امروز : 30 آبان 1396::06:34
کد خبر : 1734
شنبه 05 تير 1395 - 03:59

بخش اول گزارش اختصاصی پایگاه تیه از سخنان دکتر سیدرضی موسوی گیلانی در همایش «سالانه فیلم منجی»

سینمای آخرالزمانی و فراآخرالزمانی، نگرشی بر فیلم کتاب ایلای

پایگاه صهیون پژوهی تیه: ادبیات آخرالزمان در غرب یا اپوکالیپتیک یا اسکاتولوژی با آنچه که در سرزمین‌های اسلامی یا ادبیات اسلامی داریم تا حدی متفاوت است؛ اگر بخواهیم دسته بندی کنیم، یک سری فیلم ها در غرب هستند که ساخته شده هالیوودی است، اینها به آخرالزمان یا قبل از نابودی جهان یا یک بحران جهانی اشاره می‌کنند. اصطلاحا می‌گویند فیلمهای اپوکالیپتیک یا آخرالزمانی، مثلا فیلم آرماگدون مایکل بی از این جنس است، فیلم ۲۰۱۲ امریک از این جنس است. دکتر سید رضی موسوی گیلانی، درباره نسبت شناسی سینمای آخرالزمانی می‌گوید.

سینمای آخرالزمانی و فراآخرالزمانی، نگرشی بر فیلم کتاب ایلای

به گزارش خبرنگار سرویس هنر و رسانه پایگاه صهیون پژوهی تیه، چندی قبل همزمان با میلاد حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، پژوهشکده مسجد مقدس جمکران با همکاری مدرسه اسلامی هنر و دانشگاه امام صادق (علیه السلام)، برنامه ای را با عنوان «سالانه فیلم منجی» در قم برگزار کردند که جمعی از علاقه مندان و محققان و منتقادن حوزه و دانشگاه، پیرامون تحلیل وبررسی مولفه های فیلم ها و انیمیشن های آخرالزمانی مطرح در ایران و جهان جلساتی را برگزار کردند. یکی از برنامه های این سالانه مهدوی، بررسی و نقد فیلم های آخرالزمانی سینمای غرب بود که ذیلاً بخش اول گزارش اختصاصی تیه از جلسه نقد فیلم «کتاب ایلای» با حضور دکتر سید رضی موسوی گیلانی از فارغ التحصیلان فلسفه هنر و محقق آخرالزمان و با حضور حجه الاسلام علی قهرمانی، پژوهشگر و منتقد سینمای آخرالزمانی، به عنوان کارشناس مجری، تقدیم حضورتان می گردد. در این بخش گزارش، سخنان دکتر موسوی گیلانی را از نظر می گذرانیم.

سالانه فیلم منجی- سینمای اخرالزمانی- نقد فیلم کتاب ایلای- سایت تیه

سینمای آخرالزمانی غرب، در خدمت ایجاد بحران جهانی

در حوزه فیلم‌های آخرالزمانی این نکته را بگویم -شاید خالی از لطف نباشد- این جنس فیلم ها ساخته شد، ده ها فیلم در یکی دو دهه گذشته ساخته شده و بیانی دارد از یک بحران بحران جهانی یک شهاب سنگ می‌خواهد زمین را نابود کند و یک بحرانی می‌خواهد بیاید. دکتر موسوی گیلانی: این هم مورد توجه است که عرض کنم فیلم های آخرالزمانی سابق با مفهوم مرگ را داشتیم، بحران را داشتیم که یک امر شخصی بود، یک امر خانوادگی بود. بعد از عصر IT یا دوره پسا مدرن ۱۹۷۰ به بعد جهان دارد با یکسری بحران های جهانی در واقع برایش مطرح می شود، به تعبیر دیگر از این جنس فیلم‌های آخرالزمانی همیشه دغدغه‌ یک مشکل و یا یک مسئله ای هست که کلّ جهان را درگیر می‌کند، این در ادبیات روابط بین الملل خودش بحث مستوفی دارد که چرا بعضی از کشورهایی که دارای هژمونی و سلطه هستند بدشان هم نمی‌آید که جهان را در یک تعلیق نگه دارند سخن می‌گویند از بحرانی که عالم را می‌خواهد درگیر کند، به هر حال یکسری فیلم ها را که هالیوود ساخت و زیاد هم می‌شود نام برد، اینها فیلم هایی هستند که از یک بحرانی در انتهای تاریخ یا در دوره نهایی به تعبیر خودشان تاریخ، کل جهان را با خودش درگیر می‌کند یک سری فیلم ها هم پست اپوکالیپتیک یا پساآخرالزمانی است.

مطالعات آینده پژوهانه و تمرکز بر آخرالزمان

یعنی بعد از اینکه یک بحرانی آمد، سالها بود که در این فیلم شما می‌بینید، یک بحرانی هست سالها آمد، نشانه هایش زیاد است؛ فیلم هایی مثل «جاده» آن هم دقیقا همین کارکترها درونش بود، این ها در واقع یک بحرانی آمد، داستان و روایتی دارد شکل میگیرد در واقع بعد از بحران است، یعنی برخلاف فیلم آرماگدون مایکل بیک است که با یک بحرانی مواجه است یا فیلمی که امریک می سازد و دارند از یک بحران در حال پیش آمدن صحبت می‌کنند و می‌خواهند جلویش را بگیرند. یکسری فیلم ها هستند که پسا آخرالزمانی است یعنی اتفاق افتاده است، از این دست فیلم‌ها هم وجود دارد. پس اگر بخواهیم دسته بندی کنیم یا آخرالزمانی و یا پساآخرالزمانی، ببینید در دهه‌های اخیر سخن از این بحران جهانی چه در حوزه علوم اجتماعی درباره آینده، امروزه مطالعاتی را داریم تحت عنوان آینده پژوهی، این مطالعات آینده پژوهی به دنبال این است که بیان بکند در دهه‌های بعد چه خواهد شد.

این خیلی دغدغه فیلسوفان اجتماعی است، هم دغدغه‌ی کسانی که در حوزه روابط بین الملل هستند که دهه‌ بعد چه خواهد شد، یک زمان در آموزش پرورش بود، زمانی که آن‌قدر سرعت علم بالا بود آنهایی که در حوزه آموزش و پرورش بودند به این فکر افتادند ما چه آموزش هایی را به دانش آموزان بدهیم که ۱۰ سال آینده بتوانیم این شغل است و بر اساس آن شغل تعلیم دهیم، کم‌کم آنقدر سرعت مشاغل زیاد شد امروز مثلاً می بینید این مغازه ای که کامپیوتر می‌فروشد دو روز دیگر مثلاً موبایل می‌فروشد، یک مدت بعد می‌بینید که تغییر کاربری می‌دهد. این تحول را امروزه یک فرد می‌تواند کاملا در ده، بیست سال مشاهده کند، در آموزش و پرورش آمدند گفتند آقا چطور آینده را نمی‌توانیم پیش بینی کنیم.

یک نوع پیشگویی است و نمی‌تواند دقیق و علمی باشد، در آموزش و پرورش به دنبال مسئله خلاقیت شدند، گفتند که ما به گونه ای دانش آموزان را پرورش دهیم و آنها را خلاق رشد دهیم که اگر ده سال بعد هر شغلی که شد آنها برای آن شغل مستعد باشند، بعد از این نکته در حوزه علوم اجتماعی، در حوزه روابط بین الملل این پرسش مطرح شد، خصوصا بعد از ۱۹۸۰ به بعد که فروپاشی کمونیست بود، یک معنوی خواهی بعد از دهه‌ هشتاد، مخالف ادیان که کمونیسم بود از هم پاشید و ما یک نوع بازگشت به سمت معنویت خواهی را می بینیم، اسپیری چوالیتی نه لزوما دین به معنای ادیان ابراهیمی.

 

سالانه فیلم منجی / منجی / تیه / دشمن شناسی / یهود پژوهی

 

خصوصاً در یک کشوری مثل آمریکا که یک سروگردن از اروپا بی تردید مذهبی‌تر است و بی‌تردید هیچ وقت سینمای اروپا به سینمای آمریکا نمی‌رسد، این جریان آینده پژوهی اینکه چه خواهد شد و چه مشکلاتی خواهد آمد، آخرالزمان کی هست، جزء دغدغه های حتّی اهالی سینما هم هست. بحث‌هایی را داریم که به آینده فکر می‌کنند، سابق آنقدر نبود، سینمای دهه ۵۰ ،۶۰ به این دغدغه نمی‌پرداخت که آقا ده سال بعد چه خواهد شد.

جیمز کامرون، شبکه های اجتماعی و آخرالزمان

شما می‌بینید که جیمز کامرون فیلم آواتار را می‌سازد و سال 2150 را پیش بینی می‌کنند، آدم هایی را که ژنتیکی هستند، نیمه بشر هستند و نیم غیر بشر، دهه‌های اخیر این‌که درباره آینده فیلم بسازند بسیار قابل توجه است، برخی از آنها مثلاً HER اصلا مضامین دینی ندارد، توصیه می‌کنم این فیلم را ببینید، برای این نسل خیلی قابل توجه است، سازنده این فیلم دارد مثلاً سال 2050 را پیش بینی می‌کند، آدم‌ها مثلاً الان سال ۲۰۱۵ یا 2014 است، اگر اشتباه نکنم و در سال 2050 اتفاقی خواهد افتاد، در این فیلم نشان می‌دهد.

 الان می بینید در آستانه شبکه‌های اجتماعی هستیم، جوان هایی را داریم که گاهی به دانشجوهایم می‌گویم روزی ۲۴ ساعت طرف موبایل دارد و در شبکه های اجتماعی است ولی مثلاً نصف آن را درس نمی‌خواند، در این فیلم نشان می‌دهد که در سال ۲۰۵۰ پروسسورهای کامپیوتر دینامیکی می‌شوند، الان یکی از بحث‌های جدّی بحث هوش مصنوعی است و کامپیوتر ها فعلاً صفر و یک و مکانیکی هستند،شما یک برنامه بدهید بر اساس برنامه عمل میکند. خودش مثل انسان دینامیکی نیست، من الان می‌توانم نسبت به شما ده‌تا رفتار انجام بدهم، چون رفتار ما ارادی و دینامیکی است. کامپیوترها فعلاً در بحث هوش مصنوعی نتوانستند به حدّی برسند و این فیلم بیان می کنند که مثل ۳۵ سال آینده کامپیوترهایی خواهد آمد که هوشمند هستند و بعد چون هوشمند هستند می‌توانند با خلاقیت خودشان به مثابه یک آدمی که روبروی شما می‌تواند کنشهای متفاوتی داشته باشند از خودش رفتارهای متفاوت نشان دهد و بعد جالب است روابط انسانی ما را در آن دنیا محاسبه می‌کنند، کارکتر فیلم دو تا زوج هستند که با هم طلاق گرفته اند، یعنی با هم ارتباط انسانی ندارند ولی معشوقه شان یک سیستم عامل کامپیوتر است، خیلی فیلم خوبی است توصیه می‌کنم نقدی است بر این دوران.

یا فیلم هایی که آرنوفسکی درست می‌کند، دوستان ببینید جزء سینماگرانی است که الان در غرب مطرح شد و این فیلم پریشانی دوگانگی شخصیت انسان مدرن را خوب توانسته ترسیم کند. یکی از آخرین کارهایش در ایران زودتر اکران می‌شود، فیلم هایی که غربی ها می‌سازند، یک بار فیلمی را اول در ایران دیدم، سال بعد سفری داشتم به فرانسه دیدم آنجا تازه در متروها تبلیغ بلکسوان را می‌کنند، خوبی ایران این است که فیلم‌ها زودتر پخش می‌شود، کارهای آرنوفسکی را ببینید؛ کارهایی که نقدی بر انسان دوران مدرن مثلاً یک انسان معاصر خیلی دلهره آینده را دارد، خیلی رنجور است که دهه های بعد چه خواهد شد، بسیاری از مشکلاتی را که سینماگران با قوه تخیل دارند میگویند، بیانی است از دهه های بعد و این در سینما یک امر کاملا معهودی است.

در مقوله آینده پژوهی، هنرمندان جلوترند یا فلیلسوفان؟!

یک ویژگی را که ما بارها به دوستان خودمان در حوزه هنر هستند عرض می‌کنیم، هنرمندان شاید صد سال حتی از فیلسوفان هم جلوتر هستند، اول رنسانس ادبی، هنری شد؛ بعد از صد سال تازه بیکن و دکارت آمدند. چرا؟ چون قوه خیال، صور خیال جلوتر است. شما می‌توانید یک چیز را تصور کنید، کوبریک می‌تواند ادیسه فضایی بسازد، حالا تازه فضا تسخیر شود، کامرون می‌تواند آواتار را بسازد و بعد از صد سال انسان های ژنتیکی یا آنالورژی یا شبیه سازی وارد یک دوران جدید شود، یکی از فیلم هایی را که در حوزه آینده است و تکیه دارد بر ادبیات کتاب های مقدس و این فیلم جزء این دسته بندی هست بحث‌هایی تحت عنوان این که دهه‌های بعد آیا با یک بحران جهانی مواجه خواهیم شد یا نخواهیم شد؟

بحران اخرالزمان در فیلم های لژیون، جاده و کتاب ایلای

فیلم هایی مثل لژیون، جاده و همین فیلم کتاب ایلای در واقع فیلم هایی هستند که بیان می‌کنند یک مشکلی آمده، یک بحرانی آمده، شما اول همین فیلم اگر دقت کنید آقای واشنگتن که خودش تهیه کننده فیلم هم هست، همین سیاه پوستی که در واقع نقش منجی یا قدیس را بازی می‌کند، در صحنه اول اگر دقت کنید ایشان یک ماسکی را به صورت دارند، صحنه اول فیلم، داستان فیلم از اینجا شروع می‌شود که شما یک صحنه می‌بینید که همه جا به خاک و خون گرفته شده است؛ مثل کارهای سوررئال ها می‌ماند و یک حالت رویاگونه همه جا در قحطی است و هیچ گیاه سبزی شما نمی‌بینید، ایشان هم ماسک زده است.

در واقع بخواهیم از خود فیلم، نشانه شناسی کنیم و از مفاهیم طبقه بندی شده بیرونی نگوییم، دارد القا می‌کند این بحرانی که آمده محصول یک بحران هسته ای است. صحنه اول این فیلم دارد یکی از بحران هایی را که در آن کتاب معروف گلاول چلنجز، چالش‌های جهانی گفته اند، یکی از بحران‌های آینده چیست، بحث انرژی هسته ای هست یا بحران های هسته ای است. صحنه اول نشان می دهد که کاملاً ماسک به سلاح شیمیایی را دارد و در واقع عرض کردیم پسا آخرالزمان هست، یک بحران است که سالها پیش پدید آمده است، حتی اگر دکوراسیون خانه های شان را نگاه کنید حالا نمی‌دانم صحنه هاییش را دیده اید یا نه، همه اشیا انگار گرد و خاک گرفته است، کهنه است.

سالانه فیلم منجی / منجی / تیه / دشمن شناسی / یهود پژوهی

معلوم است که سال ها از این بحران گذشته است، نقطه ثقل این فیلم برای تان بگویم، تا آخر یک بحران وجود دارد و یک فردی که همین آقای ایلای یا واشنگتن که نام واقعی اوست، با آن دختر که با او همسو می‌شود و توانسته روی آن تاثیر بگذارد، این بحرانی که وجود دارد پایان فیلم شما می‌بینید این است که کتابی را دارند و این کتاب کینگ جیمز یک ورژن از انجیل است، حالا مهم نیست. حالا ورژنی است که پیوریتن‌ها قبول دارد، یک نسخه از کتاب مقدس است و کتابی را حمل می‌کنند تا آخر فیلم که این کتاب در واقع نجات بخش این جامعه به خاک و خون کشیده شده است و قحطی آمده است، خشکسالی شده است توسط آن کتاب است.

کتاب نجات بخش در فیلم کتاب ایلای، کدام کتاب است؟

یعنی آن نقطه ثقلی را که فیلم می‌خواهد مطرح کند به این است که این کتاب می‌تواند نجات بخش جامعه ای باشد که همه جا به خاک و خون کشیده شده است. یک دیالوگی در پایان دارد که خیلی قابل توجه است، در آن دیالوگ می‌گویند که ما می‌خواهیم با این کتاب انجیل بار دیگر جهان را بسازیم و آخرین صحنه را نشان می‌دهد که انجیل را در درون یک قفس می‌گذارد، وسط تورات و قرآن هست و تاکید می‌ورزد که مفاهیم این کتاب می‌تواند شما را از این آسیب های موجود نجات بخشد.

پس آنچه که نقش منجی را دارد در آخرالزمان چیست، کتاب مقدس است و این شخصیت که آقای واشنگتن دیدید دیگر بعضی از صحنه های آرنولدی این آقای سیلوری که فیلم را ساخت، همان کسی است که ماتریکس را هم ساخته است، تهیه کننده این فیلم تهیه کننده ماتریکس هم هست، یکی از ویژگی‌های فیلم‌های آرنولدی، باید یک آدم به هرحال سوپرمن باشد، یک کسی باشد که روئین تن باشد و بتواند آدم بکشد، البته ایشان اشرار را می‌کشد، در این فیلم تا آن جایی که دیدیم چندتا صحنه را فکر کنم سکانس را دیدید که آدم های شرور را می‌کشد.

در واقع یک فردی است که در عین حال که قدیس است و در دیالوگ ها با این دخترک دارد به او می‌گویند که من چون به محتوای این کتاب عمل کردم به یک روشنایی درونی رسیدم، یعنی با عمل به این کتاب باعث شده است به یک معنا به این واقعیت برسم، این کتاب از من محافظت می‌کند، در اینجا یک مقدار شما می‌بینید و بعد در یک صحنه های بعد از این است که به او تیر هم می‌زنند ولی تیر نمی‌خورد، یک مقدار دیگر رفته به یک سمت نگاه میتولوژی و اسطوره ای، در این فیلم حالا من می‌خواهم نقد این فیلم هم نقاط ضعف را هم بگویم. به هرحال فیلم های هالیوودی زیاد تکیه ندارند، مثل ما شرقی ها بر مفاهیم چی غیرطبیعی و غیرعلّی معلولی و این یکی از چیزهایی که در این فیلم هست این است که آقای ایلای و واشنگتن می‌گوید این کتاب محتوای آن را عمل کردم و به یک نورانیت رسیدم.

 تعبیری دارد که این تعبیر در انجیل برای مسیح به کار برده می‌شود، یکی از تعابیری که برای مسیحاست این است که مسیح در واقع به مثابه یک گوسفند است، حتّی می‌دانید دیگر روی نقاشی های مسیحی همیشه مسیح را به شکل چه می‌کشند؟ پولوس را به شکل عقاب می‌کشند، نمادها و سیمبل‌هایی است که در هنر مسیحی وجود دارد و خدا به مثابه چوپان است، دیالوگهایی وجود دارد. آقای ایلای می‌گوید که خدا چوپان من است، یعنی گویی دارد نقش چه کسی را بازی می‌کند نقشه مسیح.

ادبیات آخرالزمانی و نقش قرائت زمینی شده از کتاب مقدس در آن

یک نکته قابل توجه به شما بگویم، فیلم های هالیوودی از ادبیات انجیلی کمک می‌گیرد، به استعاره می‌گیرد ولی روایت کاملا زمینی است. این نکته مهمی است، فکر نکنید که مثلاً هر جا مفهوم آخرالزمان می‌آید یا مفهوم اپوکالیپتیک، دونزدِی، الفاظ و واژگانی را که ادبیات انجیلی به معنای آخرالزمانی است، یک نوع به استخدام گرفتن ادبیات انجیلی است و مثلاً شما یک فیلمی به نام THE END OF DAYS را میبینید، همین آقای آرنولد شوارتزینگر بازی می‌کند. یک پلیس سکولار است ولی نقش مسیح را دارد و مثل مسیح حتّی مرگش فدیه وار است، این خیلی نکته مهمی است ما در کانتکست شرق وقتی می‌گوییم آخرالزمان به یاد امام زمان می‌افتیم، در غرب این طور نیست، یکی از واژگانی که فوبیا برای مردم آمریکا ایجاد می‌کند؛ لفظ آخرالزمان است.

 

سالانه فیلم منجی / منجی / تیه / دشمن شناسی / یهود پژوهی

 

ساده لوحانه است که ما فکر می‌کنیم که هر فیلمی در مورد THE END OF DAYS و پایان تاریخ است، فکر می‌کنیم این فیلم مهدوی است، این اشتباه فاحشی است. ما در کانتکست خودمان به محض اینکه می‌گویم آخرالزمان، امام زمان، مهدی«عجّل الله تعالی فرجه الشریف»، برای آن یک جنبه‌ مثبتی لحاظ می‌کنیم، در سینمای هالیوود این طور نیست، فقط یک نوع به خدمت گرفتن ادبیات انجیلی است و آن فرم را استفاده می‌کنند، بله برای مسیحی هایی که فرض بگیرید ادبیات انجیلی را می‌دانند، می‌دانند که مثلاً مسیح بازگشت می‌کند، بحث مسیانیزم را دارند، هزاره گرایی، بازگشت مسیح و این الفاظ را دارند دیگر این فیلم ها تلاش می‌کند تا این ادبیات را به خدمت بگیرد ولی فکر نکنید که صد درصد کاملاً منطبق بر کتاب مقدس است. در این فیلم شما می‌بینید که آقای ایلای می‌گوید خداوند چوپان من است و در یک جا دیدید که به او تیر می‌زنند ولی به او اصابت نمی‌کند.

حجه الاسلام  قهرمانی: البته یک جا اصابت هم می‌کند ولی تاثیری ندارد تا آن لحظه آخر یعنی چند سال بعد به بدنش می خورد.

دکتر موسوی گیلانی: آن‌هم لحظه ای نبود، در آخر که کتاب را از او گرفته بودند تیر خورد ولی باز کشته نشد، آن قسمت را که ندیدند، یک قسمت هست که از پشت تیر اندازی می‌کنند، اصلاً هیچ اصابت هم نمی‌کند، یک آدم روئین تن است، دقیق هم ببینید که کارکترهای آرنولدی هست، حالا این در حوزه اسطوره شناسی بحث بسیار قابل توجهی است چرا که همه انسان ها یکی از انگاره های جمعی، همیشه به قول یونگ این است که ما از آدمهای روئین تن و جاودان و دارای قابلیت های فوق العاده خوشمان می‌آید و معمولاً در این فیلم ها می‌بینید، این نقش را ولو اینکه اینجا یک شخصیت دینی است که توسط کتاب مقدس به روشنایی رسیده است ولی این کارکترهایی را که در اسطوره های ما هست در آرکیتایپ های ماهست و خوشمان می‌آید یک آدم روئین تن جاویدان شما می‌بینید، در این فیلم ها کامل کاراکترها وجود دارد.

حجه الاسلام قهرمانی: موج آثار هنری آخرالزمانی دو موج بزرگ داریم، یکی بعد از جنگ جهانی دوم است که پیشگویی های یوحنا در کتاب آن به اصطلاح رساله پیشگویی هایش به یک نوع ملموس شد، برای مردم و اتفاقات عظیمی که در آن پیشگویی ها بیان شده بود خیلی مشهورتر بود، یک موج بزرگ در زمان داریم که بعد اتفاقاً به تولید فیلم‌های آخرالزمانی می‌انجامد، اما خب کمتر مسابقاتیک تر هست، بیشتر خود آن آغاز رستاخیز حالا اصطلاح رستاخیز را در فارسی می‌گوییم، آپوکالیپس به معنای مکاشفه است، به معنای رستاخیز عظیم قیامتی نیست. متاسفانه چون فیلم‌های هالیوودی همان‌طور که فرمودند مفاهیم را کاملا زمینی کرده و رستاخیز آسمانی الهی را هم تبدیل به مفاهیم مادی کردند، ترجمه ها به جای آن آپوکالیپس یا آن بحث مکاشفه برای آن فاجعه عظیم از عنوان رستاخیز استفاده می‌شود.

اگر بخواهیم رستاخیز به معنای دقیق که مفاهیم دینی خودمان هست، استفاده کنیم اصلاً معنای دقیقی نیست. موج دوم هم بعد از ۱۱ سپتامبر آن اتفاقاتی که غرب تلاش کرد یک مسئله خیلی بزرگ جلوه بدهد و آن بحث هزاره گرایی‌ها و جریان های شبیه به این، فعال شدن این موج دوم بود، از آن به بعد ما شاهد تولید آثار پست اپوکالیپس بسیار زیادی هستیم که خودتان هم فکر کنم آمارشان را هم داریم، آخرالزمان در نگاه مسیحیت سه مؤلفه مهم دارد، یکی از آنها بازگشت اول مسیح است، بعد از بازگشت اول مسیح اتفاقاتی می‌افتد که به آن مصیبت عظمی، بلای عظیم، به آن ویرانی بزرگ منجر می‌شود، دوره هزارساله دوم دوره هزار ساله شیطان آغاز می‌شود، فیلم های پست ‌آپوکالیپس که پسارستاخیز است و به عبارتی، من عبارت آخرالزمان در نوشته های خودم بیش تر به کار می‌برم چون نمی‌خواهم مفهوم رستاخیزی خودمان را تخریب کنند. به عنوان یک مسئله پایان دوران تاریخ که در این فیلم ها می‌بینید، تاریخ دیگر تمام می‌شود، ما تاریخ مکتوب نداریم، علم و دانش از بین می‌رود، مذاهب و تمدن از بین می‌رود و این کار پایان می‌یابد.

از زمانی شروع شده بود که با خط و اختراع خط است، آن خط و نوشتار تمام می‌شود. این آخرالزمان که اتفاق افتاد ورای آن و بعد از آن فراآخرالزمان، اصلی ترین مؤلفه‌اش است که مرحله دوم از مراحل سه گانه می‌باشد. آن مصیبت چه هست، ویرانی عظیم است. در این مصیبت و ویرانی نویسنده و کارگردان و هر فردی که در فضای هنری قدم بر می‌دارد در غرب یک نوعی آخرالزمان را ترسیم میکند و یک فاجعه ای از نگاه او علت آغاز این پایان دوران است، گاهی تکنولوژی بشری مل اسنوپیر که شما نگاه می‌کنی خود بشر، خطای بشری این عامل را ایجاد می‌کند، تکنولوژی که استفاده می‌کنند برای این است که فضا را خنک کنند، درواقع زمین و جوش را، جوّ گرم زمین را که به سمت بیابان شدن منتهی می‌شود، می‌خواهند تعدیل کنند که به یک فاجعه دیگری می‌انجامد.

جای دیگر قضیه هسته ای، بمب های هسته ای پیش می‌آید، جنگ ها در فیلم AIR اصلاً آنجا دیگر جنگ های هسته ای است، دیگر انفجار فقط نیست و خوب هر چیز دیگری که یک فرد هنرمند ذهن خودش را خیلی نمی‌بندد، با آنچه که دارد اتفاق می‌افتد می‌گویند، کاری ندارم پیشگویی من از آخرالزمان این است و براساس کتاب پیشگویی های یوحنا که در آنجا این مرحله‌ی اصلی را بیان کرده است که بعد از این مرحله فکر کنم که عزیزان اهل فیلم هستند، چهل و چهار، دوصفر را دیده باشند، فیلم چهل وچهار، دوصفر که مفهوم ربودگی را کاملا مشهود دارد در آنجا نشان می‌دهد.

مفهومی که مقدمه بر بازگشت مسیح می‌بینید، بعد از اینکه مصیبت عظمی و مسیح می‌‌خواهد ظهور کند جنگ‌های عظیمی در دل خود همین دوره دوم که دوره مصیبت است اتفاق می‌افتد، این جنگ ها باعث می‌شود که نظام اولیه ای که بعد از این پست‌آپوکالیپس شکل گرفته و دارد به سمت شیطانی شدن زمین پیش می‌رود، در فیلم هایی مثل لژیون، فکر کنم اگر فیلم دگابریل که اینجا قشنگ نشان می‌دهد که حتّی فرشته ها هم که می‌آیند به زمین شیطانی می‌شوند، چون نور و رحمانیت از زمین برداشته شده است.

در این زمان یک تمدن شکل می گیرد، تمدن شیطانی است. بعد ربودگی اتفاق می‌افت،د مسیح افرادی را می‌برد تربیت می‌کند و در دوره دوم خودش که بازگشت دوم هست، آن حکومت مسیحایی و الهی آغاز می‌شود. فیلم های آپوکالیپتیک فیلم هایی هستند که دارند به این آغاز قیامت مادی، آغاز مرگ، آغاز ویرانی می‌پردازند و فیلم‌های پست آپوکالیپتیک فیلم هایی هستند، در واقع به بعد از این  ویرانی، به بعد از این نابودی می‌پردازند.


منبع : اختصاصی پایگاه جامع صهیون پژوهی تیه
کد خبرنگار : 14








chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد
منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.





اردو
تبلیغ کانال
ویژه نامه روز قدس
صوت
فیلم
کاریکاتور
اینفوگرافی
اخبار
پربازدیدترین
پیشنهادسردبیر
همایش ها
محصولات
اساتید