امروز : 26 مهر 1398::13:33
کد خبر : 1245
پنجشنبه 15 بهمن 1394 - 03:00

سخنی با قلب های زنده...

نقش دیپلماسی فطرت امام خامنه ای در خنثی نمودن نقشه دشمن

پایگاه صهیون پژوهی تیه: هنگامی که خبر نوشتن نامه توسط امام خامنه ای را به جوانان غربی شنیدم برایم غیر منتظره بود. شاید برای خیلی های دیگر هم چنین بود. دشمنان اسلام به کلی غافلگیر شدند! نامه ای سرگشاده آن هم به نسل های جوان! پنبه های آنها رشته شد! متن نامه را که خواندم برایم بسیار زیبا و جالب بود. کلامی نبی گونه خطاب به جوانانی که اسیر غفلت ها و شهوات شده اند، اسیر بمباران تبلیغاتی و پروپاگاند شبکه رسانه ای صهیونیست بین الملل. خطاب نامه رهبری قلب ها و دل های آنان بود. حرف نامه دعوت به حق و حقیقت بود. دعوت به اسلام ناب محمدی بود.

بررسی نامه رهبر معظم انقلاب به جوانان غربی

نقش دیپلماسی فطرت امام خامنه ای در خنثی نمودن نقشه دشمن

سرویس تاریخ پایگاه صهیون پژوهی تیه - محسن مومنی: دی ماه سال1393 بود که حمله گروه‌های تروریستی به پاریس خبرساز شد. حادثه بسیار مشکوکی بود. حمله به دفتر نشریه«شارلی ابدو» همان نشریه موهن به مقام پاک پیامبر اسلام و کشتن تعدادی افراد. فرانسه، هم پیمان دیرین آمریکا و صهیونیست‌ها این‌بار دست به اقدام دیگری زده بود. اقدامی در جهت حمله به کشورهای اسلامی و کشتن مسلمانان. آنها به مردمان خودشان، اسلام را همان تروریست معرفی کرده‌اند. به چند آدم کش حرفه‌ای پول می‌دهند تا میان مردم رعب و وحشت ایجاد کنند سپس به بهانه انتقام از تروریست ها به سوریه و عراق و یمن و سایر کشورهای اسلامی حمله می کنند. بازی حساب شده ای است.
 
سران صهیونیسم بین الملل و بازی گردان صحنه های نبرد با اسلام ناب
سه تفنگدار! آمریکا و هم پیمان دیرینش فرانسه برای اجرای طرح خاورمیانه بزرگ از هیچ جنایتی فروگذار نکردند.
 
در همین راستا و به جهت معرفی اسلام حقیقی به مردم دنیا، امام خامنه‌ای با نگارش نامه و حرف  زدن مستقیم با ملت‌ها، اولین پیام مکتوب خود را  در اول بهمن ماه سال 93 به غرب صادر کردند. اما مدتی نگذشت که در پایان سال میلادی دوباره صهیونیست‌ها دست به کار شدند و با راه اندازی حادثه ای دیگر، سعی کردند تا چهره اسلام را بیش از پیش تخریب کنند. باز هم اجیرکردن تروریست ها و باز کشتن مردم. این بار نیز امام خامنه‌ای دست به قلم برده و دومین نامه خود را در تاریخ 8 آذر سال 94 نوشتند.
 
 
دو نامه در یک سال
روز 21 ژانویه 2015 میلادی یعنی اوایل سال نوی میلادی بود که برخی خبرگزاری‌های دنیا خبر از نامه‌ای دادند؛ نامه‌ای «به عموم جوانان در اروپا و آمریکای شمالی». نامه‌ای به جوانان فرنگی و غربی از یک رهبر شیعه و مسلمان! علی رغم سانسورهای خبری شدید توسط رسانه‌های اجاره‌ای آمریکایی و صهیونیستی اما در کمتر از چندین هفته این نامه به ده‌ها زبان مختلف ترجمه شد و از طریق سایت‌های اینترنتی و شبکه‌های اجتماعی فراگیر شد. حکام غربی که همچنان در شوک این نامه به سر می‌بردند ناگهان در پایان همین سال برای بار دوم شاهد نامه دیگری از رهبر حکیم ایران بودند. این بار نامه‌ای خطاب «به عموم جوانان در کشورهای غربی» در 29 نوامبر 2015 میلادی. دو نامه آن هم در یک سال چه معنایی می‌توانست داشته باشد؟!
 
 
 إِنَّهُ مِن سُلَیْمَانَ وَإِنَّهُ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
ماجرای دعوت حضرت سلیمان(ع) به توحید و یکتاپرستی در قرآن چنین نقل شده است. در سوره مبارکه نمل آمده است که پس از بازگشت هدهد و نگران شدن حضرت سلیمان نبی(ع) از غیبت او، هدهد برای سلیمان خبری عجیب آورد. خبر از قومی بت پرست که شیطان اعمالشان را برایشان زینت داده و خبر از زنی که حاکم آن منطقه است و بر آن سرزمین فرمانروایی می‌کند. شاید سابقه نوشتن نامه و دعوت به حق از سلیمان نبی شروع شده باشد، زمانی که نامه‌ای خطاب به ملکه سبأ نوشت. هنگامی که نامه به دست بلقیس رسید بزرگان قوم را جمع کرد تا محتوای نامه را بخواند. نامه با نام سلطان یا حاکمی شروع نشده بود. نامه با نام خداوند رحمان رحیم آغاز شده بود. مضمونی کوتاه اما عمیق. بلقیس متحول شد، نزد سلیمان آمد و ایمان آورد.
 
نامه‌های پیامبر اسلام و دعوت به حق
پس از «صلح حدیبیه» و حاکم شدن آرامش نسبی بر جامعه اسلامی، پیامبر بزرگوار اسلام رسالت جهانی خویش را آغاز نمود. نامه‌های آن حضرت به سران و زمامداران حکومت‌ها به 68 نامه می‌رسد و این نشان از فرهنگ اسلام دارد که اسلام دین اندیشه و استدلال بوده است نه دین خشونت و تندی. جهان بشریت در آن زمان تحت حاکمیت دو ابرقدرت مستکبر حکومت می‌شد، امپراتوری قیصر روم و امپراتوری کسرای ایران. جنگ‌های این دو بلوک شرق و غرب  از زمان هخامنشیان آغاز شده بود و تا زمان ساسانیان همچنان ادامه داشت. نامه پیامبر اکرم که به دست خسرو پرویز فرمانروای ایران رسید، با کمال تعجب دید که نامه با نام کسی غیر از او شروع شده است چراکه رسم بر آن بود که نامه با نام خسروی ایران شروع شود. عصبانی شد و به نامه پیامبر جسارت کرد. البته طولی نکسید که خسرو پرویز به سزای عمل زشت خود رسید. نامه با نام خداوند یکتا شروع شده بود. خداوند قلب ها و دل ها. برخی از سران کشورها نیز به نامه پیامبر احترام کردند و برخی نیز ایمان  آوردند. 
 
نامه به گورباچف
سنت نامه نگاری در عصر امام خمینی(ره) نیز بود. ایشان در تاریخ 11 دی 67 به میخائیل گورباچف رئیس حکومت کمونیستی شوروی نامه نوشتند و او را به اسلام دعوت کردند. امام شکسته شدن استخوان‌های کمونیست را شنیده بودند و به گورباچف هم گفتند که از این پس باید کمونیست را در موزه‌های عالم پیدا کرد. البته گورباچف متوجه عمق حرف امام نشد و به همین خاطر چند سالی نگذشت که سقوط کمونیسم و فروپاشی شوروی را دید.
در دنیای کنونی که تفکر لیبرال سرمایه داری غرب بسیاری از حکومت ها را فراگرفته و آمریکا کدخدای دهکده جهانی به شمار می‌رود، چگونه باید به اسلام دعوت کرد؟ چه کسانی را باید به اسلام دعوت کرد؟ حکام خونخوار را یا ... ؟
 
 
سخنی از جان جانان به فطرت‌های پاک
در این میان دو نامه امام  خامنه‌ای با سایر نامه‌هایی که ذکر کردیم چند تفاوت اساسی دارد. یکی اینکه ایشان به سران و حکام غربی نامه ننوشتند بلکه مخاطب نامه‌های ایشان «عموم جوانان» بودند. به نظر می رسد امام خامنه‌ای که سالهاست در مسند رهبری و ولایت قرار دارند، امیدی به حکام غربی ندارند. مستکبرین عالم خصوصا آمریکای جنایتکار قرار بر تسلیم در برابر دستورات الاهی را ندارند. آنها برای رسیدن به مقاصد مادی خود دست به هر جنایتی زده‌اند و می‌زنند. امید رهبر معظم انقلاب فقط به مردم است و از میان مردم جوانان.
حالا چرا جوانان؟ چرا هر دو نامه خود را به جوانان نوشتند؟
 
جواب این سؤال را ایشان در نامه اول خودشان بیان کردند: «من شما جوانان را مخاطب خود قرار میدهم؛ نه به این علّت که پدران و مادران شما را ندیده می‌انگارم، بلکه به این سبب که آینده‌ی ملّت و سرزمینتان را در دستان شما میبینم و نیز حسّ حقیقت‌جویی را در قلبهای شما زنده‌تر و هوشیارتر می‌یابم.»
 
 
بله درست است، یک رهبر الاهی با قلب‌ها سخن می‌گوید. با فطرت‌ها حرف می‌زند. شاید فطرت‌ها غبار گرفته باشندکه البته باید فطرت‌ها را پاک کرد و غبار را از فطرت‌ها زدود اما روی صحبت او همچون سلیمان(ع) و محمد(ص) با فطرت‌های پاک انسانیست. فطرت انسان حس حقیقت جویی و حقیقت طلبی دارد. به هر میزان فطرت انسان پاک شود، بیشتر طالب حق و حقیقت می‌شود. امام امت این بار مستقیما فطرت خداجوی جوانان را مخاطب خود قرار دادند و دین اسلام را خودشان به عنوان یک اسلام شناس کامل و جامع به جوانان معرفی کردند. در بخشی از نامه دوم رهبر عزیزمان اینچنین آمده: «رنج هر انسانی در هر نقطه از جهان، به‌خودی‌خود برای همنوعان اندوه‌بار است. منظره‌ی کودکی که در برابر دیدگان عزیزانش جان میدهد، مادری که شادی خانواده‌اش به عزا مبدّل میشود، شوهری که پیکر بی‌جان همسرش را شتابان به سویی میبرد، و یا تماشاگری که نمیداند تا لحظاتی دیگر آخرین پرده‌ی نمایش زندگی را خواهد دید، مناظری نیست که عواطف و احساسات انسانی را برنینگیزد. هرکس که از محبّت و انسانیّت بهره‌ای برده باشد، از دیدن این صحنه‌ها متأثّر و متألّم میشود؛ چه در فرانسه رخ دهد، چه در فلسطین و عراق و لبنان و سوریه». ادبیات نامه کاملا با حس و عاطفه یک جوان ارتباط برقرار می‌کند. در واقع ایشان دارند برای جوانان درس انسانیت و انسان زیستن را مرور می‌کنند. آنها هم انسانند و کافی است اندکی از واقعیت را بدانند آنگاه می‌بینیم که در آنها انقلاب به پا می‌شود و همچون بلقیس به صراط مستقیم وارد می‌شوند و ایمان می‌آوردند.
 
برای مشاهده تصویر با کیفیت بالا لطفا اینجا را کلیک کنید.
 
نکته مهم دیگر نامه ایشان در مضمون و محتوای نامه‌ هست. مضمون نامه در معرفی اسلان ناب است. درباره تصویری است که غرب از اسلام به تصویر کشیده است. به تعبیر خود رهبری در نامه اولشان: «سخن من با شما درباره‌ی اسلام است و به‌طور خاص، درباره‌ی تصویر و چهره‌ای که از اسلام به شما ارائه میگردد. از دو دهه پیش به این سو ــ یعنی تقریباً پس از فروپاشی اتّحاد جماهیر شوروی ــ تلاشهای زیادی صورت گرفته است تا این دین بزرگ، در جایگاه دشمنی ترسناک نشانده شود». 
 
 
دشمنان اسلام که بیشترین ضربه را از اسلام ناب محمدی خورده‌اند، در صدد بر آمده‌اند تا با پروژه اسلام هراسی مردم عالم را از دین اسلام که دین حقیقت است دور کنند. امام خامنه‌ای از بلای استعمار گفتند و اینکه استعمار چه بلا و مصیبتی بر  سر ملت‌ها آورده است. همه ما قربانیان استعمار هستیم. از بی عدالتی و ظلم به مردم گفتند. از تروریسم گفتند که درد مشترک ما و شماست. از تبعیض نژادی گفتند. خلاصه از دردهای بیشماری گفتند که دنیای غرب مبتلا به آن است و تنها دارو و علاج آن مکتب اسلام است.
امام خامنه‌ای جوانان غربی را تشویق کردند تا بی واسطه اسلام را فرابگیرند. قرآن و آموزه‌های اخلاقی اسلام را مطالعه کنند. اسلام را توسط رسانه‌های مغرض نشناسند. آنها را تشویق کردند که خودشان به دنبال حقیقت باشند. اسلام آن چیزی نیست که تروریست‌ای تکفیری و اجاره‌ای صهیونیستی و آمریکایی می‌گویند. اسلام حقیقتی زنده است که فقط قلب‌های زنده آنرا فرا می‌گیرند.
نکته مهم دیگری که رهبری اشاره فرمودند، تهاجم خاموش غرب در قالب تهاجم فرهنگی است که از همه ملت‌ها قربانی گرفته است حتی برخی از جوانان غربی قربانی فرهنگ منحط و سخیف غرب شده‌اند. فرهنگی که انسان را از انسانیت دور کرده و به مرز حیوانیت می‌رساند.
 
 
نکته آخر
امروز پیام انقلاب اسلامی که پیام فطرت‌های پاک بود، جهانی شده است. انقلاب اسلامی یک «انقلاب فطری» بود و به همین دلیل شاهد موج عظیم اسلام خواهی در سطح دنیا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی هستیم. دین اسلام دین فطرت است. ما در سال 57 انقلاب اسلامی را به رهبری امام خمینی(ره) در ایران به پیروزی رساندیم، اکنون به رهبری امام خامنه‌ای «بیداری اسلامی» را که در واقع بیداری فطرت ها است را در سطح عالم به پیروزی خواهیم رساند تا زمینه‌های ظهور صاحب العصر و الزمان را بیش از پیش فراهم کرده باشیم. از انقلاب اسلامی ایران تا انقلاب جهانی مهدوی راهی نماده است.
 
مطالب مرتبط:
 
 


منبع : اختصاصی پایگاه صهیون پژوهی تیه
کد خبرنگار : 16








chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد
منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.





اردو
تبلیغ کانال
ویژه نامه روز قدس
صوت
فیلم
کاریکاتور
اینفوگرافی
اخبار
پربازدیدترین
پیشنهادسردبیر
همایش ها
محصولات
اساتید