امروز : 04 مهر 1396::12:37
کد خبر : 1041
دوشنبه 31 فروردين 1394 - 15:06

قمه زنى و اعمال نامتعارف در عزادارى

پایگاه جامع حوزوی تیه: یکى از مسائل مهمى که امروزه در عرصه فقه اجتماعى مورد توجه قرار گرفته است،سؤال از حرکت هاى نامتعارف در عزادارى حضرت سید الشهداء(ع) است. باور بسیارى بر آن است که هر عملى که به قصد عزادارى صورت گیرد، شرعیت لازم را دارد و عزادارى امام حسین(ع) از همه حرمت ها استثناء مى باشد. از این رو، طبق این باور قمه زنى و برخى اعمال نامتعارف مانند لطمه زدن به صورت فى حد نفسه وماوراى شرایط موجود جامعه حلال است. به عبارتى حکم اولیه آن حلیت است و اگربرخى از مراجع آن را تحریم کرده اند، صرفا به جهت شرایط خاص سیاسى دنیاى اسلام است. در این مقاله تلاش شده است، تا حکم اولیه قمه زنى با دقت بیشرى مورد بررسى قرارگیرد و ادله موافقین و مخالفین نقد شود. نویسنده با دسته بندى روایات به سه بخش کوشیده است تا ثابت کند که این عمل وجه شرعى ندارد و به شبهات موجود در این باره پاسخ داده است.در ادامه بحث و بعد از اثبات حرمت اولیه این اعمال به بررسى حکم ثانویه آنهاپرداخته و با پاسخ به سؤالات و شبهات مخالفین، حرمت آنها را از این جهت نیز ثابت کرده است....متن کامل را در ادامه مطلب ببینید:

قمه زنى و اعمال نامتعارف در عزادارى

سرویس قرآن و معارف پایگاه صهیون پژوهی تیه، محمدتقی اکبرنژاد: 

فصل اوّل: حکم اوّلی قمه زنی و مانند آن

اشاره:  روایات موجود در این زمینه به سه بخش اصلی تقسیم می شوند:
الف. روایاتی که دلالت بر ثواب گریه کردن دارند و گریه کردن را توصیه کرده اند.
ب. روایاتی که دلالت بر تحریم این گونه اعمال دارند.
ج. روایاتی که دلالت بر جواز برخی از اعمال مشابه در خصوص معصومین- علیهم السلام- دارند
 

بخش اوّل: روایاتی که به گریه کردن تشویق کرده اند.

 
این دسته از روایات که متواتر هستند، در تمام منابع حدیثی به وفور یافت می شوند که اینک به برخی از آنها اشاره می کنیم.
عَن إِبرَاهِیم بنِ أَبِی مَحمُود، قَالَ: قَالَ الرِّضا (ع): إِنَّ المُحَرَّمَ شَهرٌ کَانَ أَهلُ الجَاهِلِیَّۀِ یُحَرِّمُونَ فِیهِ القِتَالَ فَاستُحِلَّت فِیهِ دِمَاؤُنَا وَ هُتِکَت فِیهِ حُرمَتُنَا وَ سُبِیَ فِیهِ ذَرَارِیُّنَا وَ نِسَاؤُنَا وَ أُضرِمَتِ النِّیرَانُ فِی مَضَارِبِنَا وَ انتُهِبَ مَا فِیهَا مِن ثِقلِنَا وَ لَم تُرعَ لِرَسُولِ الله حرمه فی امرنا ان یَومَ الحُسَینِ أَقرَحَ جُفُونَنَا وَ أَسبَلَ دُمُوعَنَا وَ أَذَلَّ عَزِیزَنَا بِأَرضِ کَربٍ وَ بَلَاءٍ أَورَثَتنَا الکَربَ وَ البَلَاءَ إِلَی یَومِ الِانقِضَاءِ فَعَلَی مِثلِ الحُسَینِفَلیَبکِ البَاکُونَ فَإِنَّ البُکَاءَ عَلَیهِ یَحُطُّ الذُّنُوبَ العِظَامَ. ثُمَّ قَالَ (ع): کَانَ أَبِی (ع) إِذَا دَخَلَ شَ هرُ المُحَرَّمِ لَا یُرَی ضَاحِکاً وَ کَانَتِ الکَآبَۀُتَغلِبُ عَلَیهِ حَتَّی تَمضِیَ عَشَرَةُ أَیَّام، فَإِذَا کَانَ یَومُ العَاشِرِ کَانَ ذَلِکَ الیَومُ یَومَ مُصِبَتِهِ وَ حُزنِهِ وَ بُکَائِهِ وَ یَقُولُ: هُوَ الیَومُ الَّذِی قُتِلَ فِیهِ الحُسَینُ (ع) (بحارالأنوار، ج 44 ، ص 283 ، باب 34 ، ثواب البکاء علی مصیبته؛ الأمالی، صدوق، ص 128 ، المجلس السابع و العشرون؛ روضۀ الواعظین، ج 1، ص 169 ، مجلس فی ذکر مقتل الحسین (ع)؛ المناقب؛ ج4، ص 86 ، فصل فی مقتله (ع)؛ وسائلالشیعۀ، ج 14 ص504 ، باب 66 ، استحباب البکاء لقتل الحسین (ع) و ما أصاب أهل البیت (ع).)
 
(امام رضا (ع) فرمودند: محرم ماهی بود که اعراب جاهلی حرمت آن را نگه می داشتند و جنگ نمی کردند. اما در این ماه بود کهخون ما را حلال شمردند و حرمت ما را شکستند و فرزندان و زنانمان را به اسیری بردند و خیمه هایمان را به آتش کشیدند ودارایی هایمان را غارت کردند و حرمت رسول خدا را در مورد ما نگه نداشتند. همانا روز حسین (عاشوراء) مژه های ما را از شدتگریستن مجروح ساخت و اشکهایمان را جاری کرد و عزیز ما را در سرزمین گرفتاری و بلا ذلیل کرد و ما را میراث دار گرفتاری وبلا تا روز انقضاء (مرگ) نمود، پس بر مثل حسین، گریه کنندگان باید گریه کنند؛ چرا که گریه بر او گناهان کبیره را از بینمی برد. سپس فرمود: زمانی که محرم وارد می شد، پدرم دیگر نمی خندید و پیوسته محزون بود تا اینکه ده روز سپری می شد. زمانیکه روز دهم می رسید، آن روز، روز مصیبت و حزن و گریه اش بود و می فرمود: این همان روزی است که حسین (ع) در آن کشته شده است.
 
در هیچ یک از فرمایش معصومین (ع) پیرامون فضیلت عزاداری برای امام حسین (ع) به امری غیر از گریه کردن توصیه نشده است.
اگر روایاتی که در ثواب و پاداش تعزیه بر سالار شهیدان وارد شده است، مطالعه شود، هیچ توصیه ای غیر از گریستن و زیارتکردن قبر مطهرشان، دیده نخواهد شد.
مؤید این مطلب برخی از فقرات زیارت ناحیه مقدسه است
سَلام مَن لَو کَانَ مَعَکَ بِالطُّفُوفِ لَوَقَاکَ بِنَفسِهِ حَدَّ السُّیُوفِ وَ بَذَلَ حُشَاشَتَهُ دُونَکَ لِلحُتُوفِ وَ جَاهَدَ بَینَ یَدَیکَ وَ نَصَرَکَ عَلَی مَنبَغَی عَلَیکَ وَ فَدَاکَ بِرُوحِهِ وَ جَسَ دِهِ وَ مَالِهِ وَ وَلَدِهِ وَ رُوحُهُ لِرُوحِکَ فِدَاءٌ وَ أَهلُهُ لِأَهلِکَ وِقَاءٌ فَلَئِن أَخَّرَتنِی الدُّهُورُ وَ عَاقَنِی عَننَصرِکَ المَقدُورُ وَ لَم أَکُن لِمَن حَارَبَکَ مُحَارِباً وَ لِمَننَصَبَ لَکَ العَدَاوَةَ مُنَاصِباًفَلَأَندُبَنَّکَ صَ بَاحاً وَ مَسَاءً وَ لَأَبکِیَنَّ لَکَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَماً حَسرَةً عَلَیکَ وَ تَأَسُّفاً عَلَی مَا دَهَاکَ وَ تَلَهُّفاً حَتَّی أَمُوتَ بِلَوعَۀِ المُصَابِ وَ غُصَّۀِ الاکتِیَابِ
(سلام بر تو از کسی که اگر در کربلا با تو بود، با جان خودش تو را از برش شمشیرها حفظ می کرد و تمام همتش را برای حفظ توبه کار می بست و پیشاپیش تو مجاهده می نمود و تو را در مبارزه با کسانی که بر تو شوریده بودند، یاری می داد و روح و جسد ومال و فرزندش را فدای تو می ساخت. آری روحش را فدای روح تو و اهلش را سپر اهل تو می کرد. اگر روزگار مرا به تأخیرانداخت و مرا از یاری تو محروم ساخت و من با کسانی که با تو به جنگ برخاستند، نجنگیدم و در مقابل دشمنانت نایستادم. پس لااقل صبح و شام بر تو به جای اشک خون گریه می کنم، گریه حسرت و تأسّف بر مصیبتی که تو را فرا گرفت، تا روزی که از دردمصیبت تو و غم و اندوهت بمیرم.)
 
در این روایت امام (ع) خطاب به حضرت سیدالشهداء (ع) عاشقانه ترین سخنان را به زبان جاری ساخته است. او علاوه بر اظهارآمادگی برای شهادت در برابر جد شریفشان به غم و اندوه خود اشاره می کند، اما غیر از گریستن، نوع دیگری از سوگواری را یادآور نمی شود.
 

بخش دوم: روایاتی که از اعمال نا متعارف نهی کرده اند.

آنچه که اسلام را از سایر مکاتب متمایز می سازد، اعتدال آن در همه عرصه های زندگی است. دین ما با عواطف و احساسات مبارزه نکرده است، بلکه آن را به عنوان بخشی از وجود انسان پذیرفته است. زمانی که ابراهیم فرزند خردسال پیامبر اسلام از دنیارفت، ایشان از سر ترحّم گریستند، اما اجازه زیاده روی ندادند و چون مردم خورشید گرفتگی را به مرگ فرزند ایشان مرتبط ساختند، ایشان نه تنها تأیید نکرد، بلکه به صراحت فرمود که هستی کار خود را تحت تدبیر خدا انجام می دهد و به مرگ فرزند من ربطی ندارد. بنابراین اصل عزاداری و سوگواری، بخشی از زندگی ما و نیازی از نیازهای عاطفی ماست و نمی توان آن را ندیده گرفت، اما سخن در اعتدال آن است. دین ما اگر چه با سوگواری مبارزه نکرده است، اما اجازه زیاده روی نیز نداده است. به همین جهت است که در روایات فراوان از تند روی در سوگواری نهی شده است و حتی در برخی از موارد، کفاراتی چون کفاره شکستن روزه ماه رمضان و مشابه آن قرار داده شده است.
 
خداوند متعال در آیات بسیاری گرفتاری ها و مصیبت های مختلف را به عنوان بخشی از زندگی انسان معرفی می کند و به او متذکر می شود که در میان سختی ها آفریده شده است (لقد خلقنا الإنسان فی کبد) یادآوری می کند که سختی ها و خوشی ها در دنیا هم آغوش همند و در این دنیا به همزیستی رسیده اند (فإنّ مع العسر یسراً). خداوند متعال نظر به سختی ها و مصائب پیامبر بزرگوار اسلام، بارها او را به صبر و شکیبایی دعوت می کند و از او می خواهد تا تحمل خود را از دست ندهد:
 
وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَموالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ  الصابِرِین  الَّذِینَ إِذا هُمْ مُصِیبَۀٌ قالُوا إِنّ للهِ وَ انا الیه راجعوناولئکَ علیهُمُ صلواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَۀٌ وَ أُولئک هم المهتدون (قطعاً همه شما را با ترس، گرسنگی، و کاهش در مال ها و جان ها و ثمرات، آزمایش می کنیم و بشارت ده به بردباران! آنها که هر گاهمصیبتی به ایشان می رسد، میگویند: ما از آنِ خداییم و به سوی او بازمی گردیم. بر اینها باد درود و رحمت پروردگارشان و آنهاهستند هدایت یافتگان.) ( بقره، آیه 157-155)
 
در این آیه بی هیچ پرده پوشی به طبیعی بودن گرفتاری های دنیا اعم از ترس و گرسنگی و ضرر و زیان مالی و جانی و امثال آنتصریح شده است و صابران در این بلایا ستوده شده اند.
این مطلب در روایات فراوان تأیید شده است؛ مانند:
 
عَن أَبِی أُسَامَۀَ زَیدٍ عَن أَبِی عَبدِاللّه (ع)، قَالَ: قَالَ رَسُولُ الله(ص): مَن لَم یَتَعَزَّ بِعَزَاءِ اللّه تَقَطَّعَت نَفسُهُ حَسَرَاتٍ عَلَی الدُّنیا
(کسی که در گرفتاری هایی که از جانب خدا می رسد، صبر نکند، روح و روانش در حسرت دنیا از هم می پاشد)(الکافی، ج 2، ص 315 ، باب حبّ الدنیا و الحرص علیها، ح 5)
 
با در نظر گرفتن دهها آیه و صدها روایت، به این نتیجه خواهیم رسید که راه اسلام در گرفتاری ها، صبر و مقاومت است، نه جزع وفزع و بی تابی کردن.
 
علاوه بر آنچه ذکر شد، روایات فراوانی وارد شده است که از زیاده روی در سوگواری نهی کرده است. در این بخش برخی از آنهارا ذکر می کنیم و علاقه مندان را به مطالعه منابع روایی ارجاع می دهیم:
 
1. عَنِ ابنِ مَسعُود، قَالَ قَالَ رَسُولُاللّه (ص): لَیسَ مِنَّا مَن ضَرَبَ الخُدُودَ وَ شَقَّ الجُیُوبَ
(رسول خدا (ص) فرمود: کسی که بر گونه هایش بزند و یقه اش را پاره کند از ما نیست.)(مسکّنالفؤاد و حبّ الأولاد، شهید ثانی، ص 108 و 114 ، بحارالأنوار، ج 82 ، ص 93 ، باب 95 از ابواب التعزیۀ و المأتم و  آدابهما.)
 
عَن جَابِرٍ عَن أَبِی جَعفَر (ع)، قَال: قُلتُ لَهُ مَا الجَزَعُ؟ قَالَ: أَشَدُّ الجَزَعِ الصُّرَاخُ بِالوَیلِ وَ العَوِیلِ وَ لَطمُ الوَجهِ وَ الصَّدرِ وَ جَزُّ الشَّعرِ مِنَ النَّوَاصِی وَ مَن أَقَامَ النُّوَاحَۀَ فَقَد تَرَکَ الصَّبرَ وَ أَخَذَ فِی غَیرِ طَرِیقِۀ الحَدِیثَ (از امام باقر (ع) سؤال کردم که جزع چیست؟ ایشان فرمودند: بدترین نوع جزع داد و فریاد کردن و واویلا گفتن و ضربه زدن بهصورت و سینه و کندن موهای پیشانی است. کسی که نوحه سرایی کند صبر را ترک کرده است و در غیر روش اسلامی قدم برداشتهاست.)(وسائل الشیعه، ج 3، ص 27)
 
قَالَ: و قال رسولاللّه (ص) لِفَاطِمَۀَ حِینَ قُتِلَ جَعفَرُ بنُ أَبِی طَالِبٍ: لاتَدعِی بِذُلٍّ وَ لَا ثُکلٍ وَ لَا حُزنٍ وَ مَا قُلتِ فِیهِ فَقَد صَدَقتِ (زمانی که جعفر بن ابی طالب به شهادت رسید، حضرت رسول- صلوات الله علیه و آله- به دخترشان فاطمه- سلام الله علیها - فرمودند: در عزای جعفر با خواری و مانند مادران فرزند از دست داده و با اندوه، نوحه سرایی مکن و هر آنچه که در حال عزاداریمی گویی، راست باشد.)(همان.)
 
در این روایت از زیاده روی در عزاداری حتی در مورد بزرگانی چون جعفر نهی شده است.
 
إِنَّ رَسُولَ اللّه (ص) قَالَ لِفَاطِمَۀَ (ع): إِذَا أَنَا مِتُّ فَلَا تَخمِشِی عَلَیَّ وَجهاً وَ لَا تُرخِی عَلَیَّ شَعراً وَ لَا تُنَادِی بِالوَیلِ وَ لَا تُقِیمِنَّ عَلَیَّ نَائِحَۀً
(رسول خدا به فاطمه- علیها سلام- فرمودند: زمانی که من وفات کردم، به صورتت چنگ مزن و موهایت را پریشان مکن و صدایترا به واویلا گفتن بلند مکن و بر من نوحه مخوان.) (وسائل الشیعۀ، ج 3، ص 27)
 
در این روایت از زیاده روی در عزاداری در مورد بهترین بندگان خدا نیز نهی شده است. ایشان با این که می دانستند که مصیبتشان بردخترشان فاطمه (س) بسیار گران است، با این حال آن حضرت را از اعمالی که در عصر جاهلیت مرسوم بوده است، نهی کردند و از ایشان خواستند تا مراعات متانت را حتی در مرگ پدری چون رسول خدا- صلوات اللّه علیه و آله- بنماید
عَن جَرَّاحٍ المَدَائِنِیِّ، عَن أَبِی عَبدِاللّه (ع) قَال: لایَصلُحُ الصِّیَاحُ عَلَی المَیِّتِ وَ لَا یَنبَغِی، وَ لَکِنَّ النَّاسَ لایَعرِفُونَهُ وَ الصَّبرُ خَیرٌ
(امام صادق (ع) فرمود: داد و فریاد کردن بر میت سزاوار نیست، اما مردم نمی دانند، و حال آنکه صبر بهتر است.)(وسائل الشیعۀ، ج 3، ص 273 ، باب 84 از ابواب کراهۀ الصیاح علی المیّت، ح 1)
 

بخش سوم: روایاتی که دلالت بر جواز می کنند.

به فقراتی از این زیارت که از ناحیه مقدسه امام معصوم (ع) صادر شده است برای تأیید لطم استفاده شده است؛ از این رو به بررسیاین فقرات می پردازیم:مقدمتاً باید دانست که اگر چه این زیارت سند روشنی ندارد، اما از مضمون بسیار بلند و شگرفی برخوردار است که همه تردیدهایسندی را از بین می برد و اطمینان به صدور از امام را به خوبی تقویت می نماید. در این زیارت، امام (ع) می فرماید:
 
حَتَّی نَکَسُوکَ عَن جَوَادِکَ فَهَوَیتَ إِلَی الَأرضِ جَرِیحاً تَطَئُوکَ الخُیُولُ بِحَوَافِرِهَا أَو تَعلُوکَ الطُّغَاةُ بِبَوَاتِرِهَا قَد رَشَحَ لِلمَوتِ جَبِینُکَ وَاختَلَفَت بِالِانقِبَاضِ وَ الِانبِسَاطِ شِمَالُکَ وَ یَمِینُکَ تُدِیرُ طَرفاً خَفِیّاً إِلَی رَحلِکَ وَ بَیتِکَ وَ قَد شُغِلتَ بِنَفسِکَ عَن وُلدِکَ وَ أَهَالِیکَ وَأَسرَعَ فَرَسُکَ شَارِداً إِلَی خِیَامِکَ قَاصِداً مُحَمحِماً بَاکِیاً فَلَمَّا رَأَینَ النِّسَاءُ جَوَادَکَ مَخزِیاً وَ نَظَرنَ سَرجَکَ عَلَیهِ مَلوِیّاً بَرَزنَ مِنَ الخُدُورِنَاشِرَاتِ الشُّعُورِ عَلَی الخُدُودِ لَاطِمَاتٍ لِلوُجُوهِ سَافِراتٍ وَ بِالعَوِیلِ دَاعِیَاتٍ وَ بَعدَ العِزِّ مُذَلَّلَاتٍ وَ إِلَی مَصرَعِکَ مِبَادِرَاتٍ وَ الشِّمرُ جَالِسٌ عَلَی صَدرِکَ (تا اینکه تو را از مرکبت انداختند و تو با تنی مجروح بر زمین افتادی. اسب ها با سم هایشان تو را زیر دست و پا له کردند و طاغیان وفاسقان بی ارزش بالای سر تو ایستادند. پیشانیت برای مرگ عرق کرده بود و راست و چپ تنت-/ از شدت درد-/ منقبض و منبسطمی شدند. چشمانت را به آرامی چرخاندی و به سوی خیمه گاه نگاه کردی در حالی که فکر تو از جانب آنها پریشان شده بود.اسبت با سرعت به سوی خیمه ها فرار کرد در حالی که شیهه می کشید و گریه می کرد. هنگامی که زنان اسب تو را در آن حالپریشان یافتند و زین آن را عاری از تو دیدند، از خیمه ها بیرون ریختند در حالی که موهای خود را پریشان کرده بودند، با دست برصورتشان می زدند، روبندهایشان افتاده بود و صدایشان به واویلا بلند شده بود. بعد از عزّت به ذلّت افتادند و به سوی مقتل تومی دویدند. در همان حال شمر روی سینه تو نشسته بود…)
 
فقرات اخیر دلالت می کند که زنان حرم بعد از شهادت حضرت امام حسین (ع) موهایشان را پریشان کردند و بر صورت خود لطمهزدند و این گویای جواز این اعمال در عزاداری برای آن حضرت است.
 

مورد دیگری که برخی به آن استدلال کرده اند، سر شکستن حضرت زینب- سلام الله علیها- است که حکایت آن از این قراراست:

 
هنگامی که کاروان اسرا را به کوفه وارد کردند، مردم کوفه به تماشا آمده بودند و زنانشان گریه می کردند، امّ کلثوم سر از محمل بیرون آورد و به ایشان فرمود: بس کنید اهل کوفه! مردانتان ما را می کشند و زنانتان بر ما می گریند! داور ما و شما خداوند در روز قیامت باشد. در این هنگام، ناگهان سرهای شهدا و پیشا پیش آنها سرمبارک سید الشهداء را که بر نیزه کرده بودند، وارد کردند، ناگاه چشم حضرت زینب (س) به سر بریده برادرش افتاد که بر نیزه بود و نیزه دار آن را به راست و چپ حرکت می داد، حضرتزینب (س) که این صحنه را دید، سرش را به جلوی محمل کوبیدند و خون از زیر موهایش جاری شد، بعد پارچه ای را روی آنگذاشته و این اشعار را در رثای برادر زمزمه کرد:
 
ای هلال من زمانی که تو کامل شدی
خسوفی رخ داد و تو به تدریج غروب کردی.
ای پاره دلم هیچ گاه گمان نمی کردم
این سرنوشت برای تو رقم خورده باشد.
ای برادرم با فاطمه کوچکت سخن بگو
 چرا که قلب کوچکش نزدیک است ذوب شود
 
همان طور که گذشت، حضرات معصومین از چنین اعمالی نهی کرده بودند. اما سؤالی که در اینجا مطرح است این است که اگر امام حسین (ع) خواهرشان را قسم دادند و حتی تذکر دادند که مبادا شیطان را بر خود چیره سازی، با این فرض چرا حضرت زینب-اللّه علیها اقدام به لطم وپریشان کردن مو و شکستن سر خود کردند، آیا تذکر امام حسین در شب عاشورا را فراموش کرد؟ بهیقین حضرت زینب (س) از اولیای خاصّ خدا بودند و از علم لدنّی بی بهره نبوده اند، از این رو ممکن نیست بر خلاف تذکر امام(ع) چنین اعمالی را مرتکب شده باشند. پس باید در تفسیر روایات بیشتر دقت کرد تا روشن شود که میان این روایات و روایات بخش قبلی هیچ نوعمعارضه ای وجود ندارد و این روایات بر جواز این اعمال دلالت نمی کند
 
. اوّلًا، نقل حوادث عاشورا توسط امام معصوم (ع) در زیارت ناحیه مقدسه دلیل بر تأیید آن حوادث نیست، امام در حال مرثیهسرایی است و می خواهد اوج مظلومیت سید الشهداء را بیان کند، نه این که حکم فقهی کیفیت عزاداری زنان حرم را بگوید.
 
. ثانیاً، عملکرد زنان شهدا حجت شرعی نیست، خصوصاً در فضای آشفته ای که در آن لحظات پیش آمده بود. همزمان با به زمینافتادن امام (ع) لشکر کوفه به خیمه ها حمله کردند و خیمه ها را به آتش کشیدند روسری را از سر زنان کشیدند و زنان را می زدند،بعضی از ایشان با سر و پاهای برهنه به هر سو می دویدند. کار به جایی رسیده بود که حتی برخی از افراد غیور در لشکر عمر سعد نتوانستند آن وضع را تحمل کنند و از آن ممانعت کردند. آیا می توان در آن فضای تیره و آشفته شما از عملکرد زنان حرم حکمشرعی استنباط کرد؟ آنان در مقام اضطرار بودند، تمام فشار دنیا در یک لحظه به قلب ایشان وارد شده بود، تصور کنید زنان بیدفاعی را که همۀ عزیزانشان در یک نیمه روز کشته شدند و اینک خود مورد هجوم لشکر قرار گرفته و در معرض اسارتسرنوشتی، نامعلوم بودند. اگر فقیهی بخواهد از این صحنه حکم شرعی استنباط کند نهایتاً حکم استنباط شده مختص چنان وضع وحالی خواهد بود، یعنی که اگر کسی در چنان وضعی قرار گرفت می تواند همان کارها را انجام دهد، اما نمی توان عملکرد او رامجوزی برای انجام همان کارها در وضعیت طبیعی و عادی قرار داد. 
از این رو علما نیز در چنین وضعیت های بحرانی این طور نماز خواندن را مجاز دانستند
 
ثالثا، دلیلی وجود ندارد که نشان دهد حضرت زینب سلاماللّه علیها نیز مانند بقیه زن ها به سر و صورت خود زده باشد، درمقاتل نیز ننوشته اند که شخص حضرت زینب چنین کاری کرده باشد. بلکه در زیارت ناحیه و در مقاتل به صورت کلی آمده است.که زنان حرم این کار را کردند.
 
رابعاً، در مورد اخیر که آن حضرت سرشان را به محمل زدند و سرشان شکست، باید گفت: آن حضرت در آن وضعیت بحرانی کهبرای اولین بار سر برادرش را بر روی نیزه ها دید سر خود را به محمل زد و این حاکی از شدت تأثر و اندوه آن حضرت است و هیچ معلوم نیست که ایشان به قصد سر شکستن این کار را کرده باشند، حتی اگر چنین عملی را هم به قصد انجام داده باشند، دلیلی بر جواز از این کار در شرایط عادی نیست، بلکه تنها می توان در شرایط مشابه آن را تجویز کرد. موید این مطلب آن است که نه در مورد حضرت زینب و نه در مورد سایر زنان حرم نقل نشده که همیشه در سالگرد عاشورا موهایشان را پریشان کرده و به سر و صورت خود می زدند.
 
عجیب است که این ها رفتار زنان داغدار را دلیل جواز می دانند، اما به رفتار امام علی بن الحسین که در لحظه لحظه عاشورا حضور داشت، تمسک نمی کنند. در مورد ایشان هیچ یک از این مسائل نقل نشده است، در روایات بسیاری به گریه کردن و عزاداری ایشان اشاره شده است، گاه ایشان به صحرا می رفتند و سرشان را روی سنگی می گذاشتند و ساعت ها گریه می کردند و سنگ را با اشک خود خیس می کردند، اما در یک روایت هم نیامده است که ایشان لطم بکنند و به سر و صورت بزنند.
 
برخی می گویند. امام سجاد (ع) در کنار زنان حرم بود، اگر کار آن ها اشتباه بود، آنان را نهی می کرد! به راستی در آن لحظات آشوب و اضطراب سهمگین از امام که رنجور و در گوشه ای افتاده بود که کانون چه انتظاری می توان داشت؟ علاوه بر این که اساسا رفتار زنان حرم در آن شرایط رفتار بدی نبود تا امام از آن جلوگیری کند.
 

آخرین روایت

این روایت با وجود « فعلی مثل الحسین فلتلطم الخدود » این روایت با وجود جست و جو های فراوان به صورت نقل شده یافت نشد بلکه روایاتی با تعبیر«فعلی مثل الحسین فلیبک الباکون »وجود دارد که پیشتر به آن اشاره شد. تنها یک روایت در این زمینه از امام صادق (ع) نقل شده که در پایان آن آمده است: وَ قَد شَقَقنَ الجُیُوبَ وَ لَطَمنَ الخُدُودَ الفَاطِمِیَّاتُ عَلَی الحُسَینِ بنِ عَلِیّ (ع) وَ عَلَی مِثلِهِ تُلطَمُ الخُدُودُ وَ تُشَقُّ الجُیُوب؛ (و دختران فاطمه (ع) در سوگ حسین بن علی (ع) پیراهن های خود را پاره کردند و بر صورت خود لطمه زدند و البته در سوگمثل حسین (ع) بر صورتها لطمه زده می شود و گریبان ها پاره می گردد.)
 

استدلال به این روایت از چند جهت مخدوش است:

 اوّلًا: این مطلب تنها در خلال یک روایت آمده است و نمی تواند در برابر روایات فراوانی که ذکر شد و بر تحریم دلالت می کنند،مقاومت کند.
 
ثانیاً: مقصود امام آن است که در وضعیت آشفته کربلا طبیعی بود که زن ها پیراهن پاره کنند و بر صورت خود لطمه بزنند. دلیل این تفسیر آن است که هیچ یک از زنان حرم بعد از واقعه عاشورا و یا در سالگرد آن، لباس پاره نکردند و به سر و صورت خودنزدند.
 
ما از پذیرش این تفسیر ناگزیر هستیم؛ زیرا در روایتی که در بخش دوم گذشت، امام حسین (ع) این گونه اعمال را تحریم کردند واز خواهرشان خواستند تا بر سر و صورت خود نزد.
گذشته از این، بیان تحریم لطم در آغاز روایت و ذکر این مسئله در پایان روایت به معنای بیان شدت فاجعه کربلاست که برخی ازمحرمات را حلال کرد و تکلیف را در آن شرایط بحرانی از دوش مصیبت دیدگان برداشت.
 
از همه مهم تر این که اهل بیت به هیچ خیری امر نمی کردند مگر اینکه خود قبل از همه و بیش از همه به آن عمل می کردند. اگر واقعاً مقصود امام آن است که لطم استحباب دارد، در این صورت چرا خودشان حتی یکبار هم این کار را نکردند در حالی که ایشان به گریه کردن برای آن حضرت امر می کردند و خود بیش از همه گریه می کردند. به زیارت قبر آن حضرت فرمان می دادند و خود بیش از دیگران مقید به زیارت حرم امام حسین (ع) بودند؟
 
اینها همه ادله ای هستند که ثابت می کنند در فاجعه ای که رخ داد چنان مصیبت سخت بود که تکلیف برداشته شد و عملی که در چنان شرایطی مباح شده باشد، نمی تواند برای همه احوال مجاز باشد.
 

بر همین اساس برخی از فقهای معاصر فتوا به عدم جواز قمه زنی داده اند:

قمه زنی علاوه بر آنکه از نظر عرف از مظاهر حزن واندوه محسوب نمی شود و سابقه ای در عصر ائمه (ع) و زمان های بعد از آن ندارد و تأییدی هم به شکل خاص یا عام از معصوم (ع) در مورد آن نرسیده است، در زمان حاضر موجب وهن و بد نام شدن مذهب می شود؛ بنابراین در هیچ حالتی جایز نیست.
 

علامه سید محسن امین عاملی می گوید:

قمه زنی و اعمالی دیگر از این قبیل در مراسم عزاداری حسینی به حکم عقل و شرع حرام است و زخمی ساختن سر، که نه سود دنیوی دارد و نه اجر اخروی. ایذای نفس است که خود در شرع حرام است و در جهت این عمل، شیعیان اهل بیت (ع) مورد تمسخر قرار می گیرند و وحشی قلمداد می شوند. شکی نیست که این اعمال ناشی از وسواس شیاطین بوده و موجب رضایت خدا و پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) نیست و البته تغییر نام این اعمال در ماهیت و حکم شرعی آن که حرمت است، تغییری نخواهد داد.
 
از منابع فقه چه لبّیه و چه لفظیه بالخصوص یا بالا طلاق یا با لعموم، جواز و اباحه قمه زنی-/ فضلًا از رجحان آن-/ در مراسم عزاداری سالار شهیدان امام حسین (ع) مستفاد نمی گردد، بلکه مقتضای ادله و عناوین ثانویه حرمت و عدم جواز است لذا اجتناب از آن واجب و لازم است.
 
در مقابل، برخی از علمای گذشته به جواز قمه زنی و امور مشابه آن فتوا داده اند.
آنچه از بیانات برخی از آنان استفاده می شود، این است که ایشان بر اساس عناوین ثانویه چنین نظری ابراز کرده اند. به عنوان مثال حکایتی را مدعیان حقیقت مظلوم نقل کرده اند. زمانی که عالمی سنی در بحث و مناظرهای از علامه امینی- رحمۀ الله علیه- پرسید آیا قمه زنی جایز است؟ ایشان در پاسخ فرمودند«! بلکه واجب است! زیرا اگر اینها نبودند شما عاشورا را هم مانند غدیر منکر می شدید »
مسائل جاری دنیای اسلام و ضرورت های موجود را دلیل فتوا ذکر می کنند و براساس ادله اولی اظهار نظر نکرده اند
 

نتیجه گیری

روشن شد که برخلاف تصور رایج در مورد قمه زنی و امثال آن، حرمت این اعمال حکم ثانوی نیست، بلکه در مرحله نخست مبتنی بر حکم اوّلی است و اگر در گذشته برخی از علما براساس ضرورتهای ثانوی، فتوا به جواز داده اند، امروزه چون نه عاشورا تهدید به انکار می شود و نه تعطیلی قمه زنی ضربه ای به رونق عزاداری میزند، حکم ثانویه منتفی شده و این مسائل به همان حکم اوّلیه خود باز می گردند.
پس همه این اعمال اعمّ از قمه زنی، لطم، چنگ زدن به صورت، کوبیدن سر به در و دیوار و امثال آن، اعمال خلاف شرع مقدس اسلام هستند و حتی برخی از این اعمال موجب کفاره نیز می شوند.
 

حکم ثانویه قمه زنی

به نظر برخی از علما حکم ثانویه قمه زنی و اعمال مانند آن به اقتضای شرایط موجود در گذشته، حلیت بود، اما در این که آن ضرورتها امروزه وجود ندارد، جای هیچ تردیدی نیست؛ زیرا جواز این اعمال برای آن بود که عاشورا به فراموشی سپرده نشود و عزاداری ها از رونق نیفتد و عاشورا به صورتی شورانگیز زنده بماند.
 
امروزه همه ما به نیکی میدانیم که اگر قمه زنی تعطیل شود، عاشورا تعطیل نمی شود و کسی  در اصل عاشورا خدشه نمی کند. همان طور که در این ده سالی که قمه زنی با حسن تدبیر رهبری معظم انقلاب تعطیل شده است، نه تنها کمترین لطمه ای به عزاداری حضرت  اباعبداللّه (ع) وارد نشده، بلکه هر سال شکوه و رونق بیشتری یافته است.
 
گاه شرایط زمانی و مکانی زمینه هایی را فراهم می سازند که باعث پیدایش مصالح و یا مفاسدی می شود که آنها مبنای احکامی می شوند که در اصطلاح به آنها احکام ثانویه گفته می شود. در این جا به چند نمونه از احکام ثانویه ای که حضرات معصومین- علیهم السلام- صادر کردند و پس از انقضای شرایط خاص آن را لغو کردند، اشاره می کنیم. 
 
در زمان رسول خدا- صلوات الله علیه و آله- ایشان به مردان امر کرده بودند که ریش خود را خضاب بگذارند و خود را شبیه یهود نسازند. بعد از رسول خدا که اسلام توسعه پیدا کرد، امیر المؤمنین (ع) خضاب نمی کردند. همین مسئله مورد سوال شد که حضرت رسول خضاب می گذاشتند، چرا شما آن را ترک کرده اید؟ امیرالمؤمنین (ع) در پاسخ فرمود: إِنَّمَا قَالَ النَّبِیُّ (ص) ذَلِکَ وَ الدِّینُ قُلٌّ وَ أَمَّا الآنَ وَ قَدِ اتَّسَعَ نِطَاقُهُ وَ ضَ رَبَ بِجِرَانِهِ فَامرُؤٌ وَ مَا اختَارَ (وسائل الشیعه، ج 2،ص 87 ، باب ( 44 ) استحباب خضاب الشیب.) زمانی که رسول خدا امر به خضاب کردن فرمودند، دین در اقلیت بود، اما امروز اسلام توسعه یافته است و مرزهای آن به اقصی نقاط کشیده شده است. در اینوضعیت هر شخصی مخیر است که خضاب بگذارد و یا نگذارد.
عباد بن کثیر بصری، مردی زاهد اما متحجر بود تا آنجا که گاه بر نوع لباس امام صادق (ع) خرده می گرفت:
 
ابن قداح نقل می کند که در خدمت امام صادق (ع) بودیم و ایشان به من و یا پدرم تکیه داده بودند و لباس مروی به تن داشتند. در این هنگام عباد بن کثیر بصری سر رسید و امام را با آن لباس دید. گفت: ای اباعبداللّه تو از اهل بیت نبوت هستی و پدرت آن چنان بود، این لباس مروی چیست که به تن کرده ای، چه می شد اگر لباسی ساده تر می پوشیدی؟ امام در پاسخ فرمودند: وای بر تو عباد چه کسی زینت هایی را که خداوند متعال برای بندگانش آفریده است و روزی های گوارا وپاکیزهای را که برایشان قرار داده است بر آنها حرام کرده است ؟ نی که خداوند متعال نعمتی را به بنده اش ارزانی کند، دوست دارد که آثار نعمت را بر او ببیند. وای بر تو عباد! من خود پارة دل رسول خدا هستم. مرا اذیت نکن…
با توجه به اثبات حکم اولی حرمت برای قمه زنی و اعمال مشابه آن، دیگر برای اثبات حرمت آن به حکم ثانویه نیازی نیست. از این رو قمه زنی حتی اگر وهن مذهب هم نباشد و لطم اگر موجب هیچ مفسده ای هم نگردد، باز هم حرام اند و این حرمت، تعبدی و متکی به روایات است. تأکید ما بر این مطلب به آن جهت است که برخی با خدشه در مفسده دار بودن این اعمال سعی در مجاز نشان دادن آنها دارند
 

بنابراین در هر حال این اعمال بنابر ادله روایی و قرآنی حرام است

از مهمترین پیامدهای ناگوار این رفتارهای افراطی که برخی از مجالس عزاداری به آن مبتلا شده اند این است که رعایت احکام شرعی و حدود الهی به بهانه های واهی کنار گذاشته می شود، زمینه برای هر گناهی فراهم میشود و مجالس عزاداری از بزرگترین گناهان که تجاهر به کلمات کفرآمیز است تا لهو و لعب و بی بندوباری در رفتار و کردار و اختلاط میان زنان و مردان مصون نمی ماند.
 
یکی دیگر از آسیب های ناشی از رفتارهای ناهنجار و از جمله قمه زنی وهن مذهب است. این اعمال سبک، باعث نوعی دلزدگی نسبت به شرع اسلام شده و سبب می شود شیعه در میان مذاهب اسلامی متّهم به غلوّ و رفتارهای وحشیانه شود. اگر چه تشخیص وهن مذهب بودن قمه زنی از موارد تشخیص موضوع است ولی از زمره موضوعات جزیی و شخصی نیست. تشخیص آن که بر عهده مکلفین باشد، بلکه از موضوعات اجتماعی و سیاسی است که به ناچار باید مرجع واحدی برای تصمیم گیری و تشخیص آن وجود داشته باشد.
 

در حکومت اسلامی تشخیص این گونه موضوعات بر عهده رهبری است و نظر او فصل الخطاب است.

 
اگر چه افراد جامعه به ویژه متخصصین و اهل فن حق دارند در مسایل اجتماعی و سیاسی هر نظر و تحلیلی را داشته باشند، اما در اجرای آن آزاد نیستند که هر کدام طبق تشخیص خود عمل کنند، چه در این صورت نظام زندگی اجتماعی از هم می پاشد. بنابراین مدعیان حقیقت مظلوم میتوانند قمه زنی را وهن مذهب ندانند، اما حق ندارند در برابر تصمیم ولیّ امر مانع تراشی کنند.
شیخ انصاری در بحث از اینکه اگر یکی از فقهای واجد شرایط در حیطه اختیارات خود اقدام به صدور حکمی کند، آیا فقیه دیگری حق دارد که آن را نقض کند، یا اینکه همه باید تابع نظر او باشند؟ وی پس از تبیین ادله مختلف ضرورت تبعیت از حکم صادر شده می گوید: اگر فقها احکام یکدیگر را نقض کنند، آن دسته از مصالح نظام اجتماعی که به دست حاکمان سر و سامان میگیرد، مختل می شود… (مکاسب، ج 2، ص 157 )
 
در هر حال از مجموع آنچه گذشت روشن می شود که اگر فقیهی حکم قولی و فعلی الزام آوری را در اموری که مربوط به حاکم است، بیان کند، جایز نیست دیگر فقها برای حکم او مزاحمت ایجاد کنند. به عنوان مثال اگر مال یتیم را از کسی بگیرد، یا کسی را برای گرفتن آن مامور کند، یا کسی را ناظر بر آن قرار دهد، کسی حق ندارد حکم او را نقض کند؛ زیرا نظر او مانند نظر امام است و از این رو قابل نقض نیست.

 

می گویند: صرف اینکه دشمن ما را مسخره میکند، دلیل آن نیست که ما دست از کار خود بکشیم، بلکه تمام انبیا طبق صریح قرآن مورد استهزا قرار گرفته اند؛ بنابراین به استهزای دشمنان نباید توجه کرد.

اما نکته ای که از آن غفلت شده، این است که هیچ یک از انبیا برای یک عادت و آداب ابداعی مورد استهزا قرارنگرفت، انبیا به جهت تبلیغ دین و احکام الهی به مردم از سوی کافران و ستمگران مورد استهزا قرار می گرفتند، در حالی که ما به جهت عادات و رسوم ابداعی خود مورد تمسخر هستیم، اگر دشمن ما را به جهت عقاید و اعمال دینیمان مسخره کند در برابر او می ایستیم و کمترین توجهی نمی کنیم. اما قمه زنی در هیچ یک از روایات ما نیامده است، بلکه رسم و عادتی است که توسط خود مردم ابداع شده است و نمیتوان آن را از دین دانست. پس اگر دشمن، ما را برای گریه کردن بر سالار شهیدان مسخره کند، توجه نمی کنیم؛ زیرا اصل عزاداری و گریه کردن برای امام حسین (ع) از دین است و در خود دین به آنها توصیه شده است.
ما از ریشخند دشمن نمی ترسیم، از بد نمایاندن اسلام به ملتها در هراسیم. ما از آن می ترسیم که پافشاری ما بر برخی از اعمال بی ریشه و ابداعی، بهانه ای به دست دشمنان بدهد و آنها با استفاده از آن، ملت هایی را که تشنه اسلام هستند از آن بیزار کنند.
 
زمانی که مسلمانان در مدینه بودند. یهودیان مدینه، به خاطر حسادتی که از خود نشان دادند، حاضر به ایمان آوردن نشدند؛ پس مدام به دنبال بهانه ای بوند تا مسلمانان را اذیت کنند. از این رو حتی به مسائل سطحی آنان نیز ایراد می گرفتند. خداوند متعال آیاتی را در این زمینه نازل کرده است که یکی از آنها آیه 104 سوره بقره است: یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَقُولُوا راعِنا وَ قُولُوا انظُرنا وَ اسمَعُوا وَ لِلکافِرینَ عَذابٌ أَلیمٌ: (ای افراد باایمان! (هنگامی که از پیغمبر تقاضای مهلت برای درک آیات قرآن می کنید) نگویید«راعنا»بلکه بگویید « انظرنا »(زیرا کلمه اوّل، هم به معنای «ما را مهلت بده»و هم به معنب «ما را تحمیق کن»دستاویزی برای دشمنان است.)و (آنچه بهشما دستور داده می شود) بشنوید! و برای کافران (و استهزاکنندگان) عذاب دردناکی است.
 
این آیه زمانی نازل شد، که یهودی ها به کلمه «راعنا» ایراد گرفتند؛ زیرا راعنا همان طور که در روایات آمده است. هم به معنای « مهلت بده »و یا « ما را مراعات کن » به کار برده می شود و هم به معنای ما را احمق کن »از این رو این کلمه به چیزی شبیه به لطیفه تبدیل شده بود و مدام مسلمانان را مسخره می کردند. خداوند به اهل ایمان گوشزد می کند که: شما که می توانید با تغییر یک کلمه دشمن را از خود نا امید کنید، چرا این کار را نکنید! پس به جای « راعنا » بگویید:« انظرنا » یعنی به ما توجه کن.
مقصود رهبر معظم انقلاب نیز همین است که زمانی که میشود با شیوه های بهتری عزاداری پرشکوه برای سید الشهداء برپا کرد، چرا قمه بزنیم و راه را برای طعن و استهزای ولو بی مورد دشمن باز بگذاریم؟
 

یکی دیگر از نمونه ها روشن حکمت رهبری الهی در صدر اسلام، تغییر قبله است.

مسلمانان در آغاز اسلام و تا اواسط شعبان سال دوم هجری قمری به سویبیت المقدس نماز می خواندند. از این رو بهانه ای به دست دشمن افتاد تا بتوانند به استقلال مسلمانان ایراد بگیرند. آنها مسلمانان را شماتت می کردند که اگر شما استقلال داشتید، دارای قبله مستقلی می بودید. اما شما به سمت قبله ما نمازمی خوانید و این به معنای وابستگی شما به ماست. خداوند متعال با تغییر قبله این بهانه را از دشمن گرفت:

قَدْ نَری تَقَلُّبَ وَجْهِکَ فِی السَّماءِ فَلَنُوَلِّیَنَّکَ قِبْلَۀً تَرْضاها فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ حَیْثُ ماکُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ وَ إِنَّ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ لَیَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَ مَا اللهُ بغافِلٍعَمّا یَعْمَلُونَ (نگاه های انتظارآمیز تو را به سوی آسمان (برای تعیین قبله نهایی) می بینیم! اکنون تو را به سوی قبله ای که از آن خشنود باشی، باز می گردانیم. پس روی خود را به سوی مسجد الحرام کن! و هر جاباشید، روی خود را به سوی آن بگردانید! و کسانی که کتاب آسمانی به آنها داده شده، بخوبی می دانند این فرمانِ حقی است که از ناحیه پروردگارشان صادر شده (و در کتابهای آسمانی خود خوانده اند که پیغمبر اسلام، به سوی دو قبله، نماز می خواند). و خداوند از اعمال آنها (در مخفی داشتن این آیات) غافل نیست!)( بقره، آیۀ 14)
 
در آیه دیگر به تغییر قبله میپردازد و می فرماید:
وَ مِنْ حَیْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَکَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ حَیْثُ ما کُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَکُمْ شَطْرَهُ لِئَلّا یَکُونَ  لِلنّاس عَلَیْکُمْ حُجَّۀٌ إِلَّا الَّذِینَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ فلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِی وَ لِأُتِمَّ نِعْمَتِی عَلَیْکُمْ وَ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ (و از هر جا خارج شدی، روی خود را به جانب مسجد الحرام کن! و هر جا بودید، روی خود را به سوی آن کنید! تا مردم دلیلی علیه شما نداشته باشند، جز ظالمان (که دست از لجاجت برنمی دارند،) از آنها نترسید! و (تنها) از من بترسید! (این تغییر قبله، به خاطر آنبود که) نعمت خود را بر شما تمام کنم، شاید هدایت شوید!)(بقره،آیه 150)
یعنی ما قبله را تغییر دادیم تا جلوی اتهامات آنها را بگیریم.
 
خداوند متعال به سبک مغزانی اشاره می کند که با تعجب خواهند گفت: چه شد که پیامبر اسلام از قبله اوّل خود رویگردان شد.
سَیَقُولُ السُّفَهاء مِنَالنّاس ما وَلّاهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِی کانُوا عَلَیْها قُلْ للهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ یَهْدِی مَنْ یَشاءُ إِلی صِراطمُسْتَقِیمٍ (به زودی سبک مغزان از مردم می گویند:چهچیز آنها (مسلمانان) را، از قبله ای که بر آن بودند، بازگردانید »بگو:«مشرق مغرب، از آن خداست. خدا هر کس را بخواهد، به راه راست هدایت می کند)(بقره،آیه 142)
 
جالب اینجاست که همین مسئله نه چندان پر اهمیت به یکی از مسائل پر دردسر برای پیامبر اسلام مبّدل شد و مردمان کم عقلی که خداوند از آنها به سفهاء یاد می کند دست از اشکال تراشی برنداشتند تا اینکه خداوند با لحن تندی به آنها فرمود: لَیْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَلکن الْبِرَّ مَنْ آمَنَ باللهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلاائِکَۀِ وَ الْکِتاب وَ النَّبِیِّینَ وَ آتَی الْمالَ علی حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبی وَ الْیَتامی و المساکین وَ ابْنَالسبیل و السائلین وَ فِی الرِّقاب و اقام الصلاه وآتی الزکاه وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا و الصابرین فِی الْباساء والضراء وحین الباس اولئک الذین صدقواو اولئک هم المتقون (نیکی، (تنها) این نیست که (به هنگام نماز،) رویِ خود را به سوی مشرق و (یا) مغرب کنید (و تمام گفتگوی شما، در باره قبله و تغییر آن باشد و همه وقت خود را مصروف آن سازید) بلکه نیکی (و نیکوکار) کسی است که به خدا، و روز رستاخیز، و فرشتگان، و کتاب (آسمانی)، و پیامبران، ایمان آورده و مال (خود) را، با همه علاقهای که به آن دارد، به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان، انفاق کند. نماز را برپا می دارد و زکات را میپردازد و (همچنین) کسانی که به عهد خود-/ به هنگامیکه عهد بستند-/ وفا میکنند و در برابر محرومیتها و بیماری ها و در میدان جنگ، استقامت به خرج می دهند اینها کسانی هستند که راست می گویند و (گفتارشان با اعتقادشان هماهنگ است) و اینها هستندپرهیزکاران.)(بقره، آیۀ 177)
 

اشکالاتی دیگر و پاسخش:

برخی قمه زنی را با آداب و رسوم اقوام و ملل دیگر مقایسه کرده اند و گفته اند همانطور که هر قومی به آداب و سنن ویژه خود پایبند است و اقوام دیگر حق اعتراض و استهزای آن قوم را به واسطه عمل به آن سنّت ندارند، ملّت های دیگر هم حق ندارند شیعیانرا به جهت قمه زنی مسخره یا مذمّت کنند.
 
در پاسخ باید گفت
 آداب و رسوم غلط بسیاری از ملّت ها به دین آنها مستند نیست تا منجر به وهن دین آنان شود.بسیاری از سنتهای ملی و قومی نادرست صرفاً برای تفریح و خوش گذرانی است. اگر کسانی که قمه می زنند قبول کنند که صرفاً می خواهند خوش باشند مشکلی نیست، اما مشکل از آنجا شروع می شود که کارشان را مستند به دین می کنند.
 
مقام معظم رهبری می فرماید: من در دو سه سال قبل از این راجع به قمه زدن مطلبی را گفتم و مردم عزیز ما، آن مطلب را با همه وجود پذیرفتند و عمل کردند. 
اخیراً مطلبی را کسی به من گفت که خیلی برایم جالب و عجیب بود. برای شما هم آن مطلب را نقل میکنم، کسی که با مسائل کشور شوروی سابق و این بخشی که شیعه نشین است-جمهوری آذربایجان-آشنا بود، می گفت: آن زمان که کمونیست ها بر منطقه آذربایجان شوروی سابق مسلّط شدند، همه آثار اسلامی را از آنجا محو کردند؛ مثلًا مساجد را به انبار تبدیل کردند، سالن های دینی و حسینیه ها را به چیزهای دیگری تبدیل کردند و هیچ نشانه ای از اسلام و دین و تشیّع باقی نگذاشتند. فقط یک چیز را اجازه دادند و آن، قمه زدن بود! دستورالعمل رؤسای کمونیستی به زیردستان خودشان این بود که مسلمانان حق ندارند نماز بخوانند، نماز جماعت برگزار کنند، قرآن بخوانند، عزاداری کنند، هیچ کار دینی نباید بکنند؛ اما اجازه دارند قمه بزنند! چرا؟ چون قمه زدن، برای آنها یک وسیله تبلیغ بر ضدّ دین و بر ضدّ تشیع بود. بنابراین، گاهی دشمن از بعضی چیزها، این گونه علیه دین استفاده می کند. هرجا خرافات به میان آید، دین خالص بدنام خواهد شد.
 
مبلّغان دینی، علمای دینی، متفکّران دینی، عشّاق گسترش اسلام، علاقه مندان به اسلام و اهل بیت- علیهم السّلام- باید توجّه کنند که اسلام و قرآن، با استدلال و منطق همراه است. مکتب اهل بیت، با منطق و استدلال همراه است. اگر استدلال را از آن جدا کردند و به جای استدلال، خدای نکرده چیزی را وارد کردند که از منطق دور است و جنبه خرافی دارد، این درست ضدّ استدلال عمل خواهد کرد. پس، یک ابزار اسلام برای گسترش و غلبه بر همه ادیان و جماعات و ملل و کشورها، عبارت از منطق است و دیگری، عبارت از عدالت اجتماعی است.(بیانات مقام معظّم رهبری در اجتماع بزرگ مردم در صحن امام خمینی (ره) مشهد مقدّس رضوی(76/11).
 

برخی مدعی شده اند: چیزی وهن است که ذاتاً وهن باشد، نه اینکه به سبب تمسخر دیگران و امور عرضی، وهن شده باشد.

در پاسخ می گوییم: آیا اگر خداوند متعال از گفتن کلمه « راعنا »نهی می کند، به جهت آن است که این کلمه ذاتاً کلمه بدی است،یا به سبب این است که یهود از آن سوء استفاده می کردند.

یکی از ادله ای که برای اثبات جواز یا استحباب قمه زنی بیان شده است، مکاشفات برخی از عارفان و اولیاء است. به عنوان مثال ازآیت الله العظمی بهاء الدینی نقل میکنند که ایشان در یکی از ماه های محرم به دعوت یکی از شاگردانشان به اردبیل رفته بودند شب عاشورا قبل از اذان صبح برای تهجد بیدار میشوند. وقتی که برای وضو گرفتن وارد حیاط میشوند، ملائکه را می بینند که فوج فوج از آسمان به زمین فرود می آیند. ظهر عاشورا زمانی که قمه زنها قمه می زدند، ایشان دیده بودند که همان ملائکه زیر بغل قمه زن هایی را که احساس ضعف می کنند گرفته اند.
از مرحوم شیخ جعفر مجتهدی نقل می کنند که ایشان هر ساله قمه می زدند و می فرمودند که ملائکه این خونها را خدمت حضرت صدیقه طاهره- سلام الله علیها- می برند.
در پاسخ می گوییم:
 اوّلًا: مکاشفات عارفان و سالکان- اگر چه بسیار وارسته و مقرّب باشند- نزد هیچ فقه و اسلام شناسی در زمره ادله شرعی نیست؛ زیرا تنها حضرات معصومین (ع) هستند که فعل، قول و تقریرشان برای مردم حجت است و کردار و گفتار غیر آنها حجیت شرعی ندارد
، ثانیاً: بسیاری از این گونه اخبار فاقد سند معتبر است و استناد شرعی آنها به بزرگان مخدوش میباشد. بنابر فرض اینکه مکاشفات درست نقل شده و خالی از شوائب باشند، هیچ تعارضی با آنچه که گفتیم، ندارد؛ زیرا این مکاشفات مربوط به زمانی است که قمه زنی قدغن نشده و از سوی ولی امر مسلمین تحریم نشده بود و به جهت حکم ثانویه جزو مستحبات به شمار می آمد و علمای آن عصر به استحباب این اعمال فتوا داده بودند. از این رو کسی که به فتوای مرجعش عمل می کرده در نزد خدا مأجور بوده است. اما زمانی که حکم ثانوی برداشته می شود و حکم اوّلیه جای آن را می گیرد، در این صورت عمل مذکور قداست خود را از دست خواهد داد. به عنوان مثال تا زمانی که قبله تغییر نکرده بود، تمام آثار و برکات نماز، متعلق به نمازی بود که به سمت بیت المقدس خوانده می شد، اما بعد از تغییر قبله اگر کسی به طرف بیت المقدس نماز بخواند، هیچ یک از آثار شرعی نماز را نخواهد داشت. 
اگر کسی از مرجعی تقلید کند که قمه زنی را جایز می داند، آیا با نهی صریح حکومتی برای او جایز است که در این مسئله طبقنظر مرجع خود عمل کند و قمه بزند؟
مراجع معظم تقلید تبعیت از ولی امر را در مسائل سیاسی و اجتماعی واجب می دانند. به عنوان مثال حضرت آیت اللهفاضل لنکرانیبعد از حکم به تحریم قمه زنی می فرمایند:
«گذشته از این ها، اعمال فوق مورد نهی مقام معظم ولایت امر مسلمین قرار گرفته و حکم معظمٌ له واجب الاتّباع است. خداوند بر ملت معتقد و هوشیار و سیاست فهم ایران توفیق تبعیت از احکام الهی و عزاداریمورد رضایت حضرت بقیۀ الله عنایت فرماید»
 

در پایان مقاله، نظرات برخی از مراجع معظّم معاصر را پیرامون مراسم عزاداری حضرت سید الشهداء (ع) نقل می کنیم:

نظر حضرت آیۀ الله نوری همدانی:
از آن جا که مکتب سالار شهیدان حضرت ابی عبد اللهمکتب امر به معروف و نهی از منکر و چشمه جوشان ارزش های اسلامی است و تاریخ خونبار عاشورا همیشه با آفریدن حماسه ها و موج ها و با به حرکت درآوردن احساسات و عواطف الهام بخش کلیه نهضت ها و قیام هایی که علیه ظالمان و جباران روزگار صورت گرفته بود و همواره مجاهدین اسلام با قیام هایی علیه ظلم و ستم به جا آوردند- که نمونه ی آن را در زمان خود دیدیم- نام حسین بر لب و اشک حسینی در چشم و هوای کربلا و عاشورا در سر را معنا « حسین منّی و أنا من حسین » ( داشتند تا موفق شدند که پیروزی خون بر شمشیر را ثابت و بیان بلند حضرت رسول اکرم (ص)کنند و ایام محرم و عاشورا همیشه زنده کننده آن خاطره و به جوش آورنده خون هایی است که در دل علاقه مندان این مکتب موج می زند. لذا لازم است مخصوصاً در جهان کنونی که دشمن اسلام از اسلام سیلی خورده و منافع نامشروع خود را از دست رفته می بینند و در فکر انتقام گرفتن از اسلام ناب محمدی هستند مراسم عزاداری کار زینبی بکند؛ یعنی با منطق اسلام، توأم و از هرگونه حرکتی که این دین مقدس را بی منطق قلمداد نماید منزه باشد وعزاداران محترم و متعهد به جای این که قمه را بر فرق خود بکوبند در فکر آن باشند که قمه را بر سر دشمنان اسلام که سرزمین های آنان را اشغال و در فکر تضعیف آن می باشند و منابع آنان را غارت و بالاخره هر روزی با ترفند جدید حیات اسلامی آنهارابه مخاطره می اندازند بکوبند. خداوند توفیق بیشتری برای پیمودناین راه به همه مسلمانان عنایت بفرماید.
 
نظر حضرت آیۀ الله العظمی فاضل لنکرانی:
با توجه به گرایشی که نسبت به اسلام و تشیع بعد از پیروزی انقلاب اسلامیایران در اکثر نقاط جهان پیدا شده و ایران اسلامی به عنوان أمّ القرای جهان اسلام شناخته می شود و اعمال و رفتار ملت ایران به عنوان الگو و بیانگر اسلام مطرح است لازم است در رابطه با مسایل سوگواری و عزاداری سالار شهیدان حضرت ابی عبدا … الحسین (ع) که یکی از عبادات است جداً خودداری نمایند. علاوه آن که عزاداری آن حضرت عمل عبادی سیاسی است، پس باید از مخلوط شدن کارهایی که جنبه سیاسی آن را مخدوش و یا به آن، عنوان خرافیت و وهن اسلام می بخشد اجتناب نمود. گذشته از این ها اعمال فوق مورد نهی مقام معظم ولایت امر مسلمین قرار گرفته و حکم معظمٌ له واجب الاتّباع است. خداوند بر ملت معتقد وهوشیار و سیاست فهم ایران توفیق تبعیت ازاحکام الهی و عزاداری مورد رضایت حضرت بقیه الله عنایت فرماید.
 
نظر حضرت آیۀ الله جوادی آملی:
چیزی که مایه وهن اسلام و پایه هتک حرمت عزاداری است جایز نیست، انتظار می رود از قمه زنی و مانند آن پرهیز شود.
 
متن جوابیه آیت الله مکارم شیرازی به سؤالات مختلف مردم درباره وظایف مسلمانان در ایام عاشورا و مراسم عزاداری حسینی (ع):
بدون شک عزاداری سالار شهیدان از افضل قربات و احیای خون آنان مایه نجات در دنیا و آخرت است. افراد ناآگاه و بی خبر، حادثه خونین کربلا را مربوط به گذشته می دانند و از تکرار سوگواری ها در هر سال دچار تعجب می شوند، در حالی که آگاهان آن را مربوط به یک جریان مهم و مستمر در سراسر زندگی بشر می دانند، که درکربلا به اوج خود می رسد، و به عنوان یک الگوی جاودانه در تاریخ می ماند و آن جریان مبارزه با کفر و ظلم و بیدادگری و ترجیح مرگ سرخ توأم با آزادگی بر زندگی ذلتبار و ننگین است.
آنها می گویند چرا شما برای حادثه ای که مربوط به سیزده قرن پیش است اشک می ریزید؟ ولی نمی دانند که اشک ما اعلان جنگ ما با ظالمان و بیدادگران و زشتکاران در هر زمان است. قطره های اشکی که از روی معرفت نسبت به اهداف والای حسین (ع) و یارانش جاری می شود گلوله های آتشینی است علیه تبهکاران و جنایتکاران تاریخ، وگوهرهای گرانبهایی است برای هدیه به مظلومان و ستمدیدگان وملتهای دربند، و این است معنی«کلّ یوم عاشورا و کلّ أرض کربلا » و به همین دلیل همیشه طاغوت ها و دشمنان اسلام از انجام این مراسم در هراسند و می خواهند آن را به تعطیل بکشانند. درست به همین دلیل ما می گوییم به هرقیمت که ممکن شود باید این مراسم حفظ گردد، حتی در بعضی از کشورها که دشمنان اهل بیت قصد خاموش کردن این چراغ فروزان را داشتند و از ما سؤال کردند، گفتیم به هیچ قیمت عقب نشینی نکنید، ولو بَلَغَ ما بَلَغ، و هر چند خون خود را در این راه نثار کنید.
درست است که این مراسم ذاتاً مستحب است ولی زنده نگهداشتن آن در مواردی از أوجب واجبات است. در این جا لازم می دانم همه ی برادران و خواهران ایمانی را به چند نکته توجه دهم:
1. باید همه بکوشند با خالصترین نیات در این مراسم شرکت جسته، و قلب و روح خود رادر اختیار سالار شهیدان قرار دهند، و به اهداف والای این قیام بزرگ تاریخ اسلام و بشریت بیندیشند، گویندگان عزیز و نویسندگان محترم اهداف مهم این قیام پربار را تشریح کرده، و سوگواران را روز به روز با آن آشناتر سازند تا مصداق کامل «عارفاً بحقّه »حاصل گردد.
2. برادران و خواهران ایمانی باید خلوص این مراسم را از اموری که مخالف شرع اسلام و دستورهای پیشوایان بزرگ دین است حفظ کنند و از هر کاری که بهانه به دست دشمنان می دهد بپرهیزند و نیز از اعمالی مانند قمه زدن و قفل در تن کردن و امثال آن که رهبر معظم انقلاب در بیانات پربار خود به آن اشاره نمودند اجتناب جویند. زیرا این اعمال دستآویزی به دست دشمنان خواهد داد تا کل این مراسمعظیم و سازنده را زیر سؤال برند. قمه را باید بر سر دشمن کوبید نه بر سر دوست. قفل را باید بر دهان دشمن زد نه بر تن دوست. درست است که انگیزه این افراد عشق به امام حسین (ع) و مکتب اوست ولی باید توجه داشت که مقدس بودن انگیزه به تنهاییکافی نیست. باید نفس عمل هم مقدس باشد، کیفیت عزاداری یا باید در نصوص اسلامی وارد شده باشد و یا مشمول عمومات و اطلاقات ادله گردد، و این گونه کارها مسلماً نه منصوص است و نه مصداق عزاداری در عرف عقلا و اهل شرع؛ به علاوه موانعی نیز از نظر شرع در برابر آن قرار دارد، و به تعبیر دیگر نه مقتضی شمول عمومات موجود است و نه مانع مفقود. درست است کهجمعی از بزرگان فقهای پیشین- قدّس الله اسرار هم- اجازه بعضی از این امور را در عصر خود به دلایل خاصی داده اند ولی آنها هم اگر در عصر ما و شرایط زمان ما بودند به یقین طور دیگری فتوا می دادند.
3. باید توجه داشت که هدف اصلی قیام امام حسین (ع) همان گونه که در وصیت تاریخی معروف آن حضرت آمده احیای امر به معروف و نهی از منکر بود. بر همه عاشقان مکتبش لازم است تا این دو فریضه الهی و قرآنی را زنده کنند، به امام و پیشوای بزرگشان اقتدا نمایند، و از طریق صحیح وحساب شده با منکرات به مبارزه برخیزند، و باگفتار و اعمال خود معروف را زنده کنند.
 


منبع : فصلنامه تخصصی فقه اهل بیت، زمستان 1385 و بهار 1386 شماره 48 و 49








chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد
منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.





اردو
تبلیغ کانال
ویژه نامه روز قدس
صوت
فیلم
کاریکاتور
اینفوگرافی
اخبار
پربازدیدترین
پیشنهادسردبیر
همایش ها
محصولات
اساتید