امروز : 24 شهريور 1398::21:45
کد خبر : 1933
یکشنبه 24 مرداد 1395 - 19:03

به مناسبت میلاد امام رضا علیه السلام

چرا امام معصوم مجبور به پذیرش حکم طاغوت می‌شود

پایگاه صهیون‌پژوهی تیه: مساله در باب یک هجرت صرف ختم نمی‌شود، بلکه به چه قیمتی امکان این وجود دارد که امام حاضر را مجبور به پذیرش حکم طاغوت نمود، همیشه تاریخ عده‌ای خود را سینه چاک ولایت و اهل بیت می‌دانستند و در تولی و تبری ید طولایی داشتند ولی چه شده است که کاری از دست این عده بر نیامده است، آیا همیشه تاریخ سینه چاکان امثال سلیمان صرد خزائی هستند، یا به زهیر می رسند یا که در عباس می‌مانند، این سه شخصیت در تاریخ جریان شناسی انتظاری است که ما امروز از امام زمان خویش می‌کشیم و آمادگی منتظران برای ظهور آن امام همیشه در قاب تاریخ تنها است.

نویسده: مهدی کمالی

چرا امام معصوم مجبور به پذیرش حکم طاغوت می‌شود

به گزارش خبرنگار سرویس قرآن و معارف پایگاه صهیون‌پژوهی تیه، یکی از تغییرات جدی که در عصر امام رضا علیه السلام واقع شد، این بود که باب گفتگو درباره ولایت ائمه معصومین علیهم السلام به طور جدی در جامعه رواج یافت و تقیه در موضوع ولایت نسبت به زمانهای قبل برداشته شد، این موضوع را در احتجاجات آن حضرت می‌توان مشاهده کرد. از همین روست که اکثر معارف سنگین حول مقامات ائمه علیهم السلام در دوره ایشان آشکار شد و زمینه‌ای پدید آمد تا معارف بیشتری در این حوزه، هم چون زیارت جامعه کبیره، زیارت امیرالمومنین در زمان امام  هادی بیان شود.

در مسئله صلح امام حسن، حضرت خلافت را رها کرد و این عمل با عمل امام رضا متناقض و متضاد است. مامون وارث خلافت عباسی  است و عباسی‌ها از همان روز اولی که روی کار آمدند به نام شان با علویون مبارزه کردند و مقدار جنایاتی که عباسیان نسبت به علویون بر سر خلافت کردند از جنایاتی که امویین انجام دادند، کمتر نبود بلکه از یک نظر بیشتر هم بود.

شهید مطهری در کتاب سیری در سیره ائمه اطهار با اشاره بر اثر تاریخی ابوالفرج اصفهانی و همچنین نگاه به زندگی مامون می‌گوید: ابوالفرج اضفهانی از اکابر دوره اسلام بود، وی از نسل بنی امیّه است و این مطلب از مسلمات است، در اینکه مامون تمایل شیعی داشته شکی نیست، منتها به وی امام شیعه کش می‌گویند، مگر مردم کوفه تمایل شیعی نداشتند و امام حسین را کشتند؟ و در اینکه مامون مرد عالم و درستی بود نیز شکی نیست و این سبب شده است که بسیاری از فرنگی‌ها معتقد باشند که مامون روی عقیده و خلوص نیت، ولاتعهدی را به حضرت رضا تسلیم کرد و حوادث روزگار مانع شد، یزرا حضرت رضا به اجل طبیعی از دنیا رفت و موضوع منتفی شد، ولی این مطلب از نظر علمای شیعه مردود است و قرائن نیز بر خلاف آن را نشان می‌دهد.

اهداف مامون برای مقابله با امام رضا علیه السلام

در واقع مامون با ولایتعهدی امام رضا به دنبال رسیدن به چند هدف خویش بود:

  1. محاصره و زیر نظر گرفتن رفت و آمدهای امام رضا علیه السلام و دور ساختن ایشان از پایگاه های مردمی و لذا اگر امام در مرو مستقر می‌شد همه این کارها صورت می‌گرفت
  2. کاشتن تخم شک و تردید را در راه رهبری اهل بیت که مردم با خود بگویند نپذیرفتن خواسته‌های خلیفه و پیشنهاد راه حل‌های او چه معنا دارد؟ و معنای قبول ولایتعهدی چیست؟ این کارها با شعارهایی که مکتب اهل بیت اعلام کرده بود در یک زمینه نبود و با هم نمی‌خواند.
  3. آرام کردن دلها و تامین کرسی خلافت، زیرا ترسی از آسیب رساندن مامون به امام در کانون خلافت در دل شورشیان مخالف دولت مامون ایجاد می‌شد و در نتیجه مامون از شورشها و جنبشهای مردمی ایمن می‌شد.
  4. زیر نظر داشتن حرکات شورشیان و جلب عواطف علویان
  5. شناسایی فعالین سازمان وکالت و کسانی که در زمینه ساختار سیاسی جدید و پنهانی که علویان برای خود ایجاد کرده بودند تا در میان خفقان ظلم عباسی‌ها بتوانند نهاد شیعه را پا برجا نگاه دارند

اما امام رضا علیه السلام در مقابل تدابیری اندیشدند و از آن جمله می‌توان به دو مورد ذیل اشاره داشت:

  1. از روزهای نخست مخالفت خود را به امام ابراز کرد و مامون را به نیات حقیقی خود گواه ساخت و به او گفت: آیا می‌خواهی مردم بگویند که علی بن موسی الرضا در دنیا پرهیزگار نیست، بلکه دنیا از او پرهیز می‌کند؟ آیا نمی‌بینید که چگونه ولایتعهدی را از سر آز به دنیا و طمع به خلافت پذیرفت؟
  2. امام به مامون نوشت: «هیچ یک از کارهای دولتی مربوط به حل و عقد و انتصاب و برکنار داشتن را بر عهده نگیرد.»

امام رضا در ولایتعهدی امتناع می‌کرد، منطق حضرت در امتناع چه بوده؟ چرا امام امتناع کرد؟ البته اینها را ما به صورت یک امر صددرصد قطعی نمی‌توانیم بگوییم ولی در روایاتی که محدثین از خودما نقل کرده‌اند، -از جمله عیون اخبار الرضا- وقتی مامون گفت: من اینجور فکر کردم که خودم را از خلافت عزل کنم و تو را به جای خودم نصب کنم و با تو بیعت نمایم. امام فرمود: یا تو در خلافت ذی حقی و یا ذی حقی نیستی. اگر این خلافت واقعا از آن توست و تو ذی حقی و این خلافت، یک خلافت الهی است، حق نداری چنین جامعه‌ای را که خدا برای تو تعیین کرده است به غیر خودت بدهی، اما اگر از آن تو نیست باز هم حق نداری بدهی. چیزی را که از آن تو نیست، تو چرا به کسی بدهی؟ معنایش این است که اگر خلافت از آن تو نیست، تو باید مثل معاویه پسر یزید اعلام کنی که من ذی حق نیستم و قهرا پدران خودت را تخطئه کنی، همان طور که او تخطئه کرد و گفت: پدران من به ناحق این جامه را تن کردند و من هم در این چند وقت به ناحق این جامه را بر تن کردم، بنابراین می‌روم، نه این که بگویی من خلافت را تفویض و واگذار می‌کنم. وقتی که مامون این جمله را شنید فورا به اصطلاح وجهه سخن را تغییر داد و گفت: شما مجبور هستید.

منابع:

سیری در سیره ائمه اطهار، استاد شهید مطهری

زندگانی تحلیلی پیشوایان ما، استاد عادل ادیب

سیره پیشوایان، مهدی پیشوایی


منبع : اختصاصی پایگاه جامع صهیون پژوهی تیه
کد خبرنگار : 12








chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد
منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.





اردو
تبلیغ کانال
ویژه نامه روز قدس
صوت
فیلم
کاریکاتور
اینفوگرافی
اخبار
پربازدیدترین
پیشنهادسردبیر
همایش ها
محصولات
اساتید