امروز : 04 تير 1398::23:29
کد خبر : 2074
سه شنبه 23 شهريور 1395 - 14:36

گزارشات تیه از اردوی تخصصی نخبگانی استکبارستیزی و تفکر انقلابی در مکتب قرآن (بخش چهاردهم)

در جهادکبیر باید مراقب نفوذی‌ها بود تا در دام‌شان نیفتاد

پایگاه صهیون‌پژوهی تیه: در حوزه نظامی، قدرت سخت. قدرت نیمه سخت در حوزه سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است؛ تصرف حکومت، مثلا فرض کنید بیایند در کشوری حاکم بشوند یا به صورت مستقیم بر آنها حکومت کنند یا اینکه یک نائبی ببرند آنجا و او حکومت کند، مثل رضا خان. تصرف بازار که بیایند در جنگ اقتصادی تصرف جایی را به دست بگیرند، در ید اختیار خودشان بگیرند.

مشروح گزارش اختصاصی پایگاه تیه از سخنان آقای حسام حائری، در کارگاه «راهبردهای استکبار ستیزی» (قسمت پنجم)

در جهادکبیر باید مراقب نفوذی‌ها بود تا در دام‌شان نیفتاد

به گزارش خبرنگار سرویس قران و معارف پایگاه صهیون‌پژوهی تیه، در اردوی تخصصی «استکبار ستیزی و تفکر انقلابی در مکتب قرآن», آقای حسام حائری، در کارگاه «راهبردهای استکبار ستیزی» را باز کرده و تدریس نمود. متن زیر، بخش پنجم مشروح این کارگاه می‌باشد. شایان ذکر است که اردوی تخصصی «استکبار ستیزی و تفکر انقلابی در مکتب قرآن» مردادماه سال 95 در بین نخبگان دانش‌آموزی استان یزد، در محل اردوگاه شهدای امداد هلال احمر در کنار سلسله کوه‌های شیرکوه در کنار روستای علی آباد تفت برگزار شد که اساتید مختلف حوزوی و فعالان فرهنگی کشوری، به بررسی موضوع استکبار ستیزی و تفکر انقلابی در قرآن کریم پرداختند. این اردو به عنوان پنجمین اردوی تخصصی نخبگان دانش اموز استان یزد بود که از سال 1390، هر ساله تابستان‌ها در استان یزد و قم برگزار می‌گردد. اردوی سال 95 با همکاری پایگاه صهیون‌پژوهی تیه، موسسه فرهنگی مدرسه عشق، گروه فرهنگی - رسانه ای سیدالشهدای اهل قلم سید مرتضی آوینی، مجمع هم‌اندیشی نخبگان استان یزد و فعالین فرهنگی جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی استان یزد و کانون فرهنگی عروج دارالعباده در تاریخ 2-6 مرداد 1392  برگزار گردید. (برای مشاهده قسمت چهارم آقای حائری کلیک کنید.)

استکبار شناسی دامنه گسترده‌ای دارد که ما باید در مقابل آن چه کنیم؟ تعبیری مقام معظم رهبری در فروردین امسال  و بعد از آن هم تکرار کردند، در ماهی دیگر و آن آیه قرآن است: (جاهدهم به جهادا کبیرا)؛ خداوند فرمود از کفار تبعیت نکن و این عدم تبعیت تو می‌شود جهاد کبیر. این را می‌خواهیم مقداری موشکافی کنیم و ببینیم که وضع ما در این داستان چگونه است. عدم تبعیت از کفار جهاد کبیر می‌شود، یعنی اطاعت نکردن از دشمن. جمله اینگونه است که اطاعت نکردن از دشمن و خصمی که در میدان مبارزه با تو قرار گرفته است. اطاعت یعنی تبعیت و این تبعیت نکند, یعنی در میدان‌های مختلف تبعیت نکند.

 

حسام حائری / اردوی استکبار ستیزی / دشمن شناسی / تیه

 

تا الان شما جهاد اصغر را می‌شناختید که همین جنگ نظامی، دفاعی و دفاع از حرم و جهاد اکبر یعنی مبارزه با نفس است. جهاد اکبر هم که معرف حضور هست و یک شق سومی هم وجود دارد به نام جهاد کبیر. در اصل ما چهار نوع جهاد داریم؛ اصغر، صغیر، کبیر و اکبر؛ چهار سطح. جهاد کبیر به فرموده قرآن یعنی عدم تبعیت از کفار و دشمن، عدم تبعیت در میدان‌های مختلف یعنی جهادکبیر اقتصادی، فرهنگی، هنری و جهاد کبیر سیاسی. هنوز وارد فضای جدی اجتماعی نشده‌اید و از الان به شما بگویم که بعد ها درگیر شدید آماده باشید و علم به این موارد وجود نداشته باشد، دچار مشکل شدید می‌شوید و مورد مواخذه قرار می‌گیرید.

نفوذی بودن به معنای جاسوس بودن نیست

مواخذه توسط خدا، جامعه و...، مواخذه‌ای که همین الان هم می‌شود، مثلا می‌فرماید نفوذ، بعد یک عده هستند که الان نفوذی هستند، می‌فرمایند که این نفوذی‌ها به این معنا نیست که مثلا MI6 انگلیس یا CIA آمریکا نشسته‌اند و طراحی کرده‌اند که این نفوذی را؛ فرض کنید بنی صدر! رئیس جمهور یک مملکت بود ولی نفوذی بود، بیاییم برنامه ریزی کنیم و به او حقوق بدهیم، نه ممکن است از طرف  سازمانی حقوق بگیر نباشد، حقوق بگیر دشمن نباشد یا اصلا حواسش نباشد که آب به آسیاب دشمن می‌ریزد اما عملاً نفوذی است, یعنی در دستگاه خودی قرار دارد و یک منفذ به سوی دشمن باز کرده است.

زمانی می‌شود که دستگاه محاسباتی دچار مشکل شود، وقتی صورت می‌گیرد، همانطور که دشمن می‌خواهد می‌اندیشد. آن فرد مواخذه می‌گردد و به عنوان نفوذی انگشت نما می‌شود, خودش هم متوجه نیست. توسط جامعه و رهبر جامعه مواخذه می‌شود، چون حواسش به این جهاد کبیر نبود, ممکن است که در جهاد اصغر یعنی جنگ تحمیلی درگیر میدان و فضای جنگ هم بوده باشد. الان نفوذی‌هایی که می‌شمارند، اکثرا آدمهای زمان جنگ هم هستند. ممکن است که در جهاد اکبر مقامات خاصی را هم طی کرده باشد اما عدم شناخت حوزه جهاد کبیر نتیجه‌اش این شده است که نفوذی است.

بسیار عرصه حساس و خطرناکی است، شما به صورت کاملاً نرم و غیر محسوس در این حوزه دچار مشکل می‌شوید، اینکه می‌گویند جنگ نرم از چه جهت است؟ جنگ نرم در مقابل جنگ سخت تعریف می‌شود و یک حد وسطی دارد به عنوان جنگ نیمه سخت. جنگ سرد همین جهاد اصغری است که می‌شناسی، یعنی همین درگیری نظامی که به روش قهری است. از جنگ سخت چه تصوری می‌شود؟ تصور می‌شود سرزمین، سیادت بر هوا و فضا صورت می‌گیرد، در جنگ سخت نظامی روشش کاملا خشن و مسئله‌اش بود و نبود است. دو طرف درگیر می‌شوند یا این یا آن، بالاخره یا باید بکشی یا کشته شوی و به روش قهری، خشن و کاملا اجباری, بعد هم سرزمین تصرف می‌شود، سیادت بر دریا و هوا می‌گردد.

در حوزه نظامی، قدرت سخت. قدرت نیمه سخت در حوزه سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است؛ تصرف حکومت، مثلا فرض کنید بیایند در کشوری حاکم بشوند یا به صورت مستقیم بر آنها حکومت کنند یا اینکه یک نائبی ببرند آنجا و او حکومت کند، مثل رضا خان. تصرف بازار که بیایند در جنگ اقتصادی تصرف جایی را به دست بگیرند، در ید اختیار خودشان بگیرند.

تصادف اجتماعی و سیادت بر جامعه، اینها در قدرت نیمه سخت است, روش هم برد و باخت و رقابت می‌باشد، در بازار یک شرکت با یک شرکت دیگر رقابت می‌کند. بازار یک ظرفیت محدودی دارد، یک شرکت چیزی را می‌آورد و عرضه می‌کند و شرکت دیگر، چیز دیگری را عرضه می‌کند، ولی مسئله بین این دو بود و نبود نیست، یعنی یک شرکت هست و نیست شرکت دیگر را منهدم نمی‌کند و تانک نمی‌برد تا ساختمان آن شرکت را پایین بیاورد و آدم‌هایش را بکشد!

درگیری نظامی که صورت نمی‌گیرد، رقابت بین این دو منازعه نیست. رقابت بین این دو بر سر مسئله‌ای، برد و باخت است! بالاخره آیا من این بازار را به دست آوردم و برنده شدم یا نه؟ این می‌شود حوزه اقتصادی. در حوزه سیاسی هم مثلا دو حزب با همدیگر رقابت می‌کنند تا قدرت را به دست بیاورند، همدیگر را که نابود نمی‌کنند، پس یا اینکه از میدان به در کنی یا اینکه پیروز شوی. مسئله هم نفع و ضرر است، دیگر بود و نبود نیست، اصل ماهیت طرف را زیر سوال ببریم, نفع و ضرر به روش تشویقی و تنبیهی.

جنگ نیمه سخت، نبردمیانه تشویق و تنبیه است

طرف در اداره تاخیر می‌کند او را جریمه می‌کنند، کار مثبتی انجام می‌دهد او را تشویق می‌کنند، در مدرسه هم همین‌طور است. در راهنمایی و رانندگی طرف خلاف می‌کند او را جریمه می‌کنند. قدرت نیمه سخت گسترده است و مصداق‌های زیادی دارد, اما قدرت نرم که جنگ نرم آنجا تعریف می‌شود، زمینی که بر سرش دعواست قلب و ذهن می‌باشد، تصرف قلب، ذهن و سیادت بر مغزها و ذهن‌ها ایجاد می‌شود. هر کسی توانست قلب کسی را به دست بیاورد، توانسته قدرت نرم ایجاد کند. قدرت تعریفش چیست؟ توانایی تحمیل اراده خود بر دیگری! اگر من توانستم اراده خودم را بر شما تحمیل کنم یعنی قدرت خودم را اعمال کرده‌ام. شما می‌خواهید کاری را انجام دهید، بنده هم اراده‌ام را بر شما تحمیل می‌کنم. شما می‌خواهید کاری را انجام دهید، من هم یک اراده دیگری دارم، اگر من بتوانم اراده‌ام را بر اراده شما بچربانم, من نسبت به شما قدرت بیشتری دارم.

 

حسام حائری / اردوی استکبار ستیزی / دشمن شناسی / تیه

 

اگر شما بتوانید اراده‌تان را بر من تحمیل کنید، شما قدرت بیشتری دارید. حالا این به صورت سخت، نیمه سخت و نرم است، کدام زمین؟ اگر من بتوانم قلب شما را به دست بیاورم، میشود تصرف قلب، قدرت نرم! اگر ذهن و مغز شما را به دست بیاورم باز اعمال قدرت نرم کرده‌ام. اما اگر بیایم با سازوکارهای تشویقی و تنبیهی کار به ذهن و قلب نداشته باشم و با زور چوب بنشانم سر کلاس یا مثلا با تشویق؛ با این تشویق و تنبیه می‌شود همان قدرت نیمه سخت که اکثراً این گونه‌اند که با قدرت نیمه سخت اداره می‌کنند، چون دم دست‌تر است و دردسرش کمتر، اما هنر برای کسی است که بتواند با قدرت نرم کار را انجام دهد، با چه روش؟ مهندسی حب و بغض، حب کسی را به بغض تبدیل کنیم و بالعکس.

به چیزی حب دارد و آن را دوست می‌دارد و شما کاری کنید که از آن چیز متنفر شود، اینجا اعمال قدرت نرم شده است و یا به یک چیزی بغض دارد و شما کاری کنید که آن چیز را دوست داشته باشد. دوباره اینجا اعمال قدرت نرم صورت گرفته است. در ذهن هم همین‌گونه است که مثلا به چیزی شک دارد و شما کاری کنید که به آن چیز یقین پیدا کند یا بالعکس، کسی به چیزی یقین دارد و شما کاری کنید که به آن چیز شک پیدا کند، این می‌شود اعمال قدرت نرم.

مسئله هم در شک و یقین، حق و باطل و حب و بغض ولایت است. هر چیزی که حب بورزید، ولایت آن را بر تافته‌اید و به هر چیزی که بغض بورزید از آن برائت جسته‌اید. در شک و یقین هم شما باید به چیزهایی که حق و باطل هستند، یقین داشته باشید و به چیزی که باطل است اما حق‌نما شک داشته باشید. اگر غیر از این باشد کار خراب می‌شود و اعمال قدرت نرم می‌گردد. روش ارضایی و اقناعی است، یعنی با ایجاد رضایت باید طرف خوشش بیاید، یعنی ارضایی و در حوزه مغز طرف باید قانع شود؛ با زور نمی‌شود یک گزاره و یک فکر را وارد ذهن کسی کرد، باید قانع شود. مثلاً فرض کنید، کافر می‌تواند بیاید امتحان دینی بدهد و ۲۰ هم بگیرد، اما قانع نمی‌شود لذا همان کافر می‌ماند.

سوال: در بحث جنگ نیمه سخت، تشویق و تنبیه! بیشتر توضیح بدهید؟ مثلا ما در بازار کاری می‌خواهیم انجام بدهیم و رقیبی هم داریم، او را تشویق می‌کنم یا تنبیه؟

من عناصر خودم را تشویق می‌کنم که بتوانم بازار را در دست بگیرم، مثلا به مشتری خودم جایزه می‌دهم، فرض کنید نظام بانکی نمی‌تواند مردم را اقناع کند، نمی‌توانند قلب مردم را به دست بیاورند ولی مردم ضمن اینکه به بانک بد و بیراه می‌گویند, می‌روند و پول خود را در بانک می‌گذارند تا جایزه‌اش را هم ببرند. یعنی قلب و ذهن مردم را بانک نتوانسته است به دست بیاورد، مردم می‌گویند سیستم ربوی است و با کراهت پول خود را در بانک می‌گذارند چون چاره‌ای نیست، اما می‌گویند با کراهت قلبی و فکری است.

نظام بانکی نتوانسته قلب و فکر مردم را به دست بیاورد، اما با تشویق و تنبیه جوایز عظیمی می‌دهد یا مثلا ماده شوینده کذا، در اقناعی الان بیاید و توضیح بدهد که من این ویژگی‌ها را دارم و این پایگاه‌ها را به طور علمی دارم. این کار را نمی‌کند، بلکه از جذابیت‌های بصری و نفسانی استفاده می‌کند تا اینکه بتواند قابلیت خودش را جلوه بدهد و جوایز عجیب و غریب دیگری را هم کنار آن می‌گذارد که مردم تشویق شوند. دقیقا برعکس اینکه اکثر اعمال قدرت، قدرت نیمه سخت است و یک اقلی از آن قدرت نرم است، دقیقا در جامعه دینی و اسلامی باید برعکس باشد مثلا قدرت نرم  یک اقلی از آن قدرت نیمه سخت است و خیلی کمتر قدرت سخت باشد.

مثلا در ترکیه که بعضی‌ها اعتقاد داشتند یک دموکراسی کاملا پیشرفته است و الگوی ایران باید باشد، حالا همه منطقه باید از نظر دموکراسی دینی بیاید و ایران را الگو کند، بعضی می‌گویند نه ترکیه یک الگوی پیشرفته است. در حالیکه کودتا می‌شود و دموکراسی که در آن کودتا شود یک دموکراسی شکننده و ضعیف است. در ترکیه کودتا می‌شود و رئیس جمهور ترکیه اردوغان نزدیک ده هزار نفر را از سیستم بیرون می‌ریزد، حوزه قضایی و بخش‌های قوه مجریه حجم انبوهی با رقم ۱۰ هزار نفر که تقریباً به اندازه سه دولت آدم می‌ریزد بیرون.

 

حسام حائری / اردوی استکبار ستیزی / دشمن شناسی / تیه

 

چگونه دولت ترکیه از فضای کودتا استفاده کرد

اینگونه که باشد یعنی قدرت نرم را نمی‌تواند اعمال کند، نمی‌تواند مردم خودش را قانع کند و مجبور است که تا یک فضای کودتا به دست آمد پاکسازی اساسی کند. فرض کنید در سال ۸۸ چنین اتفاقی افتاد، حالا کودتایی که در ترکیه اتفاق افتاد به یک روز هم نکشید, یعنی چند ساعت بود، اما قضیه ۸۸  نه ماه طول کشید اما کجا از این تسویه ها شد؟ این دموکراسی‌ها را مقایسه کنید، مردم‌سالاری جمهوری اسلامی با دموکراسی ترکیه؛ در آن چند ساعت کودتا می‌شود و بعد از آن چند ساعت نزدیک به ده هزار نفر از دستگاه قضایی، دولت و غیره اخراج می‌شوند و با نظامی‌ها و ... کلا تسویه حساب می‌گردد و در ایران نزدیک هشت ماه مملکت تعطیل است تا این کودتاچی ها جمع شوند و بعد شما هیچ گونه تسویه‌ای را در دولت، دستگاه قضایی، مجلس و نیروهای نظامی و ... صورت نمی‌دهید.

این فرق توانایی اعمال قدرت نرم با انواع قدرت دیگر است. جهادکبیر عمدتاً در همین قدرت نرم تعریف می‌شود؛ چون تبعیت از ولایت و برائت اینجاست. در ذهنم هست، تبعیت صورت می‌دهد یا به لحاظ قلبی ارضا شده و می‌رود از آن اطاعت می‌کند، به دلایل مختلف خوشش آمده است و قلبش به سمت آن کشیده شده است، بدون اینکه دلیل منطقی و استدلالی داشته باشد, جهاد کبیر اینجا تعریف می‌شود.

پس ترجمان دیگر جنگ نرم سالها این بحث مطرح بود اما خیلی‌ها این را با مفهوم سافت پاور –قدرت- اشتباه گرفتند، سافت یعنی نرم. قدرت سخت می‌شود هارد پاور، نظریه پردازهای غربی قاطی کردند و فکر کنند که رهبری حرف آنها را تکرار می‌کند. امسال دیگر آمدند رسما مفهوم جهادکبیر، کلمه قرآنی را به کار بردند, یعنی این جنگ نرمی که ما می‌گوییم بومی خودمان است یعنی جهاد کبیر. برای شما در این سن و سال می‌گوییم که حواستان باشد اگر یک کاره‌ای در مملکت شدید، دیگر کسی پشت سر شما صحبت نکند که آقای فلانی نفوذی است. از الان بدانید نفوذی یعنی چه و از الان بدانید قربانی جنگ نرم یعنی چه. قربانی جنگ نرم چه کسانی هستند؟ مردم و جوانان یعنی یک راست خود انسان.

در جنگ سخت ساختمانی تخریب می‌شود، برقی قطع می‌گردد، سدی منهدم می‌شود، هواپیمایی پائین می‌افتد، بالاخره چیزی را شما با چشم می‌بینید، در جنگ نیمه سخت یک کالایی گران می‌شود، حکومتی دست به دست می‌شود، رایی جابجا می‌شود و بالاخره یک اتفاقات ملموسی پیش می‌آید. اما در جنگ نرم دیگر با چشم نمی‌شود دید، مظاهرش را با چشم می‌شود دید اما خود اصل ماجرا، باید قلب طرف را جراحی کنم و یک جدولی تهیه کنم، یک ستون حب‌ها و یک ستون هم بغض‌ها تا ببینم به چه کسانی حب دارد و به چه کسانی بغض؛ آیا این قربانی جنگ نرم است یا اینکه پیروز این ماجرا بود؟ ذهنش را آنالیز کنم و ببینم به چه چیزهایی شک دارد و به چه چیزهایی یقین.

این کارها را برای خودتان انجام بدهید. شب قبل از خواب دو جدول دو ستونه بکشید، قلب و مغز, برای قلب دو ستون حب و بغض و برای مغز هم دو ستون شک و یقین، سپس خودتان قضاوت کنید، ببینید می‌‍توانید پرش کنید. مثلا پدر و مادر، فلان ماشین، فلان بازیکن را دوست دارم، سپس می‌بینی اینکه جنگ نرم نداشت! مثلا اگر کسی حب من به گل را تبدیل به بغض کند, جنگ نرم این کجاست؟ این بغض خیلی سنگین شود می‌شود کینه.

 

حسام حائری / اردوی استکبار ستیزی / دشمن شناسی / تیه

 

واقعا آن چیزی که قدرت نرم، جنگ نرم و جهادکبیر و این شلوغ بازی‌ها، چه حب و بغضی است؟ در شک و یقین سخت‌تر می‌شود. من به چه چیزهایی شک دارم، اگر توانستید فهرست کنید و به چه چیزهایی یقین دارم، عمدتا یک به هم ریختگی عجیب و غریبی به وجود می‌آید. تازه می‌خواهم بنویسم که به این یقین دارم و بعد می‌خواهم بنویسم و می‌گویم واقعا یقین دارم؟ می‌خواهم بنویسم به چه چیزهایی شک دارم‌. تمرینی بکن و بعد حساب کن با خودت که این شک آیا نباید یقین شود؟ یا این یقین نباید به آن شک کنم؟ انسان دچار نوعی حیرت می‌شود وقتی که این شک عدم شفافیت باشد.

بعد که شروع می‌کنید دقیق کردن، آرام آرام از این فضای حیرت در می‌آیید، اما تا وقتی در فضای حیرت باشید یک طعمه مناسب جلوی آن گرگهایی است که می‌خواهند اراده خودشان را بر شما تحمیل کنند. جمله قشنگی مرحوم شیخ علی صفایی حائری دارد که می‌فرماید اگر تو برای زندگی خودت طرح نداری، فکر نکن که همین‌گونه زندگی می‌کنی، مطمئن باش بر طرح کسی که طرحش بزرگتر از طرح شماست داری بازی می‌کنی. اگر من برای خودم طرحی در زندگی ندارم، مطمن باشم که در طرح کس دیگری بازی می‌کنم که یک طرح بزرگتری دارد.

همینگونه که ثابت نمی‌ماند، بالاخره زمان می‌گذرد و زندگی به پیش می‌رود، روی ریلی افتاده‌ام که به جلو می‌روم ناخودآگاه باید این مراحل را طی کنم، کاری انجام دهم، زندگی کنم، یک بچه ای و ...، این جلو رفتن که مسیر لاجرم زندگی است، اگر خودم طرحی نداشته باشم قطعا در طرح کسی دیگر بازی کرده‌ام. حالا اینجا جهاد کبیر وسط می‌آید، جنسش جهاد می‌شود, فرق جهاد با جهد، جهد یعنی تلاش خیلی زیاد، فرقش با جهاد این است که جهاد همان جهد است در مقابل موانع و مشکلات مشخص در مقابل دشمن.

من تلاش زیادی می‌کنم اما مانعی پیش رو ندارم، تا مانعی جلویم سبز شد و مقابل این موانع قرار گرفتم, حالا می‌شود جهاد. پس خیلی تلاش می‌کنند, جلو می‌روند اما جنس تلاششان جهاد نیست، در مقابل دشمن خودشان را تعریف نمی‌کنند. اما اگر کسی بیاید خودش را اینگونه مغز و قلبش را آنالیز کند، بعد فضا را فضای قدرت ببیند، یعنی خودش اراده‌ای کرده، یعنی طرحی دارد و اراده کرده که اقدامی صورت بدهد، بعد می‌بیند اراده‌هایی در مقابلش قرار می‌گیرند که بیایند در قلب و مغزش مهندسی کنند و به هم بریزند این قدرت نرم می‌شود، حالا دیگر از این به بعد اقدامی که در مقابل این موانع صورت می‌دهد جهاد کبیر است.

 


منبع : اختصاصی پایگاه جامع صهیون پژوهی تیه
کد خبرنگار : 12








chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد
منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.





اردو
تبلیغ کانال
ویژه نامه روز قدس
صوت
فیلم
کاریکاتور
اینفوگرافی
اخبار
پربازدیدترین
پیشنهادسردبیر
همایش ها
محصولات
اساتید