‌گویند که فقرشان به خاطر ایدئولوژی است، فیدل کاسترو و مذهب، ارتباط آقای کاسترو با مذهب چه بود، بعد از فیدل کاسترو جریان دیگری اتفاق افتاد به نام چاوز و جریانات چاوز که الان خیلی‌هایشان داد مرگ بر آمریکا را می‌زنند، الان همه‌شان مردم انقلابی هستند ولی استکبار حربه‌ای جدید همانطور که در ایران ایجاد کرد، اول ناراضایتی و بازی با دلار و بعد رئیس جمهور راست‌گرا را به صحنه آوردند.

 

تیه / اردوی استکبار ستیزی / دشمن شناسی / یهود

 

چگوارا، چاوز، کاسترو و اورتگا، اینها چپ هستند و راست‌ها بیشتر طرفدار امریکایی‌ها هستند، جا دارد که ما کار کنیم، انقلابی را در ایران شکل گرفت که یک محور رهبریت بود، نمونه‌ای مثل رهبری امام و آقا نمی‌توانید بیاورید، بی‌نظیر است، آدمهایی که حرف بیهوده می‌زنند، در دانشگاه ملی اکوادور مرکزی می‌گفتند که می‌خواهیم صحبت‌های آقا را گوش بدهیم. در زمان فتنه به ما گفت که خیلی جالب بود برایم، رفتیم دیدار آقای خامنه‌ای و بنده مترجم رئیس جمهور اکوادور بودم و رفتم نشستم، رئیس جمهور نشست و گفت من در طول عمرم 20 دقیقه با رهبری ایران صحبت کردم در بین زمین و هوا بودم و اگر من همچنین آدمی را داشتم کل آمریکای جنوبی را مدیریت می‌کردم.


منبع : اختصاصی پایگاه جامع صهیون پژوهی تیه
کد خبرنگار : 12








chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد
منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.





اردو
تبلیغ کانال
ویژه نامه روز قدس
صوت
فیلم
کاریکاتور
اینفوگرافی
اخبار
پربازدیدترین
پیشنهادسردبیر
همایش ها
محصولات
اساتید