امروز : 05 مرداد 1396::05:25
کد خبر : 1947
پنجشنبه 28 مرداد 1395 - 16:38

گفتگوی تیه با حجت‌الاسلام یعقوبی به مناسبت کودتای 28مرداد در ایران؛

28مرداد و چهار سطح دشمنی آمریکا در حق مردم ایران

پایگاه صهیون‌پژوهی تیه: در بُعد معرفت‌ شناختی مدرنیته، به علم تجربی اصالت داده می‌شود و برای سایر منابع معرفت، ارزشی در نظر گرفته نمی‌شود. مدرنیته ملاک معرفت را تولید قدرت و نفع برای زندگی انسان می‌داند و در معرفت‌گزینی، رویکرد غایتگرایانه و ابزارگرایانه دارد در حالیکه در معرفت‌شناسی دینی و از جمله اسلام، معرفت دینی و فلسفی بر سایر معارف ترجیح دارد، جهت‌گیری معرفت‌شناسی، حقیقت‌گرایانه است.

مصاحبه اختصاصی تیه با حجت الاسلام و المسلمین عبدالرسول یعقوبی

28مرداد و چهار سطح دشمنی آمریکا در حق مردم ایران

به گزارش خبرنگار سرویس تاریخی پایگاه صهیون‌پژوهی تیه، به مناسبت کودتای 28 مرداد با حجت الاسلام و المسلمین یعقوبی عضو گروه اندیشه موسسه امام خمینی در ارتباط با مسئله دشمنی آمریکا با ایران به گفتگو نشستیم. ایشان به بیان سطوح مختلف دشمنی با استکبار پرداخت و بیان کرد: دشمنی امریکا با ایران را می‌توان در سطوح متفاوت مورد بررسی قرار داد. سیر و مسیر مصاحبه توضیح چهار سطح از دشمنی آمریکا با ایران است که حجت الاسلام و المسلمین یعقوبی به تناسب هرکدام از این‌ها، به توضیح پرداخته‌اند.

سطح اول: دشمنی حقّ و باطل

یک سطح این است که دشمنی را در قالب فلسفه تاریخ بحث کنیم و بگوییم این دشمنی ناشی از درگیری حقّ و باطل است که در همیشه تاریخ مطرح بوده است. درگیری حقّ و باطل، امری است که قرآن مجید نیز بر آن تأکید داشته است: در سوره حج آیه 62 می فرماید: ذلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُ‏ وَ أَنَّ ما یَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ هُوَ الْباطِلُ‏ وَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِیُّ الْکَبیرُ  (این (تسلّط خدا بر تشریع و تکوین) به خاطر آن است که تنها خداوند حقّ مطلق مستقل است و هر چه به جای او می‌خوانند باطل است و خدا والا مقام و بزرگ است.) هم چنین در سوره اسراء آیه 81 مشاهده می‌کنیم که وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ کانَ ذهوقا (و بگو: حق آمد و باطل نابود گشت، حقّا که باطل همواره نابود شدنی است ( بساط شرک و کفر روزی از روی زمین برچیده خواهد شد). )

از درگیری هابیل و قابیل شروع کنیم و با دشمنی‌های فراعنه با انبیاء ادامه دهیم و به دشمنی‌های کفار، آل أُمیه و آل‌عباس با پیامبر و اهل‌بیت برسیم و آنگاه در همین قالب، دشمنی‌های امریکا با ایران را بررسی کنیم. آمریکا –همان‌گونه که رهبری انقلاب فرموده‌اند، امروزه محور باطل و ایران محور حقّ است و چون دشمنی و درگیری باطل و حقّ در همیشه تاریخ خواهد بود، خواه ناخواه آمریکا نیز با ایران دشمن است و دشمنی خواهد کرد.

در این رویکرد، دشمنی حقّ و باطل دلیل نمی‌خواهد، حقّ و باطل ذاتاً نمی‌توانند با یکدیگر سازگار باشند. صهیونیسم جهانی، بن مایه و پشتیبان اصلی امریکا در این دشمنی است.

سطح دوم: تعارض فرهنگی و اجتماعی

سطح دومی که می‌توان در آن قالب به بررسی دشمنی آمریکا و ایران پرداخت، سطح فرهنگی و بررسی جامعه‌شناختی است. در این سطح که در نهایت به سطح اول بازگشت می‌کند، دشمنی آمریکا با ایران ناشی از تضاد و تعارضات فرهنگی است. فرهنگ به معنای اعم آن که شامل اعتقادات و باورها، ، ارزش‌های سیاسی، اخلاقی و اجتماعی در ایران به گونه‌ای است که نهایتا به دشمنی امریکا با ایران منتهی خواهد شد.  

برای دشمنی نکردن و کنار آمدن، وجود زمینه‌های مشترک لازم است. در این مورد چه نقاط مشترکی میان ایران و امریکا می‌توان سراغ گرفت؟ وقتی قرآن مجید به پیامبر اکرم‌(ص) دستور داد تا با مسیحیان نجران وارد گفتگو شوند، وجه مشترکی وجود داشت و آن اشتراک اجمالی بر خدای جهان‌آفرین بود، اما مگر نه این است که میان نگاه امریکا و ایران در مورد عالم و آدم تفاوت وجود دارد؟ میان سنّت دینی و مدرنیته، در مبانی و نگاهشان به عالم و انسان، اختلاف بنیادین وجود دارد؟ آیا می‌توان میان سنّت دینی و مدرنیته دشمنی وجود نداشته باشد؟ با نگاهی گذرا به ویژگی‌های معرفت‌ شناختی، هستی‌شناختی، انسان‌شناختی سنّت بدست می‌آید که، رفع دشمنی امکان ناپذیر است.

در بُعد معرفت‌ شناختی مدرنیته، به علم تجربی اصالت داده می‌شود و برای سایر منابع معرفت، ارزشی در نظر گرفته نمی‌شود. مدرنیته ملاک معرفت را تولید قدرت و نفع برای زندگی انسان می‌داند و در معرفت‌گزینی، رویکرد غایتگرایانه و ابزارگرایانه دارد در حالیکه در معرفت‌شناسی دینی و از جمله اسلام، معرفت دینی و فلسفی بر سایر معارف ترجیح دارد، جهت‌گیری معرفت‌شناسی، حقیقت‌گرایانه است.

در بُعد هستی‌شناسی،‌ مدرنیته، تأثیر نیروهای فوق طبیعی را انکار می‌کند؛ در حالی‌که در هستی‌شناسی الهی، به وجود خداوند و به نقش تعیین‌کننده نیروهای غیرطبیعی در زندگی انسان اطمینان وجود دارد.

 

دشمن شناسی / تیه  / صهیون پژوهی / دشمن شناسی / یهود پژوهی

 

در بُعد انسان‌شناختی، مدرنیته به فردیت و اصالت انسان و تعیین‌کنندگی او معتقد است. در چنین اندیشه‌ای کسی نمی‌تواند خارج از او حکمی صادر نماید یا قوانینی را تحمیل کند. در این بعد سعادت انسان به سعادت دنیوی و حاکمیت لذت‌گرایی است؛ در حالیکه در انسان‌شناسی دینی، قوانین از سوی خداوند تعیین می‌شود و سعادت حقیقی، سعادت اخروی است.

در بُعد جامعه‌شناختی و سیاسی ـ که به موضوع بحث ارتباط بیشتری پیدا می‌کندـ بر شأن انسان و آزادی، خودمختاری و حقوق ویژة آن، تشخیص و تعیین مصالح عمومی، بر اساس خواست افراد و ایجاد اندیشه دولت به عنوان نمایندة مصالح عمومی و حافظ حقوق و آزادی‌های شهروندان تأکید می‌شود. همچنین خدا و معرفت الهی از امور زندگی اجتماعی و معیشت اقتصادی کنار گذاشته شده و تجربه و زندگی دنیوی بر شهود و تعبد الهی ترجیح داده می‌شود؛ در حالی‌که در اندیشة الهی، به اندیشه مدنی جدید وقعی داده نمی‌شود و به سلسله مراتب سیاسی و لزوم تبعیت مردم از حکام در جهت سعادت اخروی تأکید می‌گردد. 1

در تمام ابعاد یادشده یا لااقل در اکثر موارد، سنّت دینی در مقابل مدرنیته قرار دارد. با این وجود چگونه سنّت و مدرنیته می‌توانند دشمنی نداشته باشند در حالیکه یکی بر سکولاریسم و آزادی از دین معتقد است و دیگری از اساس آن را مردود می‌شمارد؟ یکی نگاهش به عالم و آدم، الهی است و دیگری نگاهش مادّی و دنیوی است؛ بنابراین توقع سازگاری مدرنیته با سنّت و کنار آمدن سنّت به نفع مدرنیته، اساساً میسّر نیست؛ همچنان که التقاط آنها نیز بنا به تجربه، نه تنها غیرممکن؛ بلکه در موجب سردرگمی در میان پیروان خواهد بود.

اگر بخواهیم، موضوع فوق را قدری عینی تر بحث کنیم باید یادآور شویم که از اساسی‌ترین فرازهای دشمنی امریکا با ایران، موضوع حقوق بشر است. حقوق بشر امریکایی ناشی از نگاه خاصی است که امریکا به انسان دارد. اومانیسم، سیستم حقوقی را اقتضاء می‌کند که با نظام حقوقی اسلام متفاوت است و از نوع نگاه اسلام به هستی و انسان نشات می‌گیرد. هم‌چنین است دشمنی‌های امریکا با ایران در مسئله فلسطین و حزب الله لبنان و به طور  کلی مسائل منطقه‌ای. ارزش‌هایی که پای امریکا را به منطقه غرب میانه بازکرده است ناشی از ارزش‌های مادی گرایانه است که از نگاه غرب به انسان ناشی می‌شود. غرب همه چیز را برای خود و در خدمت خود می‌خواهد. لذت‌گرایی و سود انگاری که جرمی بنتام (Jermy Bentham) در مکتب اخلاقی غربی مطرح می‌کند و به عنوان مثال رباخواری و لیبرالیسم اقتصادی ناشی بر اساس آن توجیه می‌یابد، پایه‌های فکری و ارزشی دشمنی امریکا با ایران را تشکیل می دهد. کسی از میان سیاست‌مداران غربی نیست سؤال کند: رژیم جعلی اسرائیل که مبنای بسیاری از دشمنی‌های امریکا با ایران است، بر اساس کدام قانون یا ارزش انسانی – الهی در منطقه جعل شده است؟ بررسی عمیق‌تر این قضیه نشان می‌دهد که در حقیقت عامل اصلی در این دشمنی ناشی از تفاوت‌های فرهنگی، اعتقادی و ارزشی است که ایران و امریکا در این مسئله دارند.

 

عبدالرسول یعقوبی  / تیه / دشمن شناسی

حجت الاسلام عبدالرسول یعقوبی

 

 این دشمنی هم‌چنان استوار باقی خواهد ماند مگر اینکه از فرهنگ و دین آن‌ها پیروی شود؛ چنانکه قرآن می‌فرماید وَ لَنْ تَرْضی‏ عَنْکَ الْیَهُودُ وَ لاَ النَّصاری‏ حَتَّی تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ قُلْ إِنَّ هُدَی اللَّهِ هُوَ الْهُدی‏ وَ لَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْواءَهُمْ بَعْدَ الَّذی جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ ما لَکَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِیٍّ وَ لا نَصیرٍ (هرگز یهود و نصاری از تو راضی نخواهند شد، (تا به طور کامل، تسلیم خواسته‌های آنها شوی، و) از آیین (تحریف یافته) آنان، پیروی کنی. بگو: «هدایت، تنها هدایت الهی است!» و اگر از هوی و هوسهای آنان پیروی کنی، بعد از آنکه آگاه شده‌ای، هیچ سرپرست و یاوری از سوی خدا برای تو نخواهد بود.)

سطح سوم: روحیه  استکباری امریکا  و روحیه استکبار ستیزی ایران

از زمانی که غرب و امریکا از مسیحیت تحریف شده و قرون وسطی عبور کرد و با گذر از عهد رنسانس (قرن 15 و 16) و ایجاد انقلاب علمی قرن هفدهم و روشنگری قرن هجدهم و انقلاب صنعتی در 1780 به اوج پیشرفت در زمینه‌های علمی و تکنولوژیک دست یافت، روحیه ای استکباری نزدیک به برتری نژادی (Racisme)  در آن‌ها بوجود آمده است که در لسان دینی و فرهنگ انقلاب اسلامی از آن به روحیه استکباری تعبیر می‌شود.

پیشرفت غرب در زمینه‌های علوم طبیعی، علوم انسانی و تکنولوژی نوعی تفرعن، خود محوری و خود برتربینی ایجاد کرده است که بر اساس آن فکر درست و فکر باطل و اخلاق خوب و اخلاق بد، صرفاً توسط آن‌ها تعیین و تعریف می‌شود.

روحیه استکباری به این معنا است که کشور مستکبر – در این‌جا امریکا – خود را در محور قرار می‌دهد و علیرغم تنوع و تکثری که وجود دارد، هنجارها، ارزش‌ها هی خوب و بد و افکار صحیح و باطل را مشخص می‌کند. این پندار باطل که با اتکاء قدرت مادی، علمی و تکنولویک امریکا و غرب و به عبارت دیگر قدرت هژمونیک غرب بوجود آمده است، نوعی کبر و غرور را برای غربیان بوجود آورده است تا بر اساس آن مشخص کنند فکر درست یا ارزش خوب کدام است.

 

دشمن شناسی /  مرداد / یهود

 

روحیات استکباری امریکا و غرب که در سخنان امام خمینی(ره) و رهبری معظم انقلاب اسلامی، به کرات مطرح شده است، تعبیر دیگری از همین کبر و غرور و نخوتی است که امریکاییان با تکیه بر قدرت و پیشرفت مادی خود دارند. مهم‌ترین موضوعات دشمنی امریکا با ایران، عبارتند از موضوع انرژی هسته‌ای، مسأله فلسطین و حزب الله لبنان که از آن به عنوان تروریسم یاد می‌کنند و حقوق بشر. دقت در ریشه‌های اختلاف به خوبی آشکار می‌کند که هیچ‌گونه دلیلی در مورد مخالفت و دشمنی امریکا با ایران وجود ندارد الا اینکه ریشه آن به روحیه استکباری امریکا وروحیه ظلم ستیزی ایران بازگشت می‌کند. روحیاتی که یکی به سابقه تمدنی غرب و دیگری به سابقه تمدنی ایران باز می‌گردد. امریکا علیرغم داشتن بمب اتم و استفاده آن در ژاپن، سایر کشورها را از داشتن انرژی صلح آمیز هسته‌ای منع می‌کند. امریکا علیرغم حمایت از تروریسم، کشتار، اقدام به کودتاهای متعدد و ... تروریسم و دموکراسی را به دو قسم تروریسم یا دموکراسی خوب و بد تقسیم می‌کند و به عنوان تروریسم بد با ایران به دشمنی می‌پردازد. امریکا علیرغم اینکه رژیم اسرائیل یک رژیم جعلی است، برای این کشور جعلی حقوقی را تعریف می‌کند و با هر کشوری که یا این رژیم به مخالفت برخیزد، دشمنی می‌ورزد.

سطح چهارم: منافع اقتصادی

سطحی‌ترین تعبیر از علت دشمنی‌های امریکا با ایران، منافع اقتصادی امریکا و تعارضات سیاسی است. بدون تردید، تراست ها و کارتلهای اقتصادی غرب منافع اقتصادی خود را جستجو  می‌کنند. آن‌ها هر کجا این منافع را بیابند، تلاش می‌کنند با تکیه بر قدرت نظامی وتکنیکی خود، آن را به چنگ آورند. در این سوی قضیه نیز کشور ایران با تکیه بر روحیه استکبارستیزی و عدالت گرایی خود، مخالف منفعت طلبی و تاراج سرمایه‌های اقتصادی و سیاسی مسلمین است. به طور طبیعی این دو گرایش در مواردی به تعارض می‌رسند.

با بررسی تاریخ معاصر ایران از زمان صفویه تا کنون می‌توان شواهد فراوانی یافت که کشورهای غربی از انگلیس و فرانسه گرفته تا امریکا، بدون اینکه تعهدی نسبت به ارزش‌های انسانی داشته باشند، با تکیه بر فریب و به پشتیبانی قدرت نظامی خود که همیشه آن را روی میز نگه می‌دارند، به تاراج سرمایه‌های منطقه اقدام کرده‌اند. رقابت‌های سه استعمار بزرگ: روس، انگلستان و فرانسه در دوره قاجار و سلطه جهنمی امریکا در دوره پهلوی که به سرنگونی دولت ملّی دکتر مصدق انجامید، و ... نشانه‌های فراوانی است بر اینکه غرب به طور عام و امریکا به طور ویژه منافع خود را در این منطقه جستجو می‌کنند.

تاریخ معاصر نشان داده است که هر گاه در مقابل خوی زیاده خواه و منفعت طلب امریکا ایستادگی شود، به دشمنی می‌پردازد. سرنگونی دولت مصدق گواه، بهانه‌های مخالفت با انرژی صلح آمیز هسته ایران، مطرح کردن مباحث مربوط به حقوق بشر و تروریسم، نشانه‌های صادقی بر این قضیه است.

چگونه ایرانی مسلمان و شیعه که از اصول اساسی آن مبارزه با ظلم و بی‌عدالتی است و امریکایی که سردمدار استکبار و بی‌عدالتی است با یکدیگر دشمنی نداشته باشند در حالیکه استعمار جهانی و از جمله امریکا، به اشغال سرزمین اسلامی‌ فلسطین اقدام کرده است، مردم مسلمان و بومی آن را کشته و از خانه هایشان آواره کرده است و اکنون بعد از چندین نسل که مردم آن سامان در صدد احقاق حقّ خود برآمده‌اند، صاحبان بومی اش متهم به تروریسم و اشغالگران و دزدان روز روشن، به عنوان مدافع از حقوق خود معرفی می می‌گردند.

چگونه ممکن است، امریکا به دشمنی با ایران اقدام نکند در حالیکه انقلاب اسلامی،  منافع اقتصادی، سیاسی و فرهنگی مورد نظر امریکا در ایران و غرب میانه را به لقمه‌ای گلوگیر تبدیل کرده است؟ امریکا که سال‌های طولانی در ایران و منطقه به راحتی به تاراج سرمایه‌های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی ایران و منطقه اقدام می‌کرد، بعد از انقلاب اسلامی با چالشی بزرگ به نام انقلاب اسلامی و استکبارستیزی آن مواجه شد؛ طبیعی است در این مورد با انقلاب اسلامی به دشمنی بپردازد.

 

28مرداد / کودتا /* دشمن شناسی / صهیون پژوهی

 

نتیجه‌گیری:

نتیجه‌ای که از سطوح گوناگون دشمنی امریکا با ایران می‌توان گرفت، حضور مسأله اسرائیل در تمامی این سطوح است:

اسرائیل رژیم جعلی و بر پایه دروغ و باطل بنا نهاده شده است و ایران به حقّ با این رژیم مخالفت می‌کند.

حضور کشوری یهودی به منزله غده ای است سرطانی که هیچ‌گونه سنخیطی با باورها، ارزش‌های سیاسی و اجتماعی و بطور کلی فرهنگ منطقه غرب میانه ندارد. عدم تحمل آن از سوی ایران و دشمنی امریکا در این مورد طبیعی به نظر می‌رسد.

غرب با روحیه ای استکباری در حالیکه یهودیان را به مهاجرت اجبار می‌کرد و نیز حاضر نبود منطقه‌ای از مناطق خود را در اختیار یهودیان قرار دهد، با ایجاد فروپاشی در امپراطوری عثمانی، رژیم اسرائیل را به منطقه تحمیل کرد. انگلستان و امریکا نشخیص داده بودند که فلسطین بهترین مکان برای تشکیل دولت یهود است و این تشخیص را تلقی به صحت کرده بر غرب آسیا تحمیل کردند.

اسرائیل و صهیونیسم جهانی که از آن پشتنیانی می‌کند، حافظ منافع غرب در منطقه و جهان است. انقلاب اسلامی به دلیل ارزش‌هایی که به آن اعتقاد دارد و نیز به دلیل مخالفت با حضور نامشروع اقتصادی و سیاسی اسرائیل و صهیونیسم جهانی، نمی‌تواند با امریکا سازگاری داشته باشد.

  • تشکر از این که وقتتان را در اختیار ما قرار دادید.

 


1- اندیشه حوزه، شماره 1، تجدد و سنّت و احیاگری، ابوتراب طالبی، سال ششم،‌شماره اول، مرداد و شهریور79، ص63 تا ص67

 


منبع : اختصاصی پایگاه جامع صهیون پژوهی تیه
کد خبرنگار : 12








chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد
منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.





اردو
تبلیغ کانال
ویژه نامه روز قدس
صوت
فیلم
کاریکاتور
اینفوگرافی
اخبار
پربازدیدترین
پیشنهادسردبیر
همایش ها
محصولات
اساتید