امروز : 01 آذر 1396::05:26
کد خبر : 1747
دوشنبه 07 تير 1395 - 17:29

بخش دوم گزارش اختصاصی پایگاه تیه از سخنان دکتر سیدرضی موسوی گیلانی در همایش «سالانه فیلم منجی»

زمینی یا آسمانی‌بودن منجی؛مسئله این است!

پایگاه صهیون پژوهی تیه: تصویری که اسلام از منجی دارد چیست. ما یک تصویری از منجی داریم که منجی یک شخصیت آسمانی است، از آسمان می‌آید و می‌خواهد همه چیز را حل کند، نگاه ما تا حدّی آسمانی‌تر است. ما شرقی‌ها نسبت به غربی‌ها کاملا نگاه آسمانی داریم. بحث علّی معلولی نیست. ولی شما می‌بینید در فیلم ایلای اینطور نیست. در واقع مرز میان شهود و تجربه را در این مسیر تجربه می‌کنیم.

زمینی یا آسمانی‌بودن منجی؛مسئله این است!

به گزارش خبرنگار سرویس هنر و رسانه پایگاه صهیون پژوهی تیه، چندی قبل همزمان با میلاد حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، پژوهشکده مسجد مقدس جمکران با همکاری مدرسه اسلامی هنر و دانشگاه امام صادق (علیه السلام)، برنامه ای را با عنوان «سالانه فیلم منجی» در قم برگزار کردند که جمعی از علاقه مندان و محققان و منتقدان حوزه و دانشگاه، پیرامون تحلیل وبررسی مولفه های فیلم ها و انیمیشن های آخرالزمانی مطرح در ایران و جهان جلساتی را برگزار کردند. یکی از برنامه های این سالانه مهدوی، بررسی و نقد فیلم های آخرالزمانی سینمای غرب بود که ذیلاً بخش اول گزارش اختصاصی تیه از جلسه نقد فیلم «کتاب ایلای» با حضور دکتر سید رضی موسوی گیلانی از فارغ التحصیلان فلسفه هنر و محقق آخرالزمان و با حضور حجه الاسلام علی قهرمانی، پژوهشگر و منتقد سینمای آخرالزمانی، به عنوان کارشناس مجری، تقدیم حضورتان گردید. در این بخش گزارش، قسمت دوم سخنان دکتر موسوی گیلانی را از نظر می گذرانیم. (برای دیدن بخش اول این سخنرانی کلیک کنید.)

سالانه فیلم منجی- نشست سینمای منجی گرا- سایت تیه

سوال حضار: کتاب ایلای را اگر نشانه شناسی بیشتری کنیم، منظور از این کتاب در فیلم چیست؟ بحث متن است؟ سیطره علم در عالم است؟

دکترموسوی گیلانی: ببینید متن مقدس است، خود انجیل است.

حجه الاسلام قهرمانی: انجیل یک قرائت خاصّ آخرالزمانی پیوریتان‌ها هست که پیوریتان‌ها علاوه براینکه برای آپوکالیپس و پست آپوکالیپس پیشگویی و برنامه دارند. در واقع یک قرائت خاص آخرالزمانی از انجیل هست که بیشتر زمینه سازی ظهور منجی که مسیحا هست را دارد.

 

سوال حضار: بحث پسا مدرن، بحث سیطره علم و بدویت است که بر عالم می‌خواهد سیطره پیدا کند.

حجه الاسلام قهرمانی: چون بحث دینی است بیشتر بر روی نشانه شناسی آن بحث کردیم

دکتر موسوی گیلانی: می‌گویم ای‌کاش این فیلم را می‌آوردیم، حالا شاید با این صحبت‌ها برای‌تان بهتر باشد؛ یک صحنه‌ای هست در آخر فیلم، وقتی این‌ها می‌گویند ما می‌خواهیم کتاب را ببریم غرب، این غرب می‌تواند خود غرب جغرافیایی باشد، چون درواقع کاملا آمریکایی است، وقتی این کتاب را می‌برند، همه جا به خاک و خون کشیده شده است، دیگر این کتاب را می‌برند و نشان چاپخانه می‌دهند، این کتاب به تعداد زیادی چاپ می‌شود، آن کسی که در چاپخانه هست، دیالوگی دارد با این واشنگتون، آن ایلای و دختر سورآ.

در این دیالوگ چه می‌گویند، آن کسی که مسئول چاپخانه است و کتابها را چاپ می‌کند اشاره دارد، یک نکته‌ای را می‌خواهم بگویم، یک مدلی را میخواهم بگویم که جدیداً به یکی دو نفر از عزیزان خودمان در همین مجموعه داده‌ام و مقاله نوشته‌اند که اشاره خواهم کرد. آن کتابدار یا انتشاراتی می‌گوید که ما می‌خواهیم این کتاب مقدس را چاپ کنیم، تمام تم داستان چه بود؟ این کتاب را اینها در تم برسانند و مشکلات بشر را دوباره خودش می‌گوید، می‌خواهیم دوباره جهان را بسازیم، بعد می‌گویند آری ما در اینجا بریتانیکا -این تعبیر را دقت کنید- این را دو سه بار ببینید، اگر این فیلم را دارید.

در آخر آن انتشاراتی به آن دو نفر چه می‌گوید؟ می‌گوید آری ما می‌خواهیم دنیا را دوباره بسازیم، ما در اینجا به اصطلاح بریتانیکا داریم، موسیقی واگنر داریم، بعد یک تعبیر دیگر هم به کار می‌برد و کتاب مقدس، یعنی چندتا لفظی را که من نوشته بودم، چند کتاب را نام می‌برد. کاملاً آثار محصول بشریت است. اصلاً جنبه دینی ندارد.

 

نقد فیلم کتاب ایلای- سایت تیه

سوال حضار: در ساخت‌های اجتماعی؟

 دکتر موسوی گیلانی: بله کاملاً زمینی است. حالا می‌خواهم عرض کنم در فضای ذهنی آمریکایی با فضایی که ما در بحث آخرالزمان توجه داریم، یک مقدار متفاوت است. این چندتا چیز را عمداً نوشتم، یکی که می‌گوید بریتانیکا.

تاآخر فیلم انتظار این داستان چه بود؟ روایت این بود که این دو نفر، آن فرد نقش قدّیس را دارد و می‌خواهد کتاب مقدّس را ببرد و با کتاب مقدّس جهان را بسازد. ولی در آخر فیلم و بعد می‌آیند، دوباره نوشته می‌شود، بازخوانی می‌شود، چون این کتاب را از دست داده بود، از حفظ می‌گویید و در آن مکانی که حالا به نظر می‌رسد کلیسا است، این نقش یک روحانی را پیدا می‌کند. یک مگ را پیدا می‌کند. کتاب می‌گوید، می‌نویسد و بعدش هم این فرد می‌میرد. دیالوگ آخر به اینکه ببینید انسان آمریکایی، ذهنیتی که برای بازسازی جهان دارد فقط کتاب مقدس نیست، واگنر است، بریتانیکا است.

دقت می‌کنید، شما در آنجا می‌بینید آن تصویری که ما از منجی داریم چیست. ما یک تصویری از منجی داریم که منجی یک شخصیت آسمانی است، از آسمان می‌آید و می‌خواهد همه چیز را حل کند، نگاه ما تا حدّی آسمانی‌تر است. ما شرقی‌ها نسبت به غربی‌ها کاملا نگاه آسمانی داریم. بحث علّی معلولی نیست. ولی شما می‌بینید در فیلم اینطور نیست. یک تحقیقی را به بعضی عزیزان داده‌ایم در بحث آخرالزمان، عنوان منجی سکولار در دهه‌ی گذشته منجی می‌بینید، من الآن این را در یک جایی داده‌ام وقتش نیست تا خدمتتان عرض کنم. بحث منجی گرایی در  دو سه دهه‌ گذشته پنج مرحله را پشت سر می‌گذارد.

دهه‌ی اول منجی کاملاً آسمانی است. فیلم‌هایی که ساخته می‌شود کاملا به نظر می‌رسد که قدیس می‌خواهد از آسمان بیاید، ولی شما در سالهای اخیر می‌بینید منجی از آسمان نمی‌خواهد بیاید. شما در پایان امر هم همین را می‌بینید. منجی از زمین می‌خواهد بیاید. حالا یا ثروت است، یا تکنولوژی، یا قدرت سیاسی، به هر حال قدرت است. در این فیلم هم همین طور است. شما صحنه‌ آخر می‌بینید آقای ایلای اشرار با آن شمشیری که اشرار را می‌کشد، بعد به این دختر می‌دهد و مثل فیلم‌های اسپیلبرگ آخرین صحنه می‌گوید کجا می‌خواهی بروی؟ می‌گوید من می‌خواهم بروم home و افق را نشان می‌دهد. کاملاً همان متنی را که شما در فیلم‌های اسپیلبرگ می‌بینید و از آن گاهی تعبیر یهودی می‌شود.

 

سینمای منجی / تیه / دشمن شناسی / یهود پژوهی

 

شما تا اینجا می‌بینید شمشیر، قدرت، ثروت، واگنر، بریتانیکا. این‌ها هم منجی هستند. یعنی شما در ادبیات و هندسه ذهنی غربی‌ها فکر نکنید که مثلاً آن چیزی را که ما در حوزه‌ امام زمان می‌گوییم، آنها هم همین را می‌گویند. من از بسیاری می‌گویم. من جلسات زیادی با مسیحیان چه کاتولیک، ارتدکس داشتم، وقتی از این‌ها می‌پرسی آقا بازگشت مسیح، شما معتقد به مسیانیزه و بازگشت مسیح هستید. ما در سنّت اسلامی برای عالم بعد از ظهور حضرت ولیّ عصر «عجّل اللّه تعالی فرجه الشریف» ویژگی‌های زیادی داریم. حضرت می‌آیند، چه می‌کند، عقول، جامعه و وضعیت زنان چطور می‌شود.

ولی از مسیحیان می‌پرسید. هیچ گونه تصویری ندارند. یعنی در واقع بحث بازگشت مسیح فقط برایشان سمبل و نمادی از خود مسیح است، در دنیای سکولار اصلاً به مخیّله‌اش نمی‌آید که همه چیز را باید کوشش بشری کنیم، اصلاً نمی‌تواند بپذیرد و وضعیّتش بهبود پیدا کند. بدون این کوشش چی‌ باشد؟ بشری باشد. ولی بریتانیکا بیاور، باید همان چیزی را که بشر خودش بدست آورد، اگر قرار است کسی وضع ما را تغییر دهد این‌ها هست. عرض کردم شما در این دهه گذشته، ده‌ها فیلم ساخته شد، مفهوم منجی و سیویر به عنوان یک جنبه‌ اسطوره شناسی هست، ولی این شخصیت کاملا زمینی است.

عرض کردم آن فیلم END OF DAYS را ببینید، دارد از یک پلیسی حرف می‌زند که اصلاً ملحد است. آتئیست است. اوّل فیلم نشان می‌دهد که او اصلاً به خدا تردید دارد، تا آخر فیلم همین فردی که آتئیست و ملحد است به یک سلوکی می‌رسد و تا آخر فیلم مثل مسیح که مسیحیان معتقدند مسیح کشته شد. مرگ فدیه وار داشت تا جامعه را نجات دهد. همین شخصیت آرنولدی دارد بازی می‌کند. آخر چه می‌شود؟ منجی. به همین جهت عرض کردم یک اشتباهی را ما در بعضی از نقادان خیلی رک می‌خواهم بگویم از فیلم‌های آمریکایی تفسیر‌های عرفانی می‌کنند.

تفسیر عرفانی دیگر چسیت؟ شما یک مفهوم طبقه بندی در ذهن خودت هست، از امام زمان بعدش هم آخرالزمان را برای تو چه ترجمه می‌کنند؟ الآن در کتاب‌هایی که ترجمه می‌کنند، شما در دایره المعارف‌ها نگاه کنید مهدویت را چه می‌گویند؟ یعنی تعابیری که خودشان دارند می‌گویند. طرف دیدم ترجمه کرده مسیح اسامی. الفاظی که آنها دارند فکر نکنید، خیلی قابل توجه است که ببینیم در کدام بستر استفاده می‌شود. یک زمان‌هایی یادم هست لفظ بنیادگرایی، فاندامنتالیسم که برای بعضی از مسیحیان پروتستان استفاده می‌شد، بعضی‌ها در داخل استفاده می‌کردند فکر می‌کردند لفظ خوبی است. توجه داشته باشید لفظ کجا استفاده می‌شود. تفسیری را که سینمای هالیوودی نسبت به منجی دارد. فکر نکنید طابق النعل بالنعل به قول طلبه‌ها همان چیزی است که ما در بحث مهدویت داریم. ما حصل بحث در این فیلم هم این چنین است.

در عین حال که از ادبیات انجیلی استفاده شد و این فرد سیاه پوست نقش منجی را دارد. می‌خواهد جامعه را دوباره بازسازی کند. ولی در بخش پایانی این به تو گوشزد می‌شود، به مخاطب که آقا شما در ساختن عالم که شما در ساختن عالم فقط به این کتاب نیاز نداری، چون اگر ما می‌خواستیم در روژن اسلامی بسازیم، فقط قرآن را نشان می‌دادیم و می‌گفتیم این قرآن می‌خواهد تو را چه کند، نجات بدهد. ولی آنجا می‌بینید به آنچه را که وقتی می‌گوییم بریتانیکا، می‌دانید دیگر یکی از جدّی‌ترین دایرةالمعارف‌هایی است که در غرب هست. گوشزد می‌کند که در کنار این انجیل که این آقای ایلای محافظت شد، از او باید این را کنار بگذارد، کتاب‌هایی را که محصول تجربه بشری هست یا سکولار است. آن تعابیری که عرض کردم و به بعضی از دوستان دادم، در پنج سال گذشته شاید بالای چهل، پنجاه عدد کتاب نوشته شد که این کتاب‌ها تحلیلی را که از منجی دارند کاملا سکولار می‌شود.

به این نکته می‌خواستم شما را برسانم و شدیداً هم مخالفم، خیلی هم جدّی بگویم، شاید این یک مقدار ساختارشکنی باشد، فکر نکنید هر فیلمی آخرالزمانی است، این خوشایندتان باشد، بگویید آقا من متوجه معنویت شدم. یک زمانی آقای ساشا دینا که کرسی آزاد اندیشی در آمریکا دارند، از او پرسیدم در جایی کنفرانس بود، به او گفتم که آقای ساشا دینا در آمریکا این بازگشت، بازگشت به سمت دین است؟ مذهب به معنای ریلیجن هست یا معنویت خواهی‌است؟ گفت معنویت خواهی ‌است. بله آمریکا یک کشور مذهبی است، کاتولیک است، به قول یکی از منابع آماری، نودوپنج درصد مردم یک مذهب یا پکیج دینی را قبول دارند. ولی نه ازجنس شماها، از نوع کاملاً پسامدرن، یعنی امروزه در غرب اخلاق داریم، اخلاق پسا مدرن، اخلاق فرا دینی، اخلاق سکولار.

یعنی شما می‌روید پیش پزشک و به پزشک می‌گویید که من گاهی دلهره دارم. می‌گوید چه کار میکنید؟ می‌گویید صبح می‌روم کارخانه، بعد از ظهر می‌روم دیسکو، شب می‌روم الواطی. می‌گوید خب یکشنبه‌ها هم برو عشای ربّانی بخوان. در دنیای پسامدرن می‌تواند الواطی، دیسکو رفتن، خیلی کارها را با عشای ربّانی می‌تواند جمع بشود.

حجه الاسلام قهرمانی: نکته رسانه‌ای آقای دکتر، در فیلم مکس دیوانه، مکس دید که دارند فرار می‌کنند، یکی از آن خانم‌های جوی دیوانه دعا می‌خواند. می‌گوید داری چه کار می‌کنی؟ زن می‌گوید دارم دعا می‌کنم، می‌گوید برای کی؟ برای هرکسی که بشنود. می‌گوید کسی نیست، پاسخ می‌دهد به من آرامش می‌دهد. نکته مهمی که در بحث معنویت خواهی در غرب وجود دارد، بحث‌ آرامش یعنی از مبنایی‌ترین نکاتش که بحث فرمودید بازگشت به آن نیازهای بشری است، باز یعنی بازگشت به دین نیست، یعنی بازگشت به آن نیازهای آرامش، صلح و...

اصلاً سردمدار معنویت در غرب اگر با آقای دالایی لاما آشنا باشند. باز در این زمینه حقیر کتابی‌ نوشته‌‌ام، معنویت با طعم هالیوود؛ شماره‌ی یک آن بررسی کامل جریان لامائیسم است، مخصوصاً بعد از ورودش به خاک آمریکا و بعد از این‌که با آمریکا ارتباط گرفت و الآن در یکی از دانشگاههای معتبر آمریکا کرسی ثابت تدریس سبک زندگی دارد. در حالی که می‌دانید در آمریکا سبک زندگی به مثابه‌ی دین است. هرکسی حق ندارد در مورد سبک زندگی در آنجا حرف بزند. سبک زندگی یک کلام بسته‌ای است که غرب بعد از موج معنویت خواهی، بعد از آن دین نوین و جنبش عصر جدید بدان رسید و الآن هم یک پکیج بسته‌ای هست که هرکسی حق ندارد در آن مورد حرف بزند.

امّا به این آقا اوّلاً کرسی ثابت تدریس داده شد، بعد همایشها و سمینارهای بزرگ در این زمینه داده می‌شود و نکته‌ای که وجود دارد این است، باز هم این تعبیر غلط است و بعد از معنویت خواهی می‌شود آن بازگشت به دین است. یعنی فرد غربی، یا فرد شرقی دارد به دین بازگشت می‌کند، بازگشت به دین نیست، بازگشت به یک‌سری آموزه‌های زمینی به اسم معنویت است. حالا بودیسم، کونفوسیوس، شرق و غیره، ادیان شرقی. از این طرف هم بعضی از مکاتب غربی از کابالیسم، جادوگری و غیره، اینها گرفتند. همه این‌ها یک ملقمه‌ای می‌شود که به اسم معنویت امروز به خورد بشر می‌رود.

حتّی شرقی اش هم داده می‌شود. نمونه‌اش می‌توانند عزیزان سمینارهایی را که در تهران و کرج گرفته می‌شود. استادهایی که از تبت می‌آورند فقط برای اینکه چه کار کنند؟ یک آرامشی به افراد بدهند. یا از اینجا می‌برند در یکی دوسه تا از این کشور های شرقی، کنار ساحل دریا، یک هفته در یک حصیر با یک استاد معنوی از تبت زندگی کن، یا استاد معنوی از فلان کشور بودایی، اگر پیدا نمی‌کنید من دانه دانه تبلیغ هایش را به شما بدهم، یک هفته برویدمسافرت کنید، چه خوشی به شما می‌گذرد و چه حالی می‌کنید. یک نکته در بحث معنویت‌خواهی، بعضی وقت‌ها فضای ذهنی شما و من این است که برداشت بین الاذهانی با شنونده‌ی‌مان ایجاد شود.

اسمیچوکیلی که در ذهن‌ من هست در ذهن او هم هست. نکته‌ دوم عزیزان ببینید اگر یک فرد غربی مخصوصاً فرد مومن و مسیحی، در مسائل دینی خودش خیلی از آخرالزمان نگاه مشخّص و معیّنی ندارد. حتّی گاهی هم گریزان از گذاره‌های دینی نسبت آخرالزمان به خاطر این است که گذاره‌های دینی اش معمولاً با دوسه تا کتاب خاص است، پیشگویی نسبت به آینده، اصلاً همان هم تاریک است. شما خیلی کم گذاره‌های مثبت پیدا می‌کنید، لذا افراد در بحث نگرش به آخرالزمان گرچه از این گذاره‌ها هم استفاده می‌کنند و باور بسیاری از مسیحی‌ها مخصوصاً در اروپا تاریک‌تر است تا آمریکا چون نگاه‌های گرایش‌ فرقه‌ای هم هست.

این فرقه‌ای ها یک مقدار پسارستاخیز را مثبت‌تر نگاه می‌کنند. نمونه‌اش همین مدمکس، نگاه همان ویرانی هست، آن  home نابود شده، از آنhome  که رد می‌شوند یک ویرانه است. جایی است که تبدیل شده به لجن‌زار ولی می‌گوید عیب ندارد، بازگشت به همان ابتدای مدرنیته است. به همان جایی که از همان جا خراب شده، آن‌جایی که جوی جاودان ساخته بود. نماد قدرت و ثروت منابع تکنولوژی که در واقع از ابتدا بود. گرایش‌های فرقه‌ای در بحث‌های دینیشان یک مقدار مثبت نگر هستند. لذا شما آخرالزمان مثبت پیدا نمی‌کنید، نگرش دینی درونش کاملاً داشته باشد، اگر هم باشد، گذاره‌هایی از نگرش دینی است. معمولاً گذاره‌های دینی در مسائل آخرالزمانی مخصوصاً با نگاه مسیحی کاملاً تیره وتاریک است.

سوال حضار: پس باتوجه به این‌که فضای پست مدرن دنبال تسلط و سیطره‌ علمی است و این کار به خاطر وجود اضطراب، معناگرایی و معنایابی از کتاب در او هست، این نگاه ابزاری می‌کند، بعد ما این تحلیل را در مورد این کتاب می‌توانیم داشته باشیم که بگوییم اینها دارند از آن منجی فردی، خارج می‌شوند درست است؟ به یک جریان علمی تبدیلش می‌کنند. یعنی یک کتاب دارد، آن فرضیاتی که حالا با ظهور شخصی مثل حضرت مهدی«عجّل الله تعالی فرجه الشریف» یا با ظهور مسیح قبلاً مطرح کردیم، از این فردیت خارج می‌کند و تبدیل به یک جریان و سیطره‌ی علمی‌اش می‌کند. ما می‌توانیم این تحقیق را از بولد شدن بحث کتاب در این فیلم داشته باشیم، چون به نظر من خیلی مهم است، در برخی از این فیلم‌هایی که تا به حال می‌دیدیم، یعنی فضای مدرن را نشان می‌داد، یک تسلط علمی برای فضای پست مدرن، درباره‌معجونی از این توضیح بفرماید.

دکترموسوی گیلانی: ببینید در دوران پسامدرن، انسان پسامدرن که شخصیت کلاژ وار و چهل تکه دارد. تلقی که ما از مذهب داریم. آنها ندارند. دوست عزیزمان آقای قهرمانی هم اشاره کردند. تلقّی ما از مذهب با تلقّی خیلی از غربی‌ها بعد از دوران مدرن فرق می‌کند. چطور؟ جالب است، ما الآن افرادی داریم، مثلاً بودا و ادیان هندی که شدیداً در غرب مورد توجه است. جلسات احضار ارواح، مدیتیشن، سایفکنوتیسم. امثال این‌ها زیاد است. چرا به ادیان هندی توجه دارند، خصوصا به شخصیتی مثل بودا. الآن مثل کریدس هستند، کتابی دارد به نام بودا، بودا را بیش از این که پیامبر بداند یک سایکولوژیست و روانشناس می‌داند. چون درآن شریعت نیست، آداب نیست و انسان دوران مدرن یکی از کارکترهایش تعبّدگریزی است.

نمی‌خواهد کسی برای او چهار چوب بگذارد. صبح این‌طور نماز بخوان، چه بخور، چه نخور، کجا برو، کجا نرو. انسان پسامدرن اصلاً از دوران مدرن به بعد، یک ویژگی مشترک دنیای مدرن و پسامدرن تعبّد گریزی است، ادیانی که شریعت دارند. مثل ادیان ابراهیمی، خصوصاً اول یهودیت، می‌دانید که یهودیت شریعتش خیلی سنگین است. بعد اسلام میانه است. مسیحیت هم که اصلاً ندارد. مسیحیت چون درغرب تا حدّی به پستو فرستاده شد، بازگشت به ادیان هندی در واقع پاسخی است به آن نیازهای فطری بشر به سمت معنویت. بد نیست این تجربه را بگویم. کنگره‌‌ی ادیان در استرالیا بود، سمینار برای بهایی‌ها بود. آقایی که خودش استرالیایی بود. آخر من یک کامنتی برای او مطرح کردم، بعد با هم گفت وگو کردیم. گفتم شما بهایی‌هستید؟ گفت آری من بهایی هستم. گفتم چطور بهایی‌شدید؟ گفت من دو سه سال است بهایی شدم. گفتم قبلا جه مذهبی داشتید؟ گفت من قبلا کاتولیک بودم و بعد بهایی شدم. من یک مقدار خنده‌ام گرفت، گفتم شما یک شریعت و دین دو هزار ساله را گذاشتی و یک مذهب صدو پنجاه ساله که ایرانی‌ها هیچ وقت نسبت به این مذهب میانه خوبی نداشتند -اصلاً معتقدیم حسینعلی بهاء روان پریش بود- یک خورده خنده کرد، گفت آری من چون خانومم بهایی است. خوب دقت کنید. می‌خواهم یک نکته‌ای را بگویم خیلی قابل توجه است. ما در ایران متوجه نمی‌شویم.

یک مقدار مذهب در کشورهای غربی به معنای تلّقی ما از مذهب نیست. شما فشار خون دارید، پیش کسی می‌روید، می‌گوید چه کار کنم؟ می‌گویی ورزش کن. بعد می‌‌توانی بروی تکواندو، می‌توانی بروی پینگ پنگ، می‌توانی بروی آیروبیک، شش‌ماه این ورزش را می‌روی، شش‌ماه آن ورزش را می‌روی. برای تو مهم نیست ورزش موضوعیت هم ندارد، آن چیزی که برای تو مهم است چیست؟ می‌خواهی سلامتی جسمانی، من دیدم مذهب در دوران پسا مدرن، این را یادتان باشد، مذهب در دوران پسامدرن زاییده‌ فرهنگ است. یعنی برای آن منشاء آسمانی به معنایی که ما معتقد هستیم، نیستند. این نکته‌ مهمی است. یعنی تلقّی آنها از مذهب خیلی کاهش داده شد، تقلیل داده شد. به این که یک پکیجی هست، می‌توانی از آن استفاده کنی، تو را به سمت اخلاق ببرد، دلهره‌ات را کاهش می‌دهد، می‌توانی با آن التیام بگیری. مذهب در دوران پسامدرن محصول فرهنگ است. یعنی اصلاً برای آن منشاء آسمانی قائل نیستند. به همین جهت می‌توانیم با بودا هم چه بشود؟ سازگار شود. اگر شما این مبنا را داشته باشید به این که آقا مذهب زاییده فرهنگ است. حالا آن لفظی را که در ذهنم بود یادم رفت که به شما بگویم درآخرین دیالوگ، می‌گوید واگنر گوش می‌دهیم، واگنر را داریم چاپ می‌کنیم، انجیل را، یکی می‌گوید شکسپیر، یعنی برای یک انسان پسامدرن هم شکسپیر، یک متن فاخر است و هم انجیل. و این درست که فیلم می‌گوید و تا آخر می‌خواهد بگوید، این انجیل است که می‌تواند به مشکلات ما پاسخ دهد. ولی انجیل را می‌گذارد کنار چه؟

حالا بیاییم این فیلم را تبدیل کنیم، مثلا ما این فیلم را می‌ساختیم یک کارگردان ایرانی بود. می‌گفت آقا ما قرآن می‌‌خواهیم، هم می‌خواهیم از قرآن استفاده کنیم، هم مثلاً از حافظ استفاده کنیم، یک مقدار مراعات می‌کنیم، میگوییم که حافظ نمی‌شود عرض چه آورد؟ قرآ آورد. بله به عنوان یک کتاب فاخر قبول داریم، ولی اگر یک روایتی، در یک داستان بیاید و مثل این داستان فیلم بگوید که آقا این قرآن می‌تواند همه‌ مشکلات ما را حل کند، بعد هیچ وقت نمی‌آییم قرآن را در کنار حافظ بگذاریم، در کنار اشارات، در کنار دیگر کتابها قرار دهیم. می‌خواهم عرض کنم آن مبنایی را که شما در این  فیلم می‌بینید محصول آن کانتکست و بافتی است که در آمریکا وجود دارد، در فیلم این فرد، این شخصیت، این آقای ایلای، شخصیت مسیح وار مایه‌ نجات است.

ولی آن تلقی که ما از امام مهدی«عجّل الله تعالی فرجه‌الشریف» داریم، قابل تطبیق نیست. ما یک مجله داریم به زبان انگلیسی در حوزه‌ی مهدویت به نام «برات فیوچر» در قم چاپ می‌شود. من سردبیر این مجلّه هستم. مقالات این مجلّه را بعضی از مترجمین ایران می‌دادند، مترجمین زبر دست دانشگاه تهران، جاهای دیگر من یک زمانی بعضی از مخاطبان‌مان در کشورها‌ی انگلیسی زبان پرسیدم نظرتان درباره این مجلّه چیست؟ گفت اصلاً ما مبانی شما را نمی‌فهمیم، خیلی نکته‌ مهمی است. به همین جهت می‌گویم یک خورده مخالف هستم. ما چون آن انسان شناسی را نمی‌شناسیم، بعد از فیلم‌های هالیوودی بعضی‌ها می‌آیند تعبیر عرفانی می‌کنند.

من دیدم اصلاً مفاهیم ما را نمی‌فهمد، دیدم ما خیلی مفاهیم ما، اصطلاحات ما یک بار معنایی دارد، این مخاطب یک تحصیل کرده هم هست. وقتی فیدبک مقالات را گرفتیم دیدم بسیاری از اصطلاحات ما را نمی‌فهمند. یک تحصیل کرده‌ای است که با این حوزه و ادبیات ما هم آشناست. می‌خواهم این را بگویم به عنوان یک نکته مهم در این فیلم وقتی می‌خواهید یک اثر آمریکایی را تحلیل کنید نباید ذوق زده بشوید و بگویید دارم یک نوع ادبیات مهدوی منجی‌گرایانه چی‌ می‌گیرد؟

درعین حال همین قدرش هم خوب است، اخلاق فرا دینی یا معنوبت خواهی امروز، ما یک کتاب‌هایی جزء پرتیراژترین کتابهایی در ایران و در غرب است، کتابهای کی؟ مثلاً تریان تریسی مثلاً من نمی‌دانم، کریشنا مورتی، سایبابا، بعضی از این شخصیت‌ها که حتّی دینی هستند ممکن است شما این‌ها را هم‌وزن شخصیت‌های ادیان ابراهیمی ندانید، ولی در خود غرب بازگشت به این مفاهیم خودش بازهم یک چیز ایده‌آلی است.

 

منجی / موسوی گیلاین / تیه / دشمن شناسی / صهیون پژوهی

 

درست است اخلاق آنها اخلاق دینی نیست، اخلاق فرا دینی است، نزدیک شدن به مباحث روانشناسی است. نزدیک شدن به مباحث ادراکات فراحسّی است. ما یک عدّه‌ای داریم، علاقه دارد اصلاً احضار ارواح کند. دوست دارد در جلسات مدیتیشن باشد. حالا ممکن است شما بگویید این جلسات هم مثل جلسات معنوی ماست، نه ممکن است کنجکاوی باشد یا چیزهای دیگر. یک مقدار بدتان نیاید خیلی رک دارم می‌گویم. یک مقدار اصطلاحات و مفاهیم ما فاصله دارد با مفاهیمی که آن‌ها به کار‌ می‌برند.

 

سوال حضار: ببخشید یعنی شما می‌فرمایید آخر فیلم، این کتاب در کنار ساخته‌های بشر، کتاب‌های بشر قرار می‌گیرد؟ این کتاب را واقعاً تا آنجا که ما دیدیدم خیلی موضوعیت داشت. چون این آدم مدام به همراه داشت.

دکتر موسوی گیلانی: انجیل است دیگر، نسخه‌ای از انجیل کینگ جیمز است.

 

سوال حضار: این کتاب را نماد در این فیلم الآن اختصاصاً نماد یک معنویت است. روی همین می‌بینید، اینها به آن علاقه دارند. نه هیچ مذهبی.

دکتر موسوی گیلانی: نه میزان اعتقادشان است. ببینید الآن وقتی می‌گویم حضرت ولی‌‌عصر «عجّل الله تعالی فرجه الشریف» در بک‌گراند این لفظ برای من خیلی معنا دارد. ولی می‌خواهم بگویم یک کسی در غرب وقتی می‌گوید بازگشت مسیح، آن تلقّی اش از بازگشت مسیح مثل مفهوم ذهنی من نیست، حتّی کتاب مقدّس. من الآن وقتی می‌گویم قرآن، ما معتقدیم قرآن چه در متن زبان‌اش، چه محتوایش یک متن آسمانی است. شما می‌آیید از آقای لنسکی که یک متکلّم مسیحی است. می‌روید نظر شما درباره انجیل چیست؟

می‌گوید ما سالهاست از انجیل «این تعبیر خودش است» ما سالهاست از انجیل اسطوره زدایی کرده‌ایم. انجیل الهاماتی است که بر پولس، مرقس و امثال اینها شد، حتّی اگر امروز تعارضاتی در انجیل ببینید اصلاً شکّه نمی‌شوند. می‌گویند اینها الهاماتی است که بر پولس و بر اشعیا شد، اینها استنباط خودشان را نوشتند، می‌توانند اشتباه کنند. در عین حال که تم این فیلم این نکته است که این کتاب باعث نجات است، ولی خواستم بگویم این تلقّی است که شما از قرآن دارید، آن تلقّی را نویسنده و کارگردان فیلم از انجیل ندارد، نشانه‌شناسی‌اش را کجا گفتم هست. در آخرین دیالوگ، می‌گوید آری ما می‌خواهیم جهان را دوباره ‌بسازیم. این خیلی تعبیر جالب است.

می‌گوید ما در این کتابخانه، این انتشارات، شکسپیر را دوباره احیا کردیم، همه‌جا به خاک وخون کشیده شد دیگر! شکسپیر را دوباره تجدید چاپ کردیم، بریتانیکا، مودزا، نمیانم واگنر، انجیل کم بود و بعد انجیل چاپ می‌شود، آخرین صحنه هم که تمام می‌شود، انجیل در قفسه گذاشته می‌شود.

حجه الاسلام قهرمانی: آقای دکتر من تکمیل کنم همین نشانه شناسی را، ببخشید. می‌بینید این کتاب را زمانی که در قفسه می‌گذارد، آن خانوم سورا که ادامه راه ایلای را می دهد، دیگر انجیل همراهش نیست. رسالت تمام شده و قرار بود این کتاب بیاید در کنار کتابهای دیگر به عنوان یک منبعی که می‌تواند به ساخت دنیای بعد از آن ویرانی کمک کند، آن دنیا، حالا نمی دانم اسمش را چه بگویم، بعد ازآن ویرانی‌ها و بعد از آن پست اپوکالیپس قرار است دنیا آباد شود که اینجا هم باز همان چیز هست؟ مولّفه‌ای که برای آماده شدن مسیح است. یعنی از آن ویرانی‌ها اتفاقاتی قرار است بیافتد، تمدنی شکل بگیرد ولی این تمدن باید یک‌سری اتفاقاتی بیافتد تا آماده مسیح شود.

یکی از آن کارها این کتاب است. در نشانه‌شناسی این را نمی‌گوید که این خانم دیگر با خوش همراه دارد. با این فردی که دارد ادامه راه او را می‌دهد و این نبوت و آن وحی و الهامات را دارد با خودش همراه می‌برد. این کتاب هم همراهش هست. یعنی وظیفه‌ این ها این بود که این‌ دو به عنوان یک گذاره در کنار گذاره‌های دیگر، یک کتاب در کنار کتابهای دیگر در دسترس بشر قرار بدهند.

 

سوال حضار: یعنی یک خلاء بوده است دیگر، این خلاء معنویت است.

حجه الاسلام قهرمانی: بله آن هم یک نوع برداشت خاص که بیشتر آن مورمون‌ها این کتاب را بیشتر قبول دارند و نگرش آخرالزمانیشان، نسبت به مفاهیم پایان دوران تقریبا آن چیزی است که در این فیلم ایلای بیان شده است.

 

سوال حضار: یک جایی که ایلای کتاب را از دست می‌دهد، خودش دارد به سورآ می‌گوید موقعی که من کتاب را ازدست دادم تازه فهمیدم که تا حالا من این را می‌خواندم، فقط به گذاره‌هایش توجهی نمی‌کردم، الآن دیگر کتاب را از دست داده ام، حالا موقعی است که باید به گذاره‌ها توجه کند، شاید هم عمل کند، جایی هم موقعی که آن کارادینی کتاب را وقتی که می‌گیرد قفلش را باز می‌کند، می‌بینیم که کتاب به زبان بریل نوشته شده است. یعنی او نمی‌تواند این کتاب را بخواند، یعنی واقعاً کتاب موضوعیت ندارد. کتاب بود و نبودش چندان تفاوتی ندارد، در اخلاق چندان تفاوتی در رفتار شخصیت ها ندارد. آن چیزی که می‌تواند در رفتار شخصیت ها اثر داشته باشد آن گذاره‌هایی است که می‌توانیم از آن کتاب برداشت کنیم، در صورتی که ما هیچ وقت در مورد قرآن یک همچنین بی‌حرمتی نمی‌کنیم. ما به صفحه صفحه قرآن احترام می‌گذاریم و برای ما خیلی عزیز هست. درادامه فرمایشات دکتر تفاوت ما با آنها این را هم می‌توانید مطرح بکنیم. ببخشید.

دکتر موسوی گیلانی: حالا من یک صحنه چون ندیده بودم یک کنتراستی در فیلم هست، این کتاب را آن فرد که کی هست؟ منشاء شرّ هم هست، کارنگی. این کتاب را وقتی ایشان به دست می‌آورد و آن سیاه پوست، ایلای در واقع کتاب را حفظ است. در آخرین صحنه یک کنتراستی هست، کاملا هم این دوتا پلان را به هم می‌چسباند. این کتاب را که وقتی کارنگی به دست می‌آورد، می‌بینید به خط بریل است. یعنی می‌بینید بی فایده است و آن فرد اصلاً حفظ است. یعنی گویی این را هضم کرده، قورتش داده وخودش یک القایی می‌خواهد بکند که می‌خواهد بگوید مضامین این کتاب است که اگر این فرد، ایلای به آن عمل کرد، به واسطه عمل به آن، یک نورانیت رسید و این کتاب خودش به عنوان یک کتاب جسمانی و مادّی هیچ خاصیّتی نمی‌تواند داشته باشد.

 


منبع : اختصاصی پایگاه جامع صهیون پژوهی تیه
کد خبرنگار : 14








chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد
منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.





اردو
تبلیغ کانال
ویژه نامه روز قدس
صوت
فیلم
کاریکاتور
اینفوگرافی
اخبار
پربازدیدترین
پیشنهادسردبیر
همایش ها
محصولات
اساتید