امروز : 04 تير 1398::23:24
کد خبر : 2088
پنجشنبه 25 شهريور 1395 - 15:20

گزارشات تیه از اردوی تخصصی نخبگانی استکبارستیزی و تفکر انقلابی در مکتب قرآن (بخش پانزدهم)

تحریف واقعیت تاریخ در علوم انسانی غربی

پایگاه صهیون‌پژوهی تیه: ماجرای یوسف و زلیخا ماجرایی است که قبل از قرآن در عهد عتیق آورده‌اند، یوسف علیه السلام پیامبر قوم بنی اسرائیل بود، در آنجا آمده بود و آنها هم به اندازه کافی در تورات تحریف کرده‌اند و این ماجرای تحریف شده را یونانی‌ها می‌گیرند و وارد اسطوره‌های خودشان می‌کنند و یک کتاب اسطوره‌ای دارند شبیه شاهنامه فردوسی ما به نام ایلیاد و اسطوره هومر. زیگموند فروید به عنوان پدر روانشناسی اتفاقاً یهودی هم هست. می‌آید و این اسطوره پسوخه را از اساطیر یونانی می‌گیرد.

مشروح گزارش اختصاصی پایگاه تیه از سخنان آقای حسام حائری، در کارگاه «راهبردهای استکبار ستیزی» (قسمت ششم و پایانی)

تحریف واقعیت تاریخ در علوم انسانی غربی

به گزارش خبرنگار سرویس قرآن و معارف پایگاه صهیون‌پژوهی تیه، در اردوی تخصصی «استکبار ستیزی و تفکر انقلابی در مکتب قرآن», آقای حسام حائری، در کارگاه «راهبردهای استکبار ستیزی» را باز کرده و تدریس نمود. متن زیر، بخش پنجم مشروح این کارگاه می‌باشد. شایان ذکر است که اردوی تخصصی «استکبار ستیزی و تفکر انقلابی در مکتب قرآن» مردادماه سال 95 در بین نخبگان دانش‌آموزی استان یزد، در محل اردوگاه شهدای امداد هلال احمر در کنار سلسله کوه‌های شیرکوه در کنار روستای علی آباد تفت برگزار شد که اساتید مختلف حوزوی و فعالان فرهنگی کشوری، به بررسی موضوع استکبار ستیزی و تفکر انقلابی در قرآن کریم پرداختند. این اردو به عنوان پنجمین اردوی تخصصی نخبگان دانش اموز استان یزد بود که از سال 1390، هر ساله تابستان‌ها در استان یزد و قم برگزار می‌گردد. اردوی سال 95 با همکاری پایگاه صهیون‌پژوهی تیه، موسسه فرهنگی مدرسه عشق، گروه فرهنگی - رسانه ای سیدالشهدای اهل قلم سید مرتضی آوینی، مجمع هم‌اندیشی نخبگان استان یزد و فعالین فرهنگی جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی استان یزد و کانون فرهنگی عروج دارالعباده در تاریخ 2-6 مرداد 1392  برگزار گردید. (برای مشاهده قسمت پنجم آقای حائری کلیک کنید.)

جهاد کبیر یعنی عدم تبعیت از دشمن و این اولین مرحله است. دشمن مسیری را مشخص کرده است و یک  پیشنهاداتی را داده است که جلوی شما می‌گذارد که می‌گوید ببین خیلی مرتب و قشنگ و زیبا. الان شما می‌روید به رشته انسانی، به این رشته که رفتی یعنی کلا رفتی در بازی دشمن، چون بالاخره رشته‌ات جامعه شناسی یا روانشناسی یا علوم سیاسی یا اقتصاد یا فلسفه یا تاریخ و ... است، این گستره علوم انسانی نمایان است، از سال ۷۹ مقام معظم رهبری دائم می‌فرمایند که نهضت تولید علم، جنبش نرم افزاری.

 

اردوی استکبار ستیزی / دشمن شناسی / تیه

 

می‌گویند شما هر چه ساختمان بسازی و موشک هوا کنی و هر چه مظاهر تمدن را گسترش بدهید، اینها سخت افزار است مانند لب تاپ من, می‌توانم روی این سخت‌افزار وقتی که خام خریدم، سیستم عامل‌های مختلفی بریزم، سیستم عامل مختلف که ریختم، اپلیکیشن‌های مختلف می‌توانند روی آن سوار شود. پس هر کسی بر اساس کاری که دارد نرم افزار دیگری می‌ریزد، سخت افزار همان است. از این نسخه خاص چندین نسخه تولید شده و دست مشتری‌های مختلف رفته اما هر کدام نرم افزار خودش را دارد.

مثلا در این سالن می‌شود چنین بحث‌هایی بشود و می‌تواند بحث دیگری هم بشود. می‌تواند اینجا نماز خوانده شود و می‌تواند فسق و فجور هم صورت گیرد. پس سخت افزار همین است اما نرم افزار داخل آنچه باشد زمین تا آسمان فرق می‌کند. بعد فرمودند که جنبش نرم افزاری ما بعد از انقلاب هر چقدر تلاش کنیم، در و دیوار بسازیم، مملکت را گل و بلبل کنیم اما نرم افزار سبک زندگی مردم و آن محتوا در این ظرف را تدارک نبینیم، انگار کاری نکرده‌ایم، انقلاب اصل هدفش برای آن محتوا بوده است، برای آن نرم افزار بود. این نرم افزار عرصه اصلی قدرت نرم و جهادکبیر است. در جنبش نرم‌افزاری و نهضت تولید علم، اگر این نرم‌افزار را در مملکت ایجاد کنیم و این سبک زندگی و فرهنگ زندگی را ایجاد کنیم می‌آیم به سراغ علم پایه آن.

برای مسائل شخصی آنان پیشنهاد می‌دهند که بروید سراغ روانشناس، روانشناس چه خوانده است؟ یکسری نظریات، تئوری‌ها و رفتارشناسی خوانده است. چیزهایی که خوانده مواردی بود که تولید شده هستند. چیزی به نام روانشناسی در ابتدای انقلاب نبود، چیزی به نام سایکولوژی وجود داشت که آن را به غلط روانشناسی می‌گویند. چون زبان فارسی است و روح عربی، روش شناسی یا روانشناسی، ما الان از روانشناس توقع روح شناسی داریم، روح به انگلیسی می‌شود اسپریت، یعنی روانشناسی می‌شود اسپیریتولوژی اما اسم رشته‌اش سایکولوژی است، تازه یک پی اولش دارد که خوانده نمی‌شود.

سایکولوژی و روان شناسی غربی بر مبنای اسطوره های یونانی است

کلمه یونانی آن پسوخِه‌لوژی است، پسوخه یکی از اسطوره‌های یونانی است، یکی از اسطوره‌های زن یونانی نامش پسوخه بوده است در مقابل کیوپید، الهام گرفته از ماجرای یوسف و زلیخا، یوسف پیغمبر را در اساطیر یونانی هولوکاست کرده‌اند و یک اسطوره که پسوخه آن همان زلیخا است و کیوپید هم یوسف است. البته در ادیسه هومر اسمی از حضرت یوسف نمی‌آورد اما ماجرای کیوپید این است؛ کیوپید یک خدازاده است که چون یونانی‌ها به خدایان مختلف معتقدند و کافر بودند، پدر کیوپید خدایی است به نام ونوس که چون کیوپید خیلی زیبا بود، شرط آن با پسوخه این می‌شود که پسوخه نباید کیوپید را ببیند.

 

اردوی استکبار ستیزی / دشمن شناسی / تیه

 

نماد یونانی پسوخه یک قلب می‌کشند و تیری وسط آن. اتفاقی که می‌افتد این است که پسوخه نامردی می‌کند، پس از ازدواج و در فرصتی روبند کیوپید را کنار می‌زند و او را می‌بیند و کیوپید ناراحت می‌شود، می‌رود و ونوس هم از فراق کیوپید آنقدر گریه می‌کند تا اینکه نابینا می‌شود. در عالم چنین داستانی کجا داریم که زنی عاشق مردی شود و مرد بسیار زیبارو باشد و به تعبیر قرآن اول از همه همّ این زن به مرد باشد. همّ پسوخه به کیوپید بود، نه کیوپید به پسوخه. بعد هم پدر این پسر آنقدر گریه کند که نابینا شود و بعد بازگشت صورت می‌گیرد و  همان قضیه یوسف گم‌گشته بازآید به کنعان می‌شود و ونوس دوباره بینایی‌اش را به دست می‌آورد و این داستان کاملا ماجرای یوسف و زلیخا است.

چون ماجرای یوسف و زلیخا ماجرایی است که قبل از قرآن در عهد عتیق آورده‌اند، یوسف علیه السلام پیامبر قوم بنی اسرائیل بود، در آنجا آمده بود و آنها هم به اندازه کافی در تورات تحریف کرده‌اند و این ماجرای تحریف شده را یونانی‌ها می‌گیرند و وارد اسطوره‌های خودشان می‌کنند و یک کتاب اسطوره‌ای دارند شبیه شاهنامه فردوسی ما به نام ایلیاد و اسطوره هومر. زیگموند فروید به عنوان پدر روانشناسی اتفاقاً یهودی هم هست. می‌آید و این اسطوره پسوخه را  از اساطیر یونانی می‌گیرد. پدر روانشناسی حدود ۱۰۰ سال قبل که اصالتاً اهل وین در اتریش بود، یهودی است و اسم این رشته را می‌گذارد پسوخه‌لوژی که در زبان لاتین پی آن خوانده نمی‌شود و خوانده می‌شود سایکولوژی.

بعد ما در جمهوری اسلامی زحمت کشیده‌ایم و این را ترجمه کردیم، البته قبل از انقلاب ترجمه کرده‌اند، آن کسی که این را ترجمه کرده است, پسوخه را در نظر نگرفته است و بعد گفته که سایکولوژی را خودشان می‌گویند علم رفتار انسان، مطالعه رفتار انسان است. بعد این را در اعلی درجه ممکن ترجمه روانشناسی در مقابلش گذاشته‌اند، طرف مشکل اخلاقی و روحی پیدا می‌کند و در زندگی‌اش مشکل پدید می‌آید، می‌رود به سراغ روانشناس و توقع دارد که روح او را آنالیز کند و او را به سمت رشد و تعالی سوق دهد.

وقتی با به سراغ روان شناس می رویم چه نتیجه‌ای می‌گیریم

این با افول حزب اللهی بودن و آن یکی با سکولار بودنش در یک چیز مشترک هستند و وقتی مشکل پیدا کردند می‌روند سراغ روانشناس. می‌خواهد ازدواج کند, دختر و پسر هر دو به سراغ روانشناس می‌روند که ببینند نظر روانشناسی چیست! آقا این پسوخه‌لوژی خوانده است، این سایکولوژی خوانده است، نگاه نکن که در فارسی به او روانشناس می‌گویند، حالا دیگر مصیبت پیدا می‌کنیم. اکثر رشته‌های انسانی اینگونه هستند، می‌گویید حقوق، بعد اسم رشته LAW است، بعد شما چیزی به نام حق می‌شناسید که منشاء آن خدا است، بعد می‌گویید که من الان اگر بخواهم حق کسی را بستانم باید بروم به سمت حقوق! آقا این رشته LAW است. اولا کلمه RIGHT که همان راست فارسی است، رفته در لاتین اینگونه خوانده می‌شود، مثلا می‌گویند HUMAN RIGHT؛ حقوق بشر!

 

اردوی استکبار ستیزی / دشمن شناسی / تیه

 

 یعنی آن چیزی که برای بشر راست است. آن چیزی که برای بشر راست است، مگر همان حق بشر است؟ خدایی که خالق بشر است، یکسری حقوق را برای آن مشخص کرده است. آیا HUMAN RIGHT نظام جهانی حقوق بشر همان حقی است که خدا برای بشر مشخص کرده است؟ مثلا طرف می‌رود رشته علوم سیاسی، رشته حقوق در دانشگاه تهران، دپارتمان و گروه حقوق بشر دارد.

خوشحالی و شعف زیادی دارد که من بروم رشته حقوق و عاقبت به خیر بشوم، می‌روم آنجا و فکر می‌کنند که دارد حقوق بشر مطالعه می‌کنند در صورتی‌که آن HUMAN RIGHT است. من می‌خواهم روح و روان انسان‌ها را درمان کنم و این کژی‌هایی که در رفتارها وجود دارد و مشکلاتی که در رفتارها وجود دارد، می‌گوید بروم حال ملت را خوب کنم. پسوخه‌لوژی می‌خواند، در صورتی که اصل قرآن جلوی او هست, نقشه انسان را بیان کرده است در حالی که یک کلمه از نقشه انسان در روانشناسی نیست, چون انسان بر خودش اشراف ندارد، یک پدیده نمی‌تواند به خودش اشراف داشته باشد، باید بالاتر از آن پدیده باشد.

کدام روانشناس متخصص قرآن است؟ فروید متخصص قرآن بود، پدر علم روانشناسی؟ بعد می‌رود روانشناسی می‌خواند و می‌خواهد بیاید انسان دینی تربیت کند. علوم تربیتی می‌خواند و می‌گوید اجوکیشن (Education) همان تربیت است! آقا علوم تربیتی که اینجا به آن می‌گویند Education همان تربیتی که شما کلمه رب را برای خدا دارید, که تربیت می‌کند، مثلا کسی که متخصص Education می‌شود، نمی‌تواند بفهمد که خدا چگونه ربانیت خودش را صورت می‌دهد، چگونه تربیت می‌کند.

طرف می‌رود با کلی زحمت مدرسه را تمام می‌کند، بعد می‌رود به دانشگاه, تازه آنجا اول داستان است و تازه اول ماجرا است که از آن رشته‌ها بخواهید بگیرید، آقا ببخشید شما قربانی جهاد کبیر قربانی جنگ نرم شده‌اید. توانسته است اراده‌اش را بر تو تحمیل کند. شما برای اینکه اراده‌ات را تحمیل کنید، باید می‌توانستی حب، بغض، شک و یقین خودت را مهندسی کنی. حالا کسی که به آن رشته‌ها و مطالب علمی عالم شد، دیگر ولایت کسی که از آن علم صادر شده است را تبعیت می‌کند، باورش نمی‌آید که می‌تواند خودش کاری کند.

 

اردوی استکبار ستیزی / دشمن شناسی / تیه

 

حالا در فضای مهندسی رفته رشته دانشگاهی خوانده بعد دیده است هرچه تئوری بخواند از فلانی‌ها، اینهایی که هیچ کدام هم اسم ما نیستند، شیمی و فیزیک می‌خواند، بعد هرچه شیمی‌دان، فیزیک‌دان، مهندس، منجم، هندسه‌دان و ... هر چه از اینها است که از ما نیستند. بعد از پنجاه یا شصت سالی که ما صنعت خودروسازی در کشور داریم، هنوز نمی‌تواند یک پراید درست و درمان تولید کند. معلوم است از این آدم، مهندس در نمی‌آید.

شما کسی را دارید، مانند شهید طهرانی مقدم که شیمی‌دان، فیزیک‌دان و مکانیست نیست، جوانی است که رفته میان جنگ و دیده است که عراق موشک زد میان کشور ما، خوب ما هم موشک داریم، برویم از آن موشک‌ها استفاده کنیم و بزنیم، می‌رفتند بوشهر و می‌دیدند که نامردها موشک را گذاشته‌اند و قطعاتی را برداشته اند، قبل از انقلاب اینها فرار کرده‌اند. داریم چیزی به نام موشک که الان هم در انبار خوابیده است، اما نمی‌توانیم استفاده کنیم، بعد آنقدر هم پیچیده است، مانند اسلحه نیست یک گلنگدن بکشی و تیر بزنی. می‌خواهید چند صد کیلومتر از این کشور به کشور دیگری برود، در واقع یک هواپیما است، خوب چه‌کار کنیم؟ هیچی ما که از این رشته‌ها نخوانده‌ایم!

مستند شهید طهرانی‌مقدم را حتما ببینید، تلوزیون هم پخش کرد و در اینترنت هم هست. بعد می‌بینید که شهید طهرانی‌مقدم بدون اینکه از این القاب و عناوین داشته باشد، می‌رود و تخصص خود را انتخاب می‌کند و موشک‌هایی که الان در یمن و فلسطین شلیک می‌شود و موشکهایی که حزب الله لبنان و جبهه مقاومت استفاده می‌کنند، موشک‌های ساده‌ای است که سال‌ها آن را درست کرده‌اند و حالا موشکهای جدید الان که هیچ.

تکنولوژی در موشک فجر ۵ تقریبا برای جنگ جهانی دوم است. یعنی تکنولوژی پیچیده تازه‌ای ندارد. ما ساده‌ترین تجهیزات‌مان را به آنها دادیم و ۱۱۴ روز، ببینید اسرائیل ۶ روز در سال ۱۹67، یعنی 8 سال قبل از انقلاب ایران، شش کشور عربی حمله می‌کنند به رژیم صهیونیستی، می‌خواهند حمله کنند، لحظاتی قبل رژیم صهیونیستی متوجه می‌شود و هواپیماهای خود را بلند می‌کنند و فرودگاه‌های مصر و اردن و خیلی از کشورها را بمباران می‌کنند و حدود شش روز جنگ بین آنها صورت می‌گیرد.

خیلی خنده دار است، جنگ شش روزه در مقیاس با جنگ بین ایران و عراق که ۸ سال بود. ۶ روز جنگ می‌کنند و اسرائیل ۶ کشور عربی را شکست می‌دهد. نزدیک بیست و پنج سال بعد از آن تقریباً سال ۲۰۰۳ که جنگ ۳۳ روزه لبنان با رژیم صهیونیستی است. از اینجا تا یزد حدود هفتاد کیلومتر است، کل باریکه غزه که گوشه‌ای از فلسطین است کلا پهنایش حدود ۴۵ کیلومتر است. ۲۲ روز جنگ بین رژیم صهیونیستی با غزه بود. باریکه‌ای است که ضخامت آن حدود هفت، هشت کیلومتر است، طولش حدود ۴۵ کیلومتر و تقریبا ۶۰ درصد فاصله یزد تا اینجا (تفت، محل برگزاری اردو). یعنی محله‌ای که اگر آن را در تهران بخواهیم بگیریم، یک محله است، رژیم صهیونیستی یکی از چهار ارتش قوی دنیا است، از لحاظ تجهیزات و امکانات، بعد از آمریکا و چین و روسیه.

در همچنین باریکه‌ای ۲۲ روز با رژیم‌صهیونیستی می‌جنگد و پیروز می‌شود، اسرائیل نمی‌تواند آنجا را اشغال کند، با اینکه در شش روز، شش کشور را اشغال کرده بود. ۲۲ روز از یک باریکه ۴۵ کیلومتری در هفت، هشت کیلومتر از پسش برنمی‌آید. حزب الله لبنان فقط جنوب لبنان است که شمال فلسطین می‌شود، یعنی همسایه رژیم صهیونیستی است، اما همین یک تکه جنوب به مدت سی و سه روز جنگ بود. در نقشه نشان می‌دهد که اصلا قابل قیاس با ایران نیست، بلکه جای بسیار کوچکی است.

 

اردوی استکبار ستیزی / دشمن شناسی / تیه

 

سی و سه روز، ۲۲ روز و ۸ روز، سر جمع اگر حساب کنیم, جنگ‌های خورده ریزی که بین لبنان و فلسطین با اسرائیل بوده مجموعه ۱۱۴ روز رژیم صهیونیستی با مقاومت نبرد کرده است و اسرائیل هم کلا بازنده بوده، عربستان با کلی ائتلاف از آن‌طرف آفریقا، تونس، کویت و یکسری کشورهای دیگر با عربستان همکاری کردند تا تکه‌ای از یمن، همه یمن هم نیست، فقط یک تکه غربی یمن است، یک سال و نیم جنگ می‌کنند ولی نتوانستند. انصارالله کل یمن نیست، بلکه یک گروه از یمن است مانند حزب الله که کل لبنان نیست بلکه گروهی از لبنان است. انصارالله یمن یک گروه است، رژیم صهیونیستی با اینکه جزء ۴ ارتش برتر دنیا است از پس یک گروه در یک جای کوچک برنیامد. فرمول این اقدام نامتقارن نام دارد.

این را می‌گوییم تا حواستان باشد جهادکبیر فرمولش چیست، استکبارستیزی که ما می‌گوییم. همینطوری کیلویی وارد درگیری شدند، می شود همان شش روز اسرائیل، آن هم به خاطر اینکه انگیزه‌ها دینی نبود بلکه انگیزه‌ها عربی بود. شما اول زمین خودت را تعیین می‌کنید که آیا من در زمین خودم هستم یا در زمین دشمن. اول باید در جمهوری اسلامی تکلیف با این روشن شود که در زمین خودت هستی، بعد از آنکه زمینی را مشخص کردی، قواعدی را مشخص می‌کنی که قواعد مال خودم است یا مال دشمن. اولا زمین، ثانیا قواعد. شما به جای دشمن استکبار می‌گذاری.

حالت اول این است که در زمین خود با قواعد خودی، این عادی‌ترین حالت ممکن است و یک اقدام متقارن, یعنی بین قاعده و زمین تقارن وجود دارد که می‌شود اقدام متقارن و مثبت. اقدام در زمین دشمن اما با قواعد خودم، بین قاعده و زمین عدم تقارن وجود دارد. می شود اقدام نامتقارن اما مثبت چون قاعده برای خودم است. حالت سوم این اقدام در زمین دشمن اما با قواعد خود دشمن، این می‌شود اقدام متقارن اما منفی، چون قاعده از آن دشمن است.

بدترین حالت هم این است که زمین خودی و قاعده دشمن باشد. اقدام نامتقارن است اما منفی. مثال: خانمی در ایران است و زمین خودی است، حجاب دارد این حجابی که دارد متقارن و مثبت هم است، این جا هنر نکرده است که حجاب دارد و سپس می‌رود به فرانسه برای تحصیل یا چیز دیگری، حجاب خود را حفظ می‌کند، این اقدام نامتقارن است، چون قاعده مال ماست و زمین زمین دشمن؛ اما در زمین دشمن قاعده خودی را حفظ کرده است و اقدام نامتقارن مثبت است، این بهترین حالت است، در زمین دشمن با قاعده خودی.

 

اردوی استکبار ستیزی / دشمن شناسی / تیه

 

سپس بلند می‌شود و می‌رود فرانسه و کم کم مستحیل می‌شود و آب می‌رود، اعتقاداتش آب می‌رود و برایش عادی می‌شود و کشف حجاب می‌کند؛ این می شود اقدام متقارن یعنی همان قاعده را پذیرفته، در همان زمین دشمن، اما منفی. بعد از چند سال می‌آید که به خانواده سر بزند، با همان وضع فرانسه‌اش وارد فرودگاه می‌شود؛ اقدام نامتقارن یعنی حالا در زمین خودی بوده است، اما با همان قاعده‌ای که به میراث آورده است،  اقدام نامتقارن اما منفی.

فرایند استحاله اینگونه صورت می‌گیرد. جهاد کبیر یعنی شما در بهترین حالت بتوانید اقدام نامتقارن مثبت انجام دهید، یک درجه هم اگر تخفیف بدهیم, اقدام متقارن مثبت. جهاد کبیر یعنی اصلا وارد نیمه پایینی این نمودار نشوید. اقدام متقارن منفی و اقدام نامتقارن منفی را انجام ندهید. یعنی چه در زمین خودت و چه در زمین دشمن قاعده دشمن را عمل نمی‌کنید.

زمین خودی و در زمین دشمن هر دوتا قاعده خودت را عمل می‌کنید. پس باید قاعده خودم را بشناسم، ما گفتیم که جهاد کبیر یعنی عدم تبعیت از دشمن، از چه چیز دشمن؟ از قواعد دشمن، عدم تبعیت از رشته‌هایی که می‌خوانید و معرفتی که به دست می‌آوریم، او دارد قواعدش را به ما تحمیل می‌کند.

ما داریم با باورهای او و با فرمول‌های استکبار زیست می‌کنیم، رشد پیدا می‌کنیم و آنها را می‌فهمیم و بر اساس همان‌ها می‌خواهیم عمل کنیم و در زمین خودمان بعد می‌گوییم چرا اینگونه می‌شود؟ پس جهاد کبیر یعنی اینکه او را بشناسیم و به آن عمل نکنیم و قواعد خودمان را بشناسیم و به آنها عمل کنیم.

 


منبع : اختصاصی پایگاه جامع صهیون پژوهی تیه
کد خبرنگار : 12








chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد
منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.





اردو
تبلیغ کانال
ویژه نامه روز قدس
صوت
فیلم
کاریکاتور
اینفوگرافی
اخبار
پربازدیدترین
پیشنهادسردبیر
همایش ها
محصولات
اساتید